نگاهی به اخلاق و فضائل حضرت فاطمه (س) سیره معصومین

نگاهی به اخلاق و فضائل حضرت فاطمه (س)


از خود گذشتگی و ایثار فاطمه (علیها السلام ) ، مهمان نوازی حضرت فاطمه (علیها السلام) : مرد گرسنه ای در مسجد مدینه بپا خواست و گفت : ای مسلمانان ! از گرسنگی به تنگ آمده ام ، مرا مهمان کنید.پیامبر اسلام (ص) فرمود : چه کسی این مرد را امشب مهمان می کند ؟ حضرت علی (ع) فرمود : من یا رسول الله ! کمی بعد وارد منزل شد و از فاطمه زهرا (علیها السلام) پرسید : آیا غذایی در منزل داریم ؟ مهمان گرسنه آورده ام.حضرت زهرا (علیها السلام) ایثارگرانه فرمود : در خانه ما غذایی نیست ، مگر به اندازه خوراک دختربچه امّا امشب ایثار می نماییم و گرسنگی را تحمل می کنیم و همین مقدار غذا را به مهمان می بخشیم.


عایشه - همسر پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم - اظهار مى كند :فاطمه شبیه تر از هر كسى به رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم بود . هنگامى كه به حضور پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم مى رسید، حضرت با آغوش باز از او استقبال مى كرد و دست هایش را مى گرفت و در كنار خود مى نشاند، و هرگاه پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم بر فاطمه علیهاالسلام وارد مى شد، ایشان برمى خاست و دست هاى حضرت را با اشتیاق مى بوسید.آن زمان كه رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم در بستر مرگ آرمیده بود، فاطمه علیهاالسلام را به طور خصوصى پیش خود خواند، و آهسته با وى سخن گفت ، كمى بعد فاطمه علیهاالسلام را دیدم كه گریه مى كرد! سپس پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم بار دیگر با او آهسته صحبت كرد. این بار، فاطمه علیهاالسلام خندید! با خود گفتم :این نیز یكى از برترى هاى فاطمه علیهاالسلام بر دیگران است كه هنگام گریه و ناراحتى توانست بخندد.
علت را از فاطمه علیهاالسلام پرسیدم ، فرمود:- در این صورت اسرار را فاش ساخته ام و فاش كردن اسرار ناپسند است .پس از آنكه پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم رحلت كرد، به فاطمه علیهاالسلام عرض كردم :- علت گریه و سبب خنده شما در آن روز چه بود؟در پاسخ فرمود:- آن روز، پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم نخست به من خبر داد كه از دنیا مى رود، گریه كردم ! سپس به من فرمود: تو اولین كسى هستى كه از اهل بیتم به من مى پیوندى ، لذا شاد شدم و خندیدم !  امیرالمؤمنین علیه السلام به یكى از اصحاب فرمود:- مى خواهى از وضع خود و فاطمه علیهاالسلام براى تو صحبت كنم ؟فاطمه در خانه من آن قدر آب آورد كه آثار مشك بر سینه اش پیدا بود و آن قدر آسیاب كرد كه دست هایش پینه بست و چنان در نظافت و پاك كردن خانه و پختن غذا زحمت كشید كه لباسهایش كثیف و مندرس شد و او بسیار صدمه دید!
به همین خاطر به فاطمه توصیه كردم خوب است محضر رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم برسى و جریان را بیان نمایى ، شاید جهت كمك به تو خادمى بفرستد تا از این همه زحمت خلاص شوى ! فاطمه علیهاالسلام این توصیه مرا قبول كرد و نزد پیامبر صلى الله علیه و آله وسلم رفت ، اما چون ایشان را مشغول صحبت با اصحاب مى بیند، بدون آنكه خواسته اش را بگوید، باز مى گردد.
رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم كه متوجه شده بودند فاطمه براى حاجتى آمده و بدون هیچ گونه صحبتى به خانه خود برگشته ، فرداى آن روز به منزل ما تشریف آوردند، و پس از سلام در كنار ما نشستند و آن گاه فرمودند:
- فاطمه جان ! دیروز به چه منظور پیش من آمدى ؟
فاطمه علیهاالسلام از خجالت نتوانست حاجتش را بگوید: من عرض ‍ كردم :
- یا رسول الله ! آن قدر آب آورده كه بند مشك در سینه اش اثر گذاشته و آن قدر آسیاب گردانیده كه دست هایش تاول كرده و... لذا گفتم محضر شما برسد شاید خادمى به ایشان مرحمت نمایید تا زحمت هایش كمتر شود.
رسول خدا فرمود:مى خواهى مطلبى به شما بیاموزم كه از خادم بهتر است . وقتى كه خواستى بخوابید 33 مرتبه بگویید سبحان الله و 33 مرتبه بگویید الحمد لله و 34 مرتبه بگویید الله اكبر. ((در برخى روایت 34 مرتبه الله اكبر و 33 مرتبه الحمدلله و 33 مرتبه سبحان الله نقل شده است)) این ذكر صد مرتبه است ولى در نامه اعمال هزار حسنه ( ثواب ) دارد.
فاطمه جان ! اگر این ذكرها را هر روز صبح بگویى خداوند خواسته هاى دنیا و آخرتت را برآورده خواهد كرد. فاطمه زهرا در جواب سه مرتبه گفت :
از خدا و پیغمبر راضى هستم .
در جاى دیگر آمده است :وقتى كه فاطمه (ع ) شرح حالش را بیان كرد و كنیزى خواست ، ناگهان اشك در چشمان پیامبر صلى الله علیه وآله حلقه زد و فرمود:- فاطمه جان ! به خدا سوگند! هم اكنون چهار صد نفر فقیر در مسجد هستند كه نه غذا دارند و نه لباس ! مى ترسم اگر كنیز داشته باشى اجر و ثواب خدمت در خانه از تو گرفته شود! مى ترسم على بن ابى طالب علیه السلام در قیامت از تو مطالبه حق كند! سپس تسبیحات حضرت زهرا علیهاالسلام را به آن بانو یاد داد، آن گاه به فاطمه علیهاالسلام گفتم :
- براى نیازهاى دنیوى نزد رسول خدا علیهاالسلام رفتى ، ولى خداوند ثواب آخرت به ما مرحمت فرمود. حضرت محمد (ص) بسیار می فرمود : فاطمه پاره تن من است ، کسی که او را مسرور کند ، مرا مسرور گردانیده و هرکس با او بدی کند ، با من بدی نموده است.
در مسند امام رضا (ع) آمده است که : پیغمبر (ص) فرمود : دخترم از این جهت فاطمه نام نهاده شده است ، که خداوند سبحان او و دوستانش را از آتش جهنم رهایی بخشیده است. 
حضرت محمد (ص) فرمودند : فاطمه پاره تن من است مرا آزرده خواهد کرد کسی که وی را اذیت کند ، و نیز فرمود : کسی که فاطمه را اذیت کند مرا اذیت کرده است و هرکه مرا اذیت کند خداوند را اذیت کرده است ، و نیز فرمود : خداوند در هنگام خشم فاطمه خشمگین میگردد ، و در هنگام خشنودی وی خشنود است.
حضرت محمد (ص) فرمود : فاطمه (س) بهترین زنهای جهان است و در روایت دیگر آمده است که : بهترین زنان عالم چهار نفرند : مریم بنت عمران ، آسیه دختر مزاحم ، خدیجه دختر خویلد ، و فاطمه دختر محمد (ص). 
موسى بن جعفر علیه السلام فرمود: فاطمه علیهماالسلام صدیقه (بسیار راست گو و معصوم ) و شهیده بود و دختران پیغمبران حائض نمى شوند.
شیخ مفید و شیخ طوسی از طریق عامه روایت کرده اند که حضرت رسولخدا (ص) فرمود که فاطمه پاره تن من است هرکه او را شاد گرداند مرا شاد گردانیده است و هرکه او را آزرده کند مرا آزرده است ، فاطمه عزیزترین مردم است نزد من.
ابن عباس روایت کند که من از پیغمبر (ص) پرسیدم از کلماتی که آدم (ع) تلقی نمود به آن و توبه او قبول شد ، کدام بود ؟ فرمود : این بود که آدم گفت : به حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین آنکه توبه مرا بپذیری ، و خداوند توبه را از او قبول کرد.
جعفر بن محمد (ع) روایت کند که رسول الله (ص) فرمود که : حق تعالی غضب میکند به غضب فاطمه و خشنود میشود به خشنودی فاطمه.
از حسن بصری نقل شده که میگفت حضرت فاطمه (ع) عابدترین امت بود و در عبادت حقتعالی آنقدر برپا می ایستاد که پاهای مبارکش ورم میکرد ، و وقتی پیامبر خدا (ص) به او فرمود چه چیز بهتر است از برای زن ، فاطمه (علیها السلام ) گفت آنکه نبیند مردی او را ، پس حضرت نور دیده خود را به سینه چسباند و فرمود : ذریة بعضها من بعض.
مولف کتاب  منتهی الآمال ( ثقة المحدثین شیخ عباس قمی (ره) ) گوید فضایل و مناقب آن مخدره ( حضرت زهرا (س) ) زیاده از آن است که در اینجا ذکر شود و ما چون بنا بر اختصار داریم به همین قدر اکتفا میکنیم وبرکاتی که از آن بی بی به ما رسیده بسیار است از جمله تسبیح معروف آن حضرت که احادیث در فضیلت آن بسیار است و کافی است آنکه هر که مداومت کند به آن شقی و بدبخت نمیشود ، و خواندن آن بعد از هر نمازی بهتر است نزد حضرت صادق (ع) از هزار رکعت نماز گذاردن در هر روزی و کیفیت آن علی الاشهر سی و چهارمرتبه الله اکبر و سی و سه مرتبه الحمدلله و سی و سه مرتبه سبحان الله است که مجموع صد میشود.
از ابی عبدالله مرویست که اگر خداوند تبارک و تعالی امیرالمومنین (ع) را خلق نمیفرمود از برای فاطمه (ع) او را بر روی زمین کفوی نمی بود از آدم و غیر او.
امام صادق علیه السلام مى فرمود: اگر خداى تبارك و تعالى امیرالمؤمنین علیه السلام را براى فاطمه نمى آفرید، در روى زمین ، از آدم گرفته تا هر بشرى بعد از او همسرى براى او نبود.
در احادیث متواتره از طریق خاصه و عامه روایت شده است که آنحضرت را برای این فاطمه نامیده اند که حقتعالی او را و شیعیان او را از آتش جهنم بریده است.  منتهی الآمال ( شیخ عباس قمی ره )
ابن بابویه به سند معتبر از حضرت امام حسن (ع) روایت کرده است که آنحضرت فرمود که در شب جمعه مادرم فاطمه (س) در محراب خود ایستاده و مشغول بندگی حقتعالی گردید و پیوسته در رکوع و سجود و قیام و دعا بود و تا صبح طالع شد شنیدم که پیوسته دعا میکرد از برای مومنین و مومنات و ایشان را نام میبرد و دعا برای ایشان بسیار میکرد و از برای خود دعایی نمیکرد ، پس گفتم ای مادر چرا از برای خود دعا نکردی چنانکه از برای دیگران دعا کردی ، فاطمه (س) فرمود : ای پسر من اول همسایه را باید رسید و آخر خود را.
ابن بابویه به سند معتبر از یونس بن ظیبان روایت کرده است که حضرت صادق (ع) فرموده که فاطمه (ع) را نُه نام است نزد حقتعالی : فاطمه ، صدیقه ، مبارکه ، طاهره ، زکیه ، راضیه و مرضیه و محدثه و زهرا ، پس حضرت فرمود که آیا میدانی که چیست تفسیر فاطمه ؟ یونس گفت : گفتم خبر ده مرا از معنی آن ای سید من حضرت فرمود (( فطمت من الشر )) یعنی بریده شده است از بدیها حضرت فرمود که اگر امیرالمومنین (ع) تزویج نمی نمود او را کفوی و نظیری نبود او را بر روی زمین تا روز قیامت نه آدم و نه آنها که بعد از او بودند. ( علامه مجلسی (ره) در ذیل ترجمه این حدیث فرموده که صدیقه به معنی معصومه است ، و مبارکه یعنی صاحب برکت در علم و فضل و کمالات و معجزات و اولاد کرام و طاهره یعنی پاکیزه از صفات نقص و زکیه یعنی نمو کننده در کمالات و خیرات و راضیه یعنی راضی به قضای حق تعالی و مرضیه یعنی پسندیده خدا و محدثه یعنی ملک با او سخن میگفت و زهرا یعنی نورانی به نور صوری و معنوی
از عایشه روایت شده که وی گفت : هرگاه فاطمه (س) بر حضرت رسول (ص) وارد میشد ، پیغمبر برای احترام وی از جای خود برمی خواست ، و پیشانیش را می بوسید و او را در جای خود می نشاند
پیامبر اسلام مى فرماید : دخترم فاطمه ، بانوى بانوان اولین و آخرین هر دو جهان است .فاطمه پاره وجود من است .فاطمه نور دیدگان من است .فاطمه میوه دل من است
فاطمه روح و جان من است .فاطمه حوریه اى است ، در چهره انسان .هنگامى كه او در محراب عبادت ، در برابر پروردگارش مى ایستد، نور وجودش به فرشتگان آسمان مى درخشد، همان گونه كه ستارگان به زمینیان مى درخشند.خداى مهربان به فرشتگان مى فرماید:هان اى فرشتگان من ! به بنده شایسته ام (فاطمه ) بنگرید! كه در درگاهم قرار گرفته است و از خوف و وحشت به خود مى لرزد. فاطمه با تمام وجود مشغول پرستش من است . اینك شما را شاهد مى گیرم شیعیان او را از آتش ‍ دوزخ امنیت بخشیدم .
صدوق در كتاب : عیون اخبار رضا علیه السّلام نقل میكند كه ابن عباس به معاویه گفت: آیا میدانى كه فاطمه براى چه فاطمه نامیده شد؟ گفت: نه، گفت: براى اینكه او و شیعیانش از آتش جهنم آزادند، من این موضوع را از پیامبر خدا شنیدم. 
 نیز در كتاب : سابق الذكر از حضرت رضا علیه السّلام از پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله نقل میكند كه فرمود: من این دخترم را بدین لحاظ فاطمه نامیدم كه خداى سبحان وى  و دوستانش را از آتش جهنم نجات داده است.
 صدوق در كتاب علل الشرائع از جابر نقل میكند كه گفت: به حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام گفتم: براى چه فاطمه اطهر زهراء نامیده شد؟
فرمود: براى اینكه خداى حكیم آن بانو را از نور با عظمت خود آفرید، موقعى كه درخشید آسمانها و زمین بنور او روشن شدند، چشم‏هاى ملائكه خیره شد، ملائكه خداى را سجده نمودند و گفتند: پروردگار ما! این چه نورى است!؟
خدا فرمود: این یكى از نورهاى من است كه آن را در آسمان خود جاى دادم، این نور را از عظمت خویشتن آفریدم، من این نور را از صلب یكى از پیامبرانم خارج مینمایم كه او را بر تمام انبیاء برترى داده ‏ام، از این نور امامانى بوجود میاورم كه براى امر و دین من قیام میكنند و براه راست هدایت خواهند شد، هنگامى كه وحى من قطع شود.
 نیز در كتاب سابق الذكر از پدر ابن عماره نقل میكند كه گفت: به امام جعفر صادق علیه السّلام گفتم: براى چه فاطمه اطهر زهراء نامیده شد؟ فرمود:
براى اینكه هر گاه فاطمه در محراب عبادت میایستاد نور او براى اهل آسمان میدرخشید همان طور كه نور ستارگان براى اهل زمین میدرخشد.
  از حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام  میفرمود: فاطمه زهراء نزد درب جهنم موقفى خواهد داشت- هنگامى كه روز قیامت فرا رسد در میان دو چشم هر كسى نوشته می ‏شود كه وى مؤمن یا كافر است، آنگاه بدوستدار فاطمه كه خیلى گنهكار باشد امر می ‏شود برو به طرف جهنم، وقتى كه میبیند كه بین دو چشم او نوشته شده:
دوست فاطمه میگوید: پروردگارا! تو مرا فاطمه نامیدى و وعده دادى بوسیله من كسى كه مرا با فرزندانم دوست داشته باشد از آتش جهنم نجات دهى، وعده تو بر حق و تو خلف وعده نخواهى كرد.
خداى رؤف خواهد گفت: راست میگوئى، من تو را فاطمه نامیدم، من كسى كه تو را با فرزندانت دوست داشته باشد از آتش جهنم بر كنار خواهم داشت وعده من حق است، من خلف وعده نخواهم كرد، من به دین منظور دستور دادم این بنده ‏ام را به جهنم ببرند كه تو براى او شفیع شوى و من شفاعت تو را بپذیرم تا مقام و منزلتى كه تو نزد من دارى براى ملائكه و پیامبران و اهل محشر معلوم شود دست هر كسى را كه در میان دو چشم او نوشته باشد مؤمن است بگیر و داخل بهشت كن.
 ابن شهر آشوب در كتاب: مناقب از گروهى از اهل تسنن از حضرت امام جعفر صادق از پیامبر اكرم اسلام روایت میكند كه به حضرت على علیه السّلام فرمود:
آیا میدانى كه چرا فاطمه ، فاطمه نامیده شد؟ امیر المؤمنین گفت: براى چه یا رسول اللَّه! فرمود: براى اینكه فاطمه و شیعیانش از آتش جهنم در امان خواهند بود.
 شیخ مفید در كتاب: مجالس خود از رسول با عظمت اسلام نقل میكند كه فرمود:
ان اللَّه لیغضب لغضب فاطمة و یرضى لرضاها یعنى حقا كه خدا براى غضب فاطمه زهراء غضب میكند و براى خشنودى او خشنود می ‏شود.
صدوق در كتاب: عیون الاخبار رضا علیه السّلام روایت میكند كه پیغمبر فرمود: حسن و حسین بعد از من و بعد از پدرشان بهترین اهل زمین هستند و مادرشان بهترین زنان اهل زمین است
صدوق در كتاب : امالى از محمّد بن قیس روایت میكند كه گفت : هر گاه پیامبر خدا صلى اللَّه علیه و آله از سفرى مراجعت میكرد اولین كسى را كه دیدار مینمود فاطمه زهراء بود. وى نزد فاطمه میرفت و مدت طولانى نزد او مكث مینمود، یك وقت كه پیغمبر اعظم اسلام به سفرى رفته بود فاطمه اطهر دو خلخال نقره و یك گردن‏بند و دو گشواره و پرده ‏اى خرید براى موقعى كه پدر و شوهرش از سفر باز میگردند.
هنگامى كه پیامبر اكرم از مسافرت بازگشت نزد فاطمه زهرا رفت، اصحاب همچنان بر در خانه فاطمه ایستاده بودند، نمیدانستند توقف كنند یا برگردند، زیرا از مدت مكث آن حضرت با اطلاع نبودند، ولى رسول اكرم چندان توقفى ننمود و در حالى از پیش فاطمه خارج شد كه آثار غضب از صورت مباركش مشاهده میشد و آمد تا نزدیك منبر نشست.فاطمه زهراء علیها السّلام دریافت كه خشم و ناراحتى پیامبر اعظم اسلام به خاطر خلخال و گوشوار و گردن‏بند و پرده بوده است.
فاطمه اطهر گلوبند و گوشوار و خلخال و پرده را به حضور حضرت رسول اكرم فرستاد و به آن شخصى كه آنها را برد فرمود: سلام مرا به پدرم برسان و بگو: اینها را در راه خدا به مصرف برسان، موقعى كه آن شخص آمد (و پیام زهراء را برسول خدا صلى اللَّه علیه و آله رسانید) پیغمبر خدا سه مرتبه فرمود:
فداها ابوها یعنى پدرش به فدایش شود، دنیا براى محمّد و آل محمّد صلى اللَّه علیهم اجمعین‏ ارزشى ندارد، اگر دنیا و خیر آن نزد خدا به قدر یك بال پشه ارزشى میداشت یك شربت از آب آن نصیب كافر نمیشد، پس از این جریان برخاست و نزد فاطمه اطهر رفت.
 طبرسى در كتاب : احتجاج از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت میكند كه پیغمبر معظم اسلام به فاطمه زهراء فرمود: اى فاطمه! خداى حكیم براى غضب تو غضب میكند و براى خوشنودى تو خوشنود میگردد.
هنگامى كه محدثین این حدیث را نقل كردند ابن جریح به حضور امام صادق آمد و گفت: امروز حدیثى بگوش ما رسید كه مردم آن را شهرت داده ‏اند! فرمود: چه حدیثى؟ گفت: شما فرموده ‏اى: پیامبر اسلام به فاطمه اطهر فرمود:
خدا براى غضب تو غضب میكند و براى خوشنودى تو خوشنود می ‏شود. فرمود:
آرى، آیا به نظر شما نه چنین است كه خدا براى غضب بنده مؤمن خود غضب میكند و براى خوشنودى او خوشنود می ‏شود؟ گفت: چرا. فرمود: پس چرا انكار میكنید كه خدا براى غضب فاطمه كه دختر پیغمبر اسلام است غضب خواهد كرد و براى خوشنودى او خوشنود خواهد شد!! گفت: راست گفتى، خدا میداند كه مقام پیامبرى را نصیب چه خاندانى كند! 

 نیز در كتاب : امالى از حضرت على بن ابى طالب علیه السّلام روایت میكند كه فاطمه اطهر به پیغمبر اسلام صلّى اللَّه علیه و آله گفت: اى پدر! من تو را در روز قیامت كجا ملاقات نمایم؟ همان روزى كه روز هول و جزع و فزع بزرگى خواهد بود؟ فرمود: اى فاطمه! آن روز مرا نزد خود در بهشت در حالى ملاقات خواهى نمود كه پرچم: الحمد للَّه با من خواهد بود، من آن روز نزد خدا براى امت خود شفاعت خواهم كرد.
فاطمه گفت: اى پدر! اگر آنجا تو را ملاقات نكنم چه باید كرد؟ فرمود:
نزد حوض كوثر كه امت خود را آب میدهم. گفت: اى پدر! اگر آنجا هم ملاقات ننمایم؟ فرمود: نزد صراط كه من ایستاده ‏ام و میگویم: پروردگارا! امت مرا سلامت بدار، گفت: اگر در آنجا نیز تو را نبینم؟ فرمود: مرا، لب جهنم خواهى دید كه شر و شعله آن را از امتم دور مینمایم.فاطمه از این بشارت مسرور گردید، صلى اللَّه علیها و على ابیها و بعلها و بنیها.
 در تفسیر على بن ابراهیم از حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام روایت میكند كه در باره تفسیر آیه (38- 39) سوره مدثر كه میفرماید :وى یكى از بزرگان است و براى بیم دادن بشر آمده. فرمود: منظور خدا در این آیه فاطمه زهراء است.
 صدوق در كتاب امالى از ابن عباس نقل میكند كه گفت : یك روز پیامبر اسلام صلّى اللَّه علیه و آله نشسته بود، على و زهراء و حسن و حسین علیهم السّلام در حضور آن بزرگوار مشرف بودند، پیغمبر خدا گفت: پروردگارا! تو میدانى كه ایشان اهل بیت من و از عموم مردم نزد من گرامی ‏ترند، بار خدایا! محبوب بدار آن كسى را كه ایشان را محبوب دارد، دوست بدار آن شخصى را كه ایشان دوست داشته باشد، دشمن بدار كسى را كه دشمن ایشان باشد، معین آن كسى باش كه معین ایشان باشد، پروردگارا! ایشان را از هر نحوه پلیدى پاك و پاكیزه بدار و از هر گناهى نگاهدارى فرما! ایشان را بوسیله روح القدس تأیید بفرما!.سپس متوجه حضرت على بن ابى طالب شد و فرمود: یا على! تو امام امت من و خلیفه من خواهى بود، تو مؤمنین را به سوى بهشت رهبرى خواهى كرد. گویا: من‏دخترم فاطمه را می ‏بینم  كه فرداى قیامت بر شترى كه از نور باشد سوار است از طرف راست وى هفتاد هزار ملك و از سمت چپ او هفتاد هزار ملك خواهد بود دختر من زنان مؤمنه امتم را به جانب بهشت رهبرى خواهد كرد. هر زنى كه پنج نماز شبانه روز را بخواند و ماه رمضان را روزه بگیرد، اعمال حج را بجاى آورد، زكاة مال خود را بدهد، از شوهر خود اطاعت نماید و على را بعد از من دوست داشته باشد به شفاعت دخترم فاطمه زهراء داخل بهشت خواهد شد دخترم فاطمه بزرگ زنان بهشت است. گفته شد: یا رسول اللَّه! آیا فاطمه فقط بزرگ زنان زمانه خود میباشد؟فرمود: این مقام از حضرت مریم دختر عمران است، ولى دختر من فاطمه زهراء بزرگ زنان اولین و آخرین جهان است، هنگامى كه فاطمه در محراب عبادت قیام مینماید تعداد هفتاد هزار ملك از ملائكه مقربین به وى سلام میكنند و فاطمه را به نحوى ندا میكنند كه حضرت مریم را ندا میكردند. آنان به فاطمه میگویند: خدا تو را برگزید و پاك و پاكیزه نمود، خدا تو را از میان تمام زنان جهان برگزید.
پیغمبر خاتم پس از این گفتگوها متوجه حضرت على شد و فرمود: یا على! فاطمه پاره تن و نور چشم و میوه دل من است؟ آنچه كه باعث ناراحتى زهرا شود باعث ناراحتى من و آنچه كه موجب خشنودى وى شود موجب خوشنودى من خواهد شد.
زهرا اولین كسى است از اهل بیت من كه به من ملحق می ‏شود. بعد از من با دخترم فاطمه نیكرفتار باش! حسن و حسین صلى اللَّه علیه و آله پسران و گلهاى منند ایشان بزرگ جوانان بهشت میباشند، پس باید نظیر چشم و گوش در نزد تو گرامى باشند سپس حضرت محمّد صلى اللَّه علیه و آله دست خود را به جانب آسمان بلند كرد و گفت:
بار خدایا! من تو را شاهد میگیرم كه من دوست دوست ایشان هستم، بغض كسى را دارم كه بغض ایشان را داشته باشد، میجنگم با كسى كه با آنان بجنگد، تسلیم كسى هستم كه تسلیم ایشان باشد، دشمن شخصى میباشم كه دشمن ایشان باشد دوستدار كسى هستم كه دوستدار آنان باشد.

در كتاب امالى ابن الشیخ از عایشه نقل میكند كه گفت: من احدى را ندیدم كه از لحاظ سخن گفتن از فاطمه بیشتر به رسول خدا شباهت داشته باشد هر گاه فاطمه به حضور پیامبر اعظم اسلام می ‏آمد پیغمبر اكرم به وى مرحبا و خوش آمد میگفت، دست‏هاى فاطمه را می ‏بوسیده و او را بجاى خود می ‏نشانید. هر گاه پیغمبر معظم اسلام نزد فاطمه میرفت فاطمه از جاى خود بر میخواست و به پدر خویش مرحبا میگفت و دستهاى مباركش را می ‏بوسید.
در آن مرضى كه پیامبر خدا از دنیا رفت فاطمه به حضور آن حضرت مشرف شد، رسول اكرم سخنى در گوش فاطمه فرمود كه فاطمه خندان گردید! من با خود گفتم:
براى فاطمه فضیلت و برترى قائل بودم، و اكنون معلوم شد كه وى هم نظیر زنان است، زیرا در حینى كه گریان است میخندد! وقتى از او راجع به خنده ‏اش جویا شدم گفت: اكنون صلاح نیست كه من جواب تو را بگویم. هنگامى كه پیامبر معظم اسلام از دنیا رحلت كرد و من از فاطمه راجع به آن خنده‏ اش پرسش نمودم گفت: وقتى پدرم خبر فوت خود را به من داد گریان شدم، بعد از آن كه به من خبر داد و فرمود: تو اولین كسى هستى كه از اهل بیتم بمن ملحق میشوى خندان شدم.
على بن ابراهیم در ذیل آیه- 57- سوره احزاب كه میفرماید:
افرادى كه خدا و رسول را اذیت میكنند خدا آنان را در دنیا و آخرت لعنت كرده و عذاب بزرگى براى ایشان آماده نموده است- مینگارد؛ این آیه در شأن آن اشخاصى نازل شده كه حق على و زهرا علیهما السّلام را غصب نمودند و فاطمه را اذیت و آزار كردند، در صورتى كه پیامبر اسلام صلى اللَّه علیه و آله فرموده: هر كس زهراء را در زمان زنده بودن من اذیت كند مثل این است كه وى را بعد از موت من اذیت كرده باشد و هر كسى او را بعد از رحلت من اذیت كند مثل این است كه وى را در زمان حیات من اذیت نموده باشد. كسى كه فاطمه را اذیت نماید مثل این است كه مرا اذیت كرده باشد و هر كس مرا اذیت كند خدا را اذیت كرده است و منظور از معنى آیه سابق الذكر همین است.
صدوق در كتاب خصال مینگارد: از جمله وصایائى كه پیامبر اكرم بحضرت على بن ابى طالب نمود این بود كه فرمود: یا على! خدا توجهى به دنیا كرد و مرا بر مردان آن برگزید. نیز توجه دیگرى نمود و تو را بعد از من بر مردان آن برگزید. براى سومین بار متوجه عالم شد و امامانى را كه از فرزندان تو هستند براى بعد از تو برگزید، مرتبه چهارم توجهى كرد و فاطمه را از میان زنان عالم برگزید.
 از ابو ذر نقل میكند كه گفت پیغمبر اسلام مرا فرستاد كه امیر المؤمنین على علیه السّلام را به حضور آن حضرت بیاورم، من وارد خانه على شدم و آن بزرگوار را صدا زدم، ولى كسى جوابم را نگفت، آسیا مشغول كار بود در صورتى كه كسى نزد آن نبود!! من على را دومین بار صدا زدم و آن حضرت خارج شد و به حضور پیغمبر خدا آمد، رسول خدا سخنى در گوش على گفت كه من آن را نفهمیدم، من گفتم: تعجب دارم از این آسیائى كه در خانه على علیه السّلام خود به خود میگردد!! پیغمبر اكرم فرمود: خدا قلب و جوارح دخترم فاطمه را از ایمان و یقین پر كرده، چون خدا ضعف و ناتوانى فاطمه را میداند لذا او را یارى كرده است. آیا تو نمیدانى كه خدا ملائكه ‏اى دارد كه موكل یارى كردن آل محمّد صلى اللَّه علیه و آله میباشند؟.
 یك روز صبح حضرت على ابن ابى طالب به فاطمه اطهر فرمود: آیا صبحانه ‏اى دارى كه من بخورم؟ فرمود: نه.
امیر المؤمنین على خارج شد و دینارى قرض كرد كه به مصرف احتیاج خود برساند ناگاه با مقداد مواجه شد كه اهل و عیالش گرسنه بودند. على علیه السّلام آن دینار را به مقداد داد و خود وارد مسجد شد و نماز ظهر و عصر را با پیغمبر معظم اسلام به جاى آورد. سپس پیامبر اكرم دست على را گرفت و با یك دگر متوجه فاطمه زهراء شدند، فاطمه بر سر سجاده عبادت بود و كاسه ‏اى پشت سر فاطمه بود كه بخار از آن بر میخواست.
هنگامى كه فاطمه زهراء كه نزد آن حضرت عزیزترین مردم بود صداى پیامبر خدا را شنید از اطاق خارج شد و به آن حضرت سلام كرد. رسول اكرم جواب سلام فاطمه را رد كرد و دست مبارك خود را بر سر آن بانوى معظمه كشید و به وى فرمود:
خدا تو را بیامرزد، شام براى ما بیاور، فاطمه اطهر كاسه غذا را آورد و در حضور
پیغمبر اكرم نهاد،  رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمود: اى فاطمه! این غذا از كجا نصیب تو شده!! من هرگز نظیر رنگ آن را ندیده ‏ام، نظیر بوى آن را نبوئیده ام، نظیر آن را نخورده ‏ام، آنگاه دست مبارك خود را در میان دو كتف على علیه السّلام گذاشت و فرمود:
این غذا در عوض آن دینارى است كه در راه خدا دادى، خدا هر كسى را كه بخواهد رزق و روزى بدون حساب عطا میكند.  مؤلف گوید: زمخشرى (كه یكى از مفسرین اهل تسنن به شمار میرود) در تفسیر كشاف در ضمن داستان حضرت زكریا و مریم مینگارد: در زمانى كه قحطى رخ داده بود فاطمه اطهر پدرش پیامبر خدا را بر خویشتن مقدم داشت و دو گرده نان و یك تكه گوشت براى پیامبر خدا فرستاد، پیامبر اعظم صلى اللَّه علیه و آله آن نان و گوشت را نزد فاطمه آورد و به وى فرمود: اى دختر من! بیا این غذا را بگیر. وقتى فاطمه آن غذا را گرفت و روپوش را از روى آن برداشت دید آن ظرف پر از نان و گوشت است، فاطمه مبهوت و متعجب شد!! آنگاه دریافت كه آن غذا از طرف خداى رؤف عطا شده. پیغمبر خدا به فاطمه زهراء فرمود: این غذا را از كجا آورده ‏اى؟
گفت: از طرف خداى توانا عطا شده، خدائى كه هر كه را بخواهد بدون حساب رزق و روزى میدهد، رسول خدا فرمود: حمد مختص آن خدائى است كه تو را شبیه به بانوى بزرگ بنى اسرائیل یعنى حضرت مریم قرار داده، سپس پیغمبر اكرم على بن ابى طالب. حسن، حسین، و جمیع اهل بیت خود را جمع كرد. همه به قدرى از آن غذا خوردند كه سیر شدند ولى غذا همچنان باقى مانده بود، فاطمه اطهر آن غذا را به همسایگانش تقسیم كرد.
عیاشى در تفسیر خود از حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام نقل میكند كه فرمود: حضرت زهراى اطهر به على بن ابى طالب ضمانت داد كه كار و امور خانه را از قبیل: خمیر كردن، نان پختن، آب و جاروب خانه را به عهده بگیرد. حضرت على هم ضمانت داد كه امور خارج از خانه را از قبیل آوردن هیزم و طعام عهده‏ دار شود یكى از روزها امیرالمؤمنین: على به فاطمه اطهر علیهما السّلام فرمود: آیا غذائى نزد تو موجود است؟ فرمود: قسم به حق آن خدائى كه مقام تو را بزرگ قرار داده مدت سه روز است غذائى نزد ما موجود نیست كه براى تو بیاوریم. امیرالمؤمنین فرمود:
پس چرا مرا آگاه ننمودى؟ گفت: پدرم رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله مرا نهى كرده كه از تو چیزى بخواهم، میفرمود: اگر چیزى براى تو آورد بپذیر و الا مبادا از او چیزى خواهش نمائى! راوى میگوید: على علیه السّلام از خانه خارج شد، در بین راه با شخصى مواجه گردید و مبلغ یك دینار از او قرض كرد و در نظر گرفت غذائى براى اهل خانه خود تهیه نماید. در بین راه با مقداد بن اسود مواجه شد و به او فرمود: براى چه در این موقع از خانه خارج‏شده‏ اى!؟ گفت: یا امیر المؤمنین! به حق آن خدائى كه این جاه و جلال بزرگ را به تو عطا كرده گرسنگى موجب خروج من گردیده است.
راوى میگوید: به حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام گفتم : آیا در آن موقع پیامبر اسلام صلّى اللَّه علیه و آله زنده بود؟ فرمود: آرى زنده بود. امیر المؤمنین: على به مقداد فرمود من نیز به همین علت از خانه بیرون آمده و یك دینار قرض كرده‏ ام، اكنون این دینار را به تو میدهم و تو را بر خویشتن مقدم میدارم، وقتى على علیه السّلام آن دینار را به مقداد داد و متوجه خانه خویش گردید پیامبر اكرم نشسته و حضرت زهراى اطهر مشغول نماز و یك ظرف سر پوشیده ما بین ایشان است. هنگامى كه حضرت زهراء از نماز فراغت حاصل كرد و آن ظرف را جلو كشید دیدند كاسه‏ اى است پر از نان و گوشت. امیر المؤمنین فرمود: یا فاطمه! این غذا را از كجا آورده‏ اى‏
 گفت: از طرف خدا آمده، خدا هر كسى را كه بخواهد بدون حساب رزق و روزى میدهد.
پیامبر اعظم اسلام فرمود: یا على! آیا دوست دارى براى تو و زهراى اطهر یك مثالى بزنم؟ گفت: آرى. فرمود: تو مثل حضرت زكریا علیه السّلام هستى، زیرا آن حضرت هم وقتى در محراب عبادت حضرت مریم رفت و غذائى نزد او یافت به مریم فرمود: این غذا را از كجا آورده ‏اى!؟ گفت: از طرف خدا آمده، خدا هر كسى را كه بخواهد بدون حساب رزق و روزى میدهد. مدت یك ماه بود كه از غذاى آن كاسه میخوردند، آن كاسه همان است كه حضرت قائم علیه السّلام هم از غذاى آن میخورد. حضرت امام محمّد باقر فرمود: آن كاسه اكنون نزد ما میباشد.

نظرات