آنگاه که سر امام حسین ( علیه السلام) به نیزه شد دین

آنگاه که سر امام حسین ( علیه السلام) به نیزه شد

بالاخره آنانی که نطفه اختلاف و افکار شوم خود را در سقیفه بسته بودند و جایگزین کردن نظام خلافت به جای امامت زمینه های لازم را جهت سلطنتی وغیر الهی نمودن حکومت فراهم نموده بودند، پس از ۲۵سال خانه نشین کردن جانشنین بر حق رسول اعظم ( ص) و مقابله با حکومت ۵ ساله آنحضرت و وادارکردن امام دوم به قبول صلح تحمیلی و مسموم کردن آنحضرت، کار را به جائی رساندند که با تمام دنیای خود در برابر پرچمدار حق و حقیقت حضرت امام حسین ( علیه السلام ) ایستادند تا ریشه ولایت الهی که اکمال دین است را بخشکانند. که آنان نه امامت را بلکه دین ودیانت را مانعی برای مسلط شدنشان بر امور مردم و خوشگذرانیها و دنیا طلبیشان می دیدند.

با آغاز زمامداری یزید که از بدترین مردمان و فردی خوشگذران، دائم الخمر و هوسران بود، دنیای اسلام وارد یکی از حساسترین دوران خود شد. یزید با تمام قوا می خواست که دیگر اثری از اسلام و دیانت و سنت نبی اکرم ( ص) نباشد.
زمانه به گونه ای شده بود که سنت و کتاب خدا به لحاظ معنوی تحریف شده و مردم بواسطه حاکمان بی لیاقت ونامشروع از اصول روی برگردانده و بدعت با تمام اشکالش به میدان آمده بود. آنچه از دین و دیانت مانده بود، انحرافاتی بود که جاعلین حکومتی به نام اسلام و قرآن به خورد مردم می دادند. لذا حکومت می کوشید تا تنها منادی واقعی اسلام و سنت نبی اکرم (ص) را بی اثر کرده یا از میان بردارد. امام حسین ( علیه السلام ) با بیان جمله ای منطق خود نسبت به امتناع از بیعت و همچنین تکلیف حکومت ظلم و فساد را مشخص می‌کند.
« به درستی که من مرگ در راه مبارزه با حکومت ستمکاران را، نابودی تلقی نمی کنم، بلکه این مرگ را زندگی توام با سعادت و زیستن با ظالمان را، مرگی آمیخته به فلاکت می دانم».
امام حسین ( علیه السلام ) در این برهه حساس تکلیف خود را، زنده نگه داشتن دین جدش پیامبر اکرم ( ص) می داند و لذا با آغاز حرکتی تاریخی بزرگترین گام را در جهت احیاء اسلام و احکام الهی برداشت. حرکتی که برای اقامه امر به معروف و نهی از منکر انجام شد و در روز عاشورا به نقطه اوج رسید. تا امام حق و حقیقت برای همیشه تاریخ به مردم همه ی دورانها درس آزادگی، انسانیت، شرافت و حق طلبی بیاموزد وحاکمان ظالم را تا ابد رسوا نماید.
آری در روز عاشورا سر حسین ( علیه السلام ) توسط بدترین مردمان تمام دورانها بر سر نیزه رفت تا فریاد بزند که اسلام زنده است و پیام حق طلبی و آزاداندیشی و حریت را به جهانیان ابلاغ نماید. پیامی که در خطا به حضرت زینب ( سلام الله علیها ) به زبانی دیگر فریاد زده شد. و امروز رسالت این پیام الهی در سرزمین حسینی بر عهده تک تک ماست که خود را شیعه علی و پیرو حسین می دانیم.

به راستی ما که با فرارسیدن ماه محرم با سیاهپوش کردن مساجد و حسینیه ها، معابر و منازل و برتن کردن لباس سیاه در عزای قافله سالار کربلا و یاران، با وفایش به سوگ می نشینیم، چقدر به معرفت عاشورا رسیده ایم؟ و چقدر درباره عزت، مقاومت، پایداری، اثبات عبودیت در پیشگاه ربوبیت، آزادگی سرسپردگی به درگاه خداوند و مشیت الهی و تسلیم نشدن در برابر ظلم و ستم که پیام عاشورا و عاشورائیان است اندیشیده ایم؟ تجلی پیام عاشورا را در کدام یک از زوایای زندگیمان اثبات کرده ایم، چقدر از چراغی که حسین ( علیه السلام ) با قیام با عظمت خود جاودانه برافروخته برای درک حقیقت بهره جسته ایم؟ و چقدر حسین و حسینیان و راهی را که در آن گام نهاده ایم می شناسیم؟

علی محمد صیادی-اداره کل تبلیغات اسلامی استان همدان

نظرات