جلوه هایی از رفتار و خلق و خوی حضرت محمد (ص) سیره معصومین

 جلوه هایی از رفتار و خلق و خوی حضرت محمد (ص)

حضرت محمد (ص) برای رشد و تکامل ارزشهای اخلاقی مبعوث شده است و خود نیز از نیکوترین اخلاق ها برخودار بوده است تا جایی که خداوند می فرماید: «انک لعلی خلق عظیم» همانا تو بر اخلاق بسیار نیکویی هستی، ایثار و از خودگذشتگی و عفو و گذشت از حقوق فردی و شخصی، تقدم در سلام کردن، عیادت بیماران، مهمان نوازی و اطعام مساکین، تواضع و فروتنی و... جلوه هایی از سیره اخلاقی نبی اکرم می باشند.

ادب ورزی

هنگامی که مسلمانان برای جنگ بدر رهسپار بودند، در مسیر خود به عربی بادیه نشین برخوردند. از او پرسیدند: آیاسپاه قریش را دیده است؟ مرد پاسخی نداد. به او گفتند: به پیامبر خدا سلام کن. بیابان نشین ریشخندکنان پرسید: آیا رسول خدا میان شماست؟ مسلمانان گفتند: بله، پس بر او سلام کن!

مرد عرب نزد پیامبر آمد و گفت: اگر تو پیامبر خدایی، به من بگو در شکم این شتر ماده من چیست؟ سلمه پسر سلامه گفت :این مطلب را از رسول خدا نپرس. پیش من بیا، من به تو می گویم، آن گاه سخن نا مربوطی به زبان آورد! رسول گرامی فرمود:«دست بردار، به مرد دشنام می دهی؟!» پس به اعتراض، چهره از سلمه برگرفت.

آن حضرت در جنگ بدر مسمانان را از دشنام گویی به کشتگان دشمن بر حذر داشت و فرمود:

به ایشان دشنام مدهید که این کار شما بر کشتگان تاثیری ندارد و بازماندگانشان را آزار می دهد. آگاه باشید که بددهنی، فرو مایگی است.

این بزرگوار در هشداری به امت خود می فرماید:

به کسی دشنام مده. اگر دیگری به دروغ به تو دشنام داد، تو او را به چیزی که می دانی بددهنی نکن. در این صورت،پاداش از آن تو و گناه از آن اوست.

امانت داری

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله پیش از طلوع خورشید اسلام و پس از آن نیز میان همگان به «امین» مشهور بود. خود می فرمود:

سه چیز است که آفریدگار اجازه شکستن آنها را به کسی نداده است. یکی از آنها، بازپس دادن امانت به صاحبش است ؛ چه نیکو کار باشد چه گنهکار.

دشمنان آن حضرت در مکه، حتی پس از اعلام پیامبری، همچنان نفیس ترین اشیای خود را نزد وی به امانت می گذاشتند و تردیدی به خود راه نمی دادند که مبادا او اموالشان را مصادره و به نفع آیین خود خرج کند. از همین رو، پس از هجرت، از امام علی علیه السلام خواست چند روز در مکه بماند و امانت ها را به صاحبانش پس بدهد.

در حدیثی از ایشان می خوانیم «امانت را به کسی که تو را امین قرار داده است، باز پس ده و به کسی که به تو خیانت کرد، خیانت مکن».

همچنین می فرماید:

شخصی که در دنیا به امانت خیانت کند و آن را به صاحبش باز پس ندهد و بعد بمیرد، بردین من نمرده است و خدا را در حالی ملاقات خواهد کرد که از او خشمگین است.

ایشان حتی نخ و سوزن را به صاحبش برمی گرداند. باز از سفارش های ایشان است که: «وقتی کسی سخنی گفت و به اطراف خود نگریست، آن سخن نزد شما امانت است».

در نبرد خیبر، مسمانان به کم غذایی شدیدی دچار شدند، به گونه ای که برای رفع گرسنگی، از گوشت برخی حیوانات که خوردن آنها مکروه است، استفاده می کردند. زیرا مسلمانان در آن زمان با اینکه چند دژ از دژهای خیبر را گشوده بودند، انبار مواد غذایی، به دست مسلمانان نیفتاده بود.

در این هنگام، چوپان سیه چرده ای که برای یهودیان خیبر گله داری می کرد، به حضور حضرت شرف یاب شد و در خواست کرد که حقیقت اسلام را بر او عرضه کند. وی با شنیدن گفتار مستدل و منطقی آن فرستاده خدا، ایمان آورد و سپس گفت: همه این گوسفندان، امانت یهودیان خیبر در دست من است. اکنون که رابطه من با صاحبان گوسفندان قطع شده است، تکلیف من چیست؟ حضرت در برابر چشم صدها سرباز گرسنه، با کمال صراحت فرمود: در آیین ما، خیانت به امانت یکی از بزرگ ترین گناهان است. بر تو لازم است همه گوسفندان را تا در قلعه ببری و همه را به دست صاحبانشان برسانی. او نیز دستور پیامبر را بی درنگ اطاعت کرد. وی در جنگ علیه یهود به جهاد پرداخت و در راه اسلام به شهادت رسید.

شکیبایی

رسول گرامی اسلام برای خدا و در راه اجرای رسالت خویش، آزار و اذیت های فراوانی تحمل کرد. در نبرد احد صورتش زخمی شد و چهار دندان پیشین او شکست. یارانش از او خواستند تا دشمنانش را نفرین کند، ولی فرمود: «نفرین کننده برانگیخته نشدم، بلکه دعوتگر و بخشایش گر مبعوث شدم. خداوندگارا! قوم مرا هدایت کن؛ زیرا آنان نمی فهمند».

ابن مسعود می گوید:

هنگامی که حضرت در سجده بود و قریشیان در اطرافش بودند، عقبه پسر ابی معیط پوسته و پرده نازک جنین شتری را آورد و بر پشت او افکند. پیامبر همچنان در سجده بود.

فاطمه علیهاالسلام آمد و آن را از پشت او برداشت و عقبه را نفرین کرد. حضرت فرمود: «خداوندگارا ! قوم مرا هدایت کن، آنها نمی فهمند!» به افرادی که با مشکلات دست و پنجه نرم می کردند، مژده می داد:

«اگر سختی بیاید،گشایش نیز به دنبال آن خواهد رسید».

حق گرایی

رسول خدا صلی الله علیه و آله در شادمانی و خشم، جز حق نمی گفت و حق را اعمال می کرد، اگر چه در ظاهر به ضرر خودش یا دوستانش بود.

آن هنگام که یاران راستین او اندک بود و وارد شدن حتی یک نیرو در اردوگاهش سر نوشت ساز، اطرافیان از او خواستند از برخی مشرکان برای سرکوب دیگر مشرکان یاری جوید، ولی ایشان نپذیرفت و فرمود: «از مشرک کمک نمی طلبم».

آن حضرت به یارانش سفارش می کرد:

سخن حق را از هر که شنیدی بپذیری؛ گرچه دشمن بیگانه باشد و نا حق را از هر کس شنیدی نپذیری ؛ گر چه دوست نزدیک تو باشد.

اگر پای حقی در میان می آمد، دیگر کسی را یارای ایستادگی در برابر آن عزیز نبود، تا آنکه آن حق را یاری کند.

بر دسته شمشیرش نوشته شده بود: «حق را بگو؛ گر چه (در ظاهر) به زیان تو باشد».

گذشت

پیامبر رحمت، هم خود آراسته به عفو بود و هم دیگران را به گذشت سفارش می کرد:«گذشت کنید، همانا عفو، جز بر ارج بنده نمی افزاید.پس یکدیگر را عفو کنید تا خداوند ارجمندتان کند».

هرگز در سیره رفتاری ایشان دیده نشد که به خاطرخویش از کسی انتقام گرفته باشد. گذشت همواره در اولویت رفتاری ایشان بود و در هر مجلسی امت خود را به عفو دیگران فرمان می داد: «مردی به خاطر خدا از ستمی که بر او رفته است نمی گذرد، جز آنکه روز رستاخیز پروردگار بر ارجمندی اش بیفزاید».

بر دسته شمشیرش نوشته بود: «از کسی که بر تو ستم ورزید، بگذر».

به همه سفارش می کرد: «همدیگر را ببخشید تا کینه از میان برخیزد».

کشاورزی

پیامبر می فرمود: «روزی را در نهان زمین بجویید. هر گاه کشاورزی بذری را از راه حلال در دست خود می گیرد، فرشته ای ندا می دهد: یک سوم برای دهقان، یک سوم برای پرندگان و یک سوم برای چارپایان. چون آن را بر زمین می پاشد، برای هر دانه بذر، ده نیکی برایش می نویسد. چون آن را آبیاری می کند و بذر می روید، گویی در برابر هر دانه، انسان مؤمنی را زنده کرده است و تا دهقان آن کشته را درو کند، خداوند والا را می ستاید. چون آن را می کوبد، گویا گناهانش را له می کند. هنگامی که خرمن را باد می دهد، (برای جدا سازی دانه ها از ناخالصی ها) گناهانش نیز بر باد می روند. زمانی که آن را وزن می کند، به سان روز تولدش از گناهان خارج می شود. وقتی که آن محصول را به خانه می برد و نان خورهایش شاد می شوند، عبادت چهل سال را بر او می انگارند. هنگامی که از آن به گرسنه و همسایه و بیچاره می دهد، آفریدگار او را از عذاب خود در امان می دارد».

از پیامبر اسلام پرسیدند: چه ثروتی بهتر است؟ فرمود: «کشته ای که صاحبش آن را بکارد، سامان دهد و روز درو، حقش (زکاتش) را پرداخت کند».

ایمان و دین باوری

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله خود، تندیس ایمان بود و قافله سالار دین باوری. ایشان می فرمود: «دین باور نیرومند، نزد خداوند از مؤمن ضعیف بهتر و محبوب تر است.» این بزرگوار در حدیثی می فرماید:

سزاوار است در دین باور هشت ویژگی باشد: آرامش در آشوب ها؛ شکیبایی در ناگواری ها؛ سپاس گزاری در آسایش؛ قناعت به آنچه خدای والا روزی اش کرده است؛ ستم نکردن بر دشمنان؛ تحمیل نکردن بر دوستان؛ پیکرش از او در رنج باشد و مردم از وی در آسایش باشند.

کسی که دین باوری را بیازارد، خداوند را آزرده است. کسی که او را غمگین سازد، پروردگار را اندوهگین کرده است و کسی که ناحق و ستمگرانه چنان به مؤمن بنگرد که او بهراسد، آفریدگار او را در روز رستاخیز خواهد ترسانید.

رسول خدا صلی الله علیه و آله در کلامی دیگر سفارش می کند:

آگاه باشید! کسی که اندوهی از غم های دنیا را از مؤمن بزداید، پروردگار هفتاد و دو غمِ آن جهان و هفتاد و دو غمِ این جهان را از او می زداید.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، در سخنانی گهر بار خطاب به امیرمؤمنان علی علیه السلام فرموده است:

«ای علی! برخی از ویژگی های دین باور آن است که اندیشه اش در جوشش، دانشش بسیار و بردباری اش بزرگ است. کسی را که آزارش داده است، اذیت نمی کند. در سخنانش بیهوده غوطه ور نمی شود و بدگویی نمی کند. هنگام تردید در حلال یا حرام بودن چیزی، باز می ایستد. بسیار می بخشد، شادی اش در چهره و اندوهش در دل است. گواراتر از شهد و ایمانش سخت تر از صخره است. رازی را افشا نمی کند و خاموشی اش درازمدت است. باخرد سالان مهربان است. امانت دار و بسیار آگاه است. کم لغزش، رفتارش مؤدبانه و سخنانش موجب شگفتی شنوندگان است. در جست وجوی عیب دیگران نیست. متین، سپاس گزار، کم گو، همدم، پاکدامن و بزرگوار است. نه نفرین گر است، نه سخن چین، نه دشنام گو و نه تنگ چشم. خوش برخورد است و در پی والاترین هدف ها. نیرومند، اما نرم خوست؛ نه به دشمن ستم می کند و نه دوستی کسی، او را به گناه وامی دارد. کم خرج است. پر خواب نیست و کارش را به خوبی انجام می دهد. سخنش را می سنجد؛ نه سخن ناحق دوستش را می پذیرد و نه سخن درست دشمنش را رد می کند. جز با هدف فراگیری نمی آموزد و جز با هدف به کارگیری فرانمی گیرد. کم کینه است و بسیار سپاس گزار و روزها فعالیت اقتصادی می کند».

همچنین از این بزرگوار نقل می کنند:

در همراهی با مؤمن سود است؛ زیرا اگر همراهش شوی،بهره مندت می سازد. اگر با او مشورت کنی، سودت دهد. اگر شریکش شوی، به نفعت باشد و همه کارش برای مردم سودمند است.

حفاظت از زبان

حضرت رسول در همه حال مراقب زبان خویش بود.ایشان در گفتاری، نقش بسیار مهم سازندگی یا ویرانگری زبان را این چنین گوشزد می کند:

زبان چنان عذابی می بیند که هیچ یک از اعضای بدن چنان رنجی نمی بیند. زبان می گوید: خداوندگارا! مرا چنان شکنجه ای دادی که هیچ عضوی را چنان رنج ندادی، علت آن چیست؟ آفریدگار پاسخ می دهد: از تو سخنی برآمد که به خاور و باختر رسید و در نتیجه آن، خون بی گناهان ریخت؛ مال هایی به ناحق گرفته شد و حرمت هایی هتک شد. پس سوگند به ارجمندی خودم، تو را چنان عذاب خواهم کرد که هیچ عضوی را چنین عذابی نکرده باشم.

در حقیقت، ایمان هیچ بنده ای پابرجا و راست نخواهد شد، مگر اینکه دلش راست شود ودلی به راه راست نخواهد رفت، جز آنکه زبان او راست شود.

یکی از لغزش های زبان، ستیزه جویی گفتاری است؛ اثبات کردن نکته ای که هیچ سودی، ندارد و ادامه این کشمکش، به کدورت ها و گسستن دوستی ها می انجامد. پس باید ریشه این درخت بی میوه را خشکاند. از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روایتی نقل است:

من ضامن خانه ای در بالای بهشت، خانه ای در میانه بهشت و خانه ای در ورودی بهشت برای کسی هستم که ستیزه جویی گفتاری را رها کند؛ گرچه بر حق باشد.

رسول اللّه صلی الله علیه و آله در سفارشی دیگر می فرماید: «بنده به اوج ایمان نمی رسد، جز آنکه زبان خویش را نگه دارد».

از آنجا که زخم زبان به راحتی بهبود نمی یابد، مردم خود را از انسان های بدزبان و بهتان گو دور نگه می دارند؛ چنان که در روایت ها نیز آمده است. «هر آن که از زبانش بترسند، از دوزخیان است».

قانون مداری

زنی از قبیله مخزوم دزدی کرد. قریشیان به خاطر موقعیت خوب اجتماعی آن زن بیم ناک شدند و می خواستند پیامبر از مجازات او چشم بپوشد. جز اسامه پسر زید، محبوب پیامبر، کسی جرئت نداشت این خواهش بیجا را با پیامبر در میان بگذارد. اسامه خواسته قریشیان درباره عفو آن زن را مطرح کرد، حضرت فرمود: «آیا در حدی از حدود خداوند پا در میانی می کنی؟» سپس برخاست و خطبه ای خواند و در آن سخنرانی فرمود: «آنانی که پیش از شما نابود شدند، مردمانی بودند که اگر مهترشان دست به سرقت می زد، رهایش می کردند و اگر فرودستشان سارق بود، حد را در حقش اجرا می ساختند. سوگند به خداوند! اگر فاطمه، دختر محمد صلی الله علیه و آله نیز دست به سرقت بزند، محمد دستش را قطع خواهد کرد.» سرانجام، دست زن مخزومی بریده شد.

هدیه

هرگاه در جمع به پیامبر هدیه می دادند، به اطرافیانش می فرمود: «شما در این هدیه سهم دارید.» هدیه را می پذیرفت؛ گرچه جرعه ای شیر بود و آن را جبران می کرد. فرمان داده بود که به یکدیگر هدیه دهید تا محبتتان به همدیگر افزایش یابد. نه تنها خود هدیه را می پذیرفت، بلکه از یارانش می خواست هدیه را رد نکنند و آن را کوچک نشمارند؛ گر چه پاچه بزی باشد.

ایشان نه تنها مردم را به هدیه دادن متقابل فرمان می داد، بلکه می فرمود: «به کسی که به تو هدیه نمی دهد نیز هدیه بده» و باز می فرمود: «هدیه کینه ها را می برد و دوستی را تجدید و تثبیت می کند».

از رسول خدا صلی الله علیه و آله در حدیثی نقل است: «در هدیه دادن، میان فرزندان خویش مساوات را رعایت کنید. من اگر می خواستم کسی را برتری دهم، زنان را برتری می دادم».

پیامبر، معنویت هدیه را فراتر از هدایای مادی مطرح می کرد و می فرمود: «چه نیکو هدیه ای است، سخنی از سخنان دانش راستین».

خدمات اجتماعی

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می فرمود:«خداوند بندگانی دارد که آنان را برای رفع نیاز مردمان آفریده است. مردم به آنها پناه می آورند و آنان در روز رستاخیز درامانند.» خداوند در دین اسلام هشدار می دهد:«کسی که بشنود مردی فریاد می زند ای مسلمانان ما را دریابید، ولی پاسخش را ندهد، مسلمان نیست».

باز از آن حضرت نقل است: «کسی که سنگی را از سر راه بردارد، برایش پاداش در نظر گرفته می شود».

همچنین می فرماید:

شخصی که برای رفع نیاز دنیایی آسیب دیده ای با وی همراه شود، پروردگار ضمانت می دهد که او را از دورویی و آتش دوزخ برهاند و نیز هفتاد نیاز این جهان او را تأمین می کند و همچنان غوطه ور در لطف خداوند والاست تا برگردد.

ایشان در حدیثی دیگر می فرماید:«اینکه دوست دین باور خویش را برای انجام دادن کاری یاری کنم، برایم از یک ماه روزه و اعتکاف در مسجدالحرام محبوب تر است».

منبع:http://nabiyullah.blogfa.com

نظرات