وظیفه شیعیان در دوران غیبت حضرت مهدی علیه السلام دین

وظیفه شیعیان در دوران غیبت حضرت مهدی علیه السلام

وظیفه شیعیان در دوران غیبت حضرت مهدی علیه السلام

اینَ المُنْتَظَر لإقامةِ الاَمْتِ وَ الْعِوَج»

کجاست آن کس که انتظارش کشیده می شود که بیاید تا عیب و کجی عالم رذا به اصلاح و به راستی و درستی بازگرداند.

انتظار فرج، انتظار ظهور  امامی است که جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد و ظلم و ستم را از پهنه گیتی ریشه کن خواهد ساخت. از این رهگذر انسان را طالب و خواهان عدالت و دشمن ستم و ستمگر می سازد.

انتظار فرج با این نقش تذبیتی و سازنده ای که دارد طبعا از همه عبادتهای فردی و اجتماعی برتر خواهد بود زیرا چنین انتظاری عبارتست از ایمان استوار به امامت حضرت ولی عصر علیه السلام که همه اعتقادهای اساسی را از یکتایی خدا و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پیشوایی ائمه معصومین و دیگر عقائد اسلامی را در بر دارد.

بی جهت نیست که در روایات فراوانی که از رسول اکرم صلی الله علیه و اله و ائمه معصومین به ما رسیده است از انتظار فرج به عنوان برترین عمل و بالاترین عبادت یاد شده است و مردم را به ان توصیه نموده اند، و نیز بی جهت نیست که در بسیاری از روایات از منتظرین واقعی ولی عصر علیه السلام به عنوان بهترین یار و یاور آن حضرت و کسی که در رکاب او بخون آغشته گشته تعبیر شده است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: «افضَلُ العِبادةِ انتظار الفرج» ؛ برترین عبادتها انتظار فرج است.

شیعه و تمام مسلمانان براساس این عقیده سازنده و تحول آفرین ایمان دارند که تاریخ در مسیر عدالت و به سوی عدالت جلو می رود و توقف نمی کند و زمین را از بندگان صالح و شایسته خدا به ارث می برند و سرانجام حق همه جا حاکم و پیروز می شود و این سنت خدا و خواست اوست که می فرماید:

« و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض؛ ما خواستیم که منت گذاریم بر آنانکه در زمین استضعاف شده اند».

خداوند چنین اراده کرده است که قدرت خود را از گریبان طبقه ضعیف آشکار سازد و طببقه استثمار گر قوی و غالب و ظالم را به دست انانکه استضعاف شده اند بکوبد و مغلوب نماید.

این ایمان جزء عقاید شیعه بلکه هر مسلمان است که اوضاع به هر شکل به نفع ستمگران و فرعونیان و قرار گیرد ولی عاقبت با انقلاب مستضعفان شایسته، و پرهیزکاران مجاهد، نظم و عدالت حاکم می گردد و این عقیده از نظر اجتماعی بسیار مهم، انقلابی و مترقی است و مردم را به کار و تلاش و نهضت و قیام و فعالیت تشویق می نماید و از سستی و ترک وظئف و تسلیم زبونی و ذلت شدن باز می دارد.

این اصل انتظار است که در مبارزه حق و باطل صفوف طرفداران حق را فشرده تر و مقاوم تر می کند و آنها را به نصرت خدا و فتح و ظفر نوید می دهد و گوش آنها را همواره با صدای نوید بخش قرآن آشنا می سازد که مکرر می فرماید:

«قل انتظروا انا منتظرون فتربصوا انا معکم متربصون، فانتظروا انی معکم من المنتظری»

آری! این انتظار ضعف و سستی و مسامحه در انجام تکالیف و وظائف نیست و عذر کسی در ترک مبارزه مثبت یا منفی و ترک امر به معروف و نهی از مکر نمی باشد و سکوت و بی حرکتی و بی تفاوتی و تسلیم وضع موجود و یاس و ناامیدی را هرگز با آن نمی توان توجیه کرد.

حرکت و انتظار در کنار هم می باشند و از هم جدا نمی شوند و انتظار علت حرکت و تحرک بخش است.

آنچه مورد انتظار است هر چه مقدس تر و عالیتر باشد انتظارش نیز ارزنده تر و مقدس تر خواهد بود.

بر این اساس مسلمانان و به ویژه شیعه منتظر است. منتظر است ظهور آن رهبری را که قرآن و روایات معتبر وعده ظهورش را داده اند تا آیین توحیدی اسلام را در شرق و غرب جهان گشترش دهد و امت واحد و حکومت واحد و قانون واحد و نظام واحد، تمام افراد بشر را متحد و همصدا و همقدم و بهم پیوسته سازد.

این انتظار گفتن نیست، لفظ نیست بلکه عمل است، حرکت است. نهضت و مبارزه و جهاد است.

شیعیان در عصر غیبت ولی عصر علیه السلام شایسته است به وظائفی اقدام نمایند:

اولین اقدام شناخت صحیح آن حضرت و شناخت ویژگی های ان بزرگوار. * و اقدام بعدی ترغیب و تشویق نمودن مردم به سوی محبت او می باشد.

وقتی ولی عصر علیه السلام بعنوان امام معصوم و ولی خدا و آخرین حجت الهی که در وقت مقرر از جانب خداوند ظهور می کند و جامعه بشری را از قید و بندها و رنجها و مشقتها می رهاند مطرح گردد بدیهی است قلوب مردم به سوی او متوجه و محبوب دلها خواهد شد.

وظیفه سوم در عصر غیبت انتظار فرج و گشایش است.امام صادق علیه السلام می فرماید:

«هر انکس که خواسته باشد از یاران قائم علیه السلام شود باید که منتظر باشد و با پرهیزکاری و عادات پسندیده عمل نماید و چنین شخصی منتظر است و هر گاه بمیرد و بعد از مردنش قائم بپا خیزد پاداش او هم چون کسی خواهد بود که دوران حکومت آن حضرت را درک کرده باشد.» [غیبت نعمانی،ص106]

یادآوری فضایل و مناقب ولی عصر علیه السلام نیز یکی از وظائف مهم شیعیان است.

شرکت جستن در محافل یادآوری مناقب حضرت ولی عصر علیه السلام از نشانه های محبت به ائمه معصومین علیهماالسلام است و موجب بیداری دل ها و زنده شدن امر اهل بیت است و چنین مجالسی مورد توجه حضرات معصومین علیهماالسلام می باشد.

امام علی بن موسی الرضا علیه السلام در این باره می فرماید:

«هر کس در مجلسی بنشیند که در ان مجلس امر ما زنده می گردد دلش نخواهد مرد روزی که دلها می میرند»[مجالس شیخ صدوق، ح4]*صدقه دادن به نیابت از آن حضرت نیز از نشانه های محبت و قبول ولایت ولی عصر می باشد که شیعیان نباید آن را فراموش کنند.*و از امور بسیار مهم و قابل اهمیت در زمان غیبت آن حضرت این است که مردم یکدیگر را به صبر و شکیبایی و منحرف نشدن از صراط مستقیم هدایت، سفارش نمایند .امر مهم دیگر این است که باید خواسته آن حضرت را بر خواسته خود در عصر غیبت مقدم داری. هر گاه اراده کاری نمودی اندیشه کنید که آیا انجام این کار موافق رضای حضرت ولی عصر علیه السلام می باشد یا خیر وظیفه دیگر عدم تعیین وقت برای ظهور و تکذیب وقت گذاران در عصر غیبت است. اراده الهی بر این تعلق گرفته است که زمان ظهور آن حضرت پیش از فرارسیدن زمان آن بر بندگانش مخفی بماند.

اندوهگین بودن در فراق امام زمان علیه السلام و اظهار اشتیاق نسبت به دیدار ان حضرت در عصر غیبت، از وظائف دیگر شیعیان واقعی است.

امام رضا علیه السلام در این رابطه می فرمایند:

«چه بسیار زنان جگر سوخته مومنه و چه بسیار مردان مومن اسفناک جگر سوخته خواهند بود آنگاه که ماء معین مفقود و غائب گردد.» [کمال الدین شیخ صدوق، ج2،ص 371]

کلام آخر اینکه: نیمه شعبان عید انتظار و عید نور و عید نهضت و آماده شدن برای جهاد بیشتر و مقاومت های سخت تر و جشن و چراغانی آن و اعلان نشاط و آگاهی و روشنی ضمیر و توجه منتظران و نمایش شادمانیها و زوال تاریکی ها در جامعه جهانی اسلام است. این جشن ها و چراغانیها باید اعلان وفاداری به اسلام و تصمیم محکم به مقاومت در برابر نقشه های ضد اسلام و ابراز علاقه به قرآن و مطالبه حقوق اسلامی و هم صدایی و اتفاق و اتحاد باشد.

و اینک ای امام غائب از نظر! از خداوند می خواهیم که در فرج و ظهور تو تعجیل نماید و آن روز موعود را هر چه زودتر برساند زیرا فرج ما و فرج همه ستمدیدگان جهان به ظهور تو وابسته است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع:اقتباس و تلخیص از کتاب شناخت امام عصر علیه السلام، محمد جواد مولوی نیا.


 

وظیفه شیعیان در دوران غیبت حضرت مهدی علیه السلام

اینَ المُنْتَظَر لإقامةِ الاَمْتِ وَ الْعِوَج»

کجاست آن کس که انتظارش کشیده می شود که بیاید تا عیب و کجی عالم رذا به اصلاح و به راستی و درستی بازگرداند.

انتظار فرج، انتظار ظهور  امامی است که جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد و ظلم و ستم را از پهنه گیتی ریشه کن خواهد ساخت. از این رهگذر انسان را طالب و خواهان عدالت و دشمن ستم و ستمگر می سازد.

انتظار فرج با این نقش تذبیتی و سازنده ای که دارد طبعا از همه عبادتهای فردی و اجتماعی برتر خواهد بود زیرا چنین انتظاری عبارتست از ایمان استوار به امامت حضرت ولی عصر علیه السلام که همه اعتقادهای اساسی را از یکتایی خدا و رسالت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پیشوایی ائمه معصومین و دیگر عقائد اسلامی را در بر دارد.

بی جهت نیست که در روایات فراوانی که از رسول اکرم صلی الله علیه و اله و ائمه معصومین به ما رسیده است از انتظار فرج به عنوان برترین عمل و بالاترین عبادت یاد شده است و مردم را به ان توصیه نموده اند، و نیز بی جهت نیست که در بسیاری از روایات از منتظرین واقعی ولی عصر علیه السلام به عنوان بهترین یار و یاور آن حضرت و کسی که در رکاب او بخون آغشته گشته تعبیر شده است.

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: «افضَلُ العِبادةِ انتظار الفرج» ؛ برترین عبادتها انتظار فرج است.

شیعه و تمام مسلمانان براساس این عقیده سازنده و تحول آفرین ایمان دارند که تاریخ در مسیر عدالت و به سوی عدالت جلو می رود و توقف نمی کند و زمین را از بندگان صالح و شایسته خدا به ارث می برند و سرانجام حق همه جا حاکم و پیروز می شود و این سنت خدا و خواست اوست که می فرماید:

« و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض؛ ما خواستیم که منت گذاریم بر آنانکه در زمین استضعاف شده اند».

خداوند چنین اراده کرده است که قدرت خود را از گریبان طبقه ضعیف آشکار سازد و طببقه استثمار گر قوی و غالب و ظالم را به دست انانکه استضعاف شده اند بکوبد و مغلوب نماید.

این ایمان جزء عقاید شیعه بلکه هر مسلمان است که اوضاع به هر شکل به نفع ستمگران و فرعونیان و قرار گیرد ولی عاقبت با انقلاب مستضعفان شایسته، و پرهیزکاران مجاهد، نظم و عدالت حاکم می گردد و این عقیده از نظر اجتماعی بسیار مهم، انقلابی و مترقی است و مردم را به کار و تلاش و نهضت و قیام و فعالیت تشویق می نماید و از سستی و ترک وظئف و تسلیم زبونی و ذلت شدن باز می دارد.

این اصل انتظار است که در مبارزه حق و باطل صفوف طرفداران حق را فشرده تر و مقاوم تر می کند و آنها را به نصرت خدا و فتح و ظفر نوید می دهد و گوش آنها را همواره با صدای نوید بخش قرآن آشنا می سازد که مکرر می فرماید:

«قل انتظروا انا منتظرون فتربصوا انا معکم متربصون، فانتظروا انی معکم من المنتظری»

آری! این انتظار ضعف و سستی و مسامحه در انجام تکالیف و وظائف نیست و عذر کسی در ترک مبارزه مثبت یا منفی و ترک امر به معروف و نهی از مکر نمی باشد و سکوت و بی حرکتی و بی تفاوتی و تسلیم وضع موجود و یاس و ناامیدی را هرگز با آن نمی توان توجیه کرد.

حرکت و انتظار در کنار هم می باشند و از هم جدا نمی شوند و انتظار علت حرکت و تحرک بخش است.

آنچه مورد انتظار است هر چه مقدس تر و عالیتر باشد انتظارش نیز ارزنده تر و مقدس تر خواهد بود.

بر این اساس مسلمانان و به ویژه شیعه منتظر است. منتظر است ظهور آن رهبری را که قرآن و روایات معتبر وعده ظهورش را داده اند تا آیین توحیدی اسلام را در شرق و غرب جهان گشترش دهد و امت واحد و حکومت واحد و قانون واحد و نظام واحد، تمام افراد بشر را متحد و همصدا و همقدم و بهم پیوسته سازد.

این انتظار گفتن نیست، لفظ نیست بلکه عمل است، حرکت است. نهضت و مبارزه و جهاد است.

شیعیان در عصر غیبت ولی عصر علیه السلام شایسته است به وظائفی اقدام نمایند:

اولین اقدام شناخت صحیح آن حضرت و شناخت ویژگی های ان بزرگوار. * و اقدام بعدی ترغیب و تشویق نمودن مردم به سوی محبت او می باشد.

وقتی ولی عصر علیه السلام بعنوان امام معصوم و ولی خدا و آخرین حجت الهی که در وقت مقرر از جانب خداوند ظهور می کند و جامعه بشری را از قید و بندها و رنجها و مشقتها می رهاند مطرح گردد بدیهی است قلوب مردم به سوی او متوجه و محبوب دلها خواهد شد.

وظیفه سوم در عصر غیبت انتظار فرج و گشایش است.امام صادق علیه السلام می فرماید:

«هر انکس که خواسته باشد از یاران قائم علیه السلام شود باید که منتظر باشد و با پرهیزکاری و عادات پسندیده عمل نماید و چنین شخصی منتظر است و هر گاه بمیرد و بعد از مردنش قائم بپا خیزد پاداش او هم چون کسی خواهد بود که دوران حکومت آن حضرت را درک کرده باشد.» [غیبت نعمانی،ص106]

یادآوری فضایل و مناقب ولی عصر علیه السلام نیز یکی از وظائف مهم شیعیان است.

شرکت جستن در محافل یادآوری مناقب حضرت ولی عصر علیه السلام از نشانه های محبت به ائمه معصومین علیهماالسلام است و موجب بیداری دل ها و زنده شدن امر اهل بیت است و چنین مجالسی مورد توجه حضرات معصومین علیهماالسلام می باشد.

امام علی بن موسی الرضا علیه السلام در این باره می فرماید:

«هر کس در مجلسی بنشیند که در ان مجلس امر ما زنده می گردد دلش نخواهد مرد روزی که دلها می میرند»[مجالس شیخ صدوق، ح4]*صدقه دادن به نیابت از آن حضرت نیز از نشانه های محبت و قبول ولایت ولی عصر می باشد که شیعیان نباید آن را فراموش کنند.*و از امور بسیار مهم و قابل اهمیت در زمان غیبت آن حضرت این است که مردم یکدیگر را به صبر و شکیبایی و منحرف نشدن از صراط مستقیم هدایت، سفارش نمایند .امر مهم دیگر این است که باید خواسته آن حضرت را بر خواسته خود در عصر غیبت مقدم داری. هر گاه اراده کاری نمودی اندیشه کنید که آیا انجام این کار موافق رضای حضرت ولی عصر علیه السلام می باشد یا خیر وظیفه دیگر عدم تعیین وقت برای ظهور و تکذیب وقت گذاران در عصر غیبت است. اراده الهی بر این تعلق گرفته است که زمان ظهور آن حضرت پیش از فرارسیدن زمان آن بر بندگانش مخفی بماند.

اندوهگین بودن در فراق امام زمان علیه السلام و اظهار اشتیاق نسبت به دیدار ان حضرت در عصر غیبت، از وظائف دیگر شیعیان واقعی است.

امام رضا علیه السلام در این رابطه می فرمایند:

«چه بسیار زنان جگر سوخته مومنه و چه بسیار مردان مومن اسفناک جگر سوخته خواهند بود آنگاه که ماء معین مفقود و غائب گردد.» [کمال الدین شیخ صدوق، ج2،ص 371]

کلام آخر اینکه: نیمه شعبان عید انتظار و عید نور و عید نهضت و آماده شدن برای جهاد بیشتر و مقاومت های سخت تر و جشن و چراغانی آن و اعلان نشاط و آگاهی و روشنی ضمیر و توجه منتظران و نمایش شادمانیها و زوال تاریکی ها در جامعه جهانی اسلام است. این جشن ها و چراغانیها باید اعلان وفاداری به اسلام و تصمیم محکم به مقاومت در برابر نقشه های ضد اسلام و ابراز علاقه به قرآن و مطالبه حقوق اسلامی و هم صدایی و اتفاق و اتحاد باشد.

و اینک ای امام غائب از نظر! از خداوند می خواهیم که در فرج و ظهور تو تعجیل نماید و آن روز موعود را هر چه زودتر برساند زیرا فرج ما و فرج همه ستمدیدگان جهان به ظهور تو وابسته است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منبع:اقتباس و تلخیص از کتاب شناخت امام عصر علیه السلام، محمد جواد مولوی نیا.

 


نظرات