مقابله با استرس از دیدگاه دینی روش های موفقیت

مقابله با استرس از دیدگاه دینی

اضطراب و نگرانی

استرس در زندگی روزمره، امری عادی است و گاه می‌‌تواند نتایج مثبتی داشته باشد؛ اما هنگامی که جنبه مرضی پیدا کند و بصورت نگرانی و اضطراب دائم درآید و افکار و اعمال انسان را تحت تأثیر قرار دهد، می‌‌تواند خطرناک باشد.

میزان اضطراب در افراد گوناگون، متفاوت است. ممکن است موقعیتی که برای فردی بسیار نگران کننده است برای دیگری اصلا استرس زا نباشد و بالعکس. مثال بارز این مسأله، سخنرانی در میان جمع است که در برخی افراد نگرانی زیادی ایجاد می‌‌کند، در صورتیکه برای برخی دیگر امری بسیار عادی تلقی می‌‌شود. بنابراین بهترین راه برای غلبه بر استرس پیدا کردن راه حل و تکنیکی متناسب با شخصیت فرد می‌‌باشد.

برای اینکه بر اضطراب خود غلبه کنید، باید تشخیص دهید که چه زمانی و چرا دچار نگرانی می‌‌شوید. اکثر ما فکر می‌‌کنیم که اضطراب نتیجه عوامل خارجی است، اما باید بدانیم که عامل اضطراب در خود ما وجود دارد و واکنش و نگرش ما به موقعیت‌ها و مسائل است که اضطراب را به وجود می‌‌آورد. اگر شما یک دانش آموز هستید، ممکن است حضور در کلاس، کنفرانس دادن، صحبت با معلمان، برقراری ارتباط با دیگر دانش آموزان، امتحان و بسیاری مسائل دیگر در شما ایجاد اضطراب کند. البته این یک امر عادی است، اما شما باید سعی کنید عوامل و موقعیت های استرس زا را به خوبی تشخیص دهید تا بتوانید بر اضطراب بی مورد خود غلبه کنید.

مقابله با استرس از دیدگاه دینی

هر روز که انسان گامی بلند تر به طرف تکنولوژی بر می دارد بر میزان پیچیدگی های زندگی ماشینی او نیز افزوده می شود، چنین زندگی ای لازمه اش استرس و فشارهای روحی فراوانی است که هم اکنون به صورت انواع بیماری های روانی و جسمی در جامعه شاهدش هستیم. درمان دارویی این بیماریها، عملاً حل مقطعی مشکلی است که هرگاه درمان قطع شود علائم مجدداً بروز خواهد کرد. سرگرمی انسان امروزی به روزمرگی و کار مداوم عملاً آنها را از تفکر در آنچه خداوند برای آرامش و سعادتش نازل کرده است، بازداشته و انسان کنونی برای حل مشکلات روحی خود اغلب به بیراهه می رود.

راهکارهایی که در قرآن کریم برای مقابله با استرس ارائه شده است به طور خلاصه شامل:در بررسی منابع علمی، به راهکارهای مثل تقویت مبانی دینی، معتدل بودن، خروج از محدودیت فردی، تقویت توانائیها و مهارت های سازگاری و انعطاف پذیری، معنویت انسان،نماز و نیایش، تحکیم روابط خانوادگی، که بخش هایی از راهکارهای قرآنی را شامل می شود، اشاره شده است. با مراجعه به متون مذهبی می توان به پاره ای از عوامل ایجاد کننده استرس برخورد که مهمترین آنها عبارتند از:

- عدم ارتباط با خدا:

(وَ مَنْ أعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنکًا) (کسی که از یاد من روی برگرداند، همانا در زندگی سخت و اضطراب بسر می برد)

انسان فطرتاً در جستجوی معبود یکتای خود بوده، اگر از محبوب خود دور بیفتد و با او ارتباط پیدا نکند در اضطراب و ناراحتی بسر برده و هیچ رویدادی جایگزین آن نخواهد شد. انسان در ارتباط با خداوند هیچگاه احساس تنهایی نکرده و در سایه ارتباط با تمام اجزای خلقت و نشانه های خدا همه جا خدا را دیده و او را بزرگترین پشتیبان خود دانسته و همواره با او راز و نیاز می کند، و در سایه این ارتباط به امن ترین و آرام ترین مأمن روحی می تواند دست یابد.

- خودبینی و ظلم به خویشتن:

آدمی با انحراف از مسیر ارتباط با معبود خود و توجه صرف به او، به جاده خودبینی و توجه به خویشتن گام نهاده و با معطوف ساختن عواطف فطری به خویشتن، تصویری کاذب با احساس لذتی کاذب تر از حیات خود ساخته که موقتی بوده و با زوال آن موجبات تنیدگی و احساس پوچی برای او فراهم می گردد.

همچنین انسان امکان دارد خودش به نفس خود ظلم کند، یعنی با مسلط ساختن تفکرات و اراده های منفی و شیطانی به روح و روان خود زمینه پیدایش بحرانها و ناهنجاریهای روانی را در وجودش فراهم سازد.

- ترس و اضطراب:

اضطراب و نگرانی انسان از انگیزه های متضاد او منشأ می گیرند، چرا که انسان گاه خواسته ها و تمایلاتی دارد که در صورت تحقق یافتن ممکن است او را در معرض بازخواست دیگران قرار دهند و یا در او احساس گناه پدید آورده و پیامدهای ناراحت کننده ای بدنبال داشته باشند. ترس و اضطراب آرامش انسان را بر هم می زنند و موجبات استرس و تنیدگی او را فراهم می نمایند. عوامل ترس و اضطراب در جهان بسیارند از جمله این عوامل می توان به یک سری عوامل از دید تعالیم دینی اشاره کرد:

کفر و بی ایمانی - فراموشی یاد خدا - خود فراموشی - حرص و طمع - دلبستگی شدید به امکانات فردی و اجتماعی - بی توجهی به نماز - آرزوهای طولانی - نداشتن خوف خدا - عدم پیروی از امام زمان خود - دنیا طلبی و دلبستگی به آن - گناه، شرک، کفران نعمت - تحریف حقایق - نگرانی از مرگ - درشت نمائی حوادث - شتابزدگی - سطحی نگری - همجنس گرائی - شراب و قمار.

راهکارها:

آئین های آسمانی و خصوصاً اسلام رهنمودها و تعالیم خود را برای راهنمائی و نجات انسان در قالب آیات متبرکه ارائه نموده است. مراجعه به این تعالیم و عمل به این رهنمودها و آدمی را در جهت یافتن عواملی که موجبات استرس وی را فراهم می سازند و آشنائی با راهکارهای مقابله با آن یاری می نمایند. واضح است که پیش شرط اساسی در اثربخشی این راهبردها، همان عامل محوری دین یعنی معرفت و ایمان به خدا و التزام عملی به بندگی اوست، بنابراین می توان آنها را روشها و کوششهای مؤمنین در مواجهه و مقابله با استرس نیز نامید.

قرآن انسان مؤمنی را که در سایه تعالیم انسان ساز اسلام پرورش یافته، در برابر استرسهای گوناگون زندگی مصون می داند. انسانی که واقعیتهای جهان را درک کرده و در آثار الهی بیاندیشد، از بسیاری از آنچه که دیگران می هراسند نخواهد ترسید و حقایق را چنانکه هست خواهد دید و خواهد پذیرفت و انسانی که به مبدأ قدرت مطلقه وابسته بوده و هیچ نیروئی را به جز او مؤثر نمی داند از هیچ عاملی نمی هراسد.

"آری کسی که در برابر خدای متعال تسلیم محض است و نیکوکار نیزهست، پاداش او نزد پروردگارش خواهد بود و این گونه افراد نه ترسی دارند و نه غمگین و اندوهناک خواهند شد."

استفاده از باورهای مذهبی در تلاش برای فائق آمدن بر ترس تأثیر بسزائی خواهد داشت. بسیاری از مردم بر این باورند که با مراجعه به اعتقادات مذهبی بهتر می توانند با مشکلات زندگی کنار بیایند. ما قادر نیستیم این حقیقت را درک کنیم که ترس زاده اندیشه خود ماست، اندیشه و تصور خود ما ترس را می آفریند و تنها ما مسئول پیدایش این دیو آزار دهنده هستیم.

نفس نگرانی یعنی اینکه متحیر باشیم چیزی را که سعی می کنیم که به آن برسیم بدست خواهیم آورد یا خیر و این مانعی است بزرگ فرا راه موفقیت، زیرا ذهن ما قادر نیست در حال شک و تردید بطرز مؤثر به خلاقیت بپردازد. و بدون ایمان قادر نیستیم چیز با ارزشی را خلق کنیم.

همیشه از خود یک تصویر عالی حمل کنید، هیچ وقت به ذهن خود اجازه ندهید حتی برای یک لحظه درباره جزء معیوب و ناقص تان بیندیشید. بدانید که شما یک وجود الهی هستید یعنی قادرید در راه کمال گام بردارید. آنچه به حساب می آید قابل ترقی بودن است. آنچه به آن نیاز داریم، آن است که ضعفها را از لوح ضمیر خود محو و نابود کنیم. مادام که درباره نقصها فکر می کنیم، هرگز قادر نخواهیم بود به کمال دست یابیم از بین تمامی ادیان الهی، اسلام به عنوان کاملترین دین، جامع ترین برنامه زندگی را در تمامی ابعاد ارائه داده؛ پیامبر اکرم نیز قرآن را به عنوان معتبرترین سند تعالیم خود معرفی نموده است.

در قرآن کریم روش های مقابله با استرس عموماً در داخل سه مجموعه قرار می گیرند که عبارتند از:

1- روشهای شناختی

2- روشهای عاطفی - معنوی

3- روشهای رفتاری

- روشهای شناختی:

1- ایمان:

(الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلّهِ وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ)

کسانی که دلهایشان به نور ایمان روشن گردیده، در عالم جز خیر و صلاح و خوبی نمی بینند، و نظام هستی را نظام احسن می دانند؛ به گونه ای که اگر غیر از این باشد، خلل و ناهنجاری در جهان پدید می آید و این خاصیت ایمان است. کسانی که به مبانی غیبی و خداوند اعتقاد ندارند، دارای نوعی کمبود هستند که موجب عدم تعادل آنان میگردد. و عدم تعادل رنج به وجود می آورد. انسانی که با خدا ارتباط نداشته و با او انس نگرفته باشد، پیوسته خود را مضطرب، افسرده و تنها می یابد و پیوسته در رنج و عذاب است. افراد مؤمن هنگام مصیبت به این حقیقت توجه دارند که "ما مملوک خدائیم و بازگشت ما به سوی اوست."

(مَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الآخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحاً فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاَ هُمْ یَحْزَنُونَ) (هر که به خداوند یگانه ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد، نه ترسی در وی هست و نه غمگین خواهد شد)

(فَمَنْ آمَنَ وَ أَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاَ هُمْ یَحْزَنُونَ) (هرکه ایمان بیاورد و خویشتن را اصلاح کند نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین می شوند.)

فرد با ایمان هیچگاه خود را تنها و بی مددکار و غمخوار نمی بیند. علاوه بر این ایمان جلوی آرزوهای واقع نشدنی و غیر منطقی و به عبارتی جلوی آمال شیطانی را که آدمی را می فریبد و وقت و عمر او را تباه و نیروی خیال و فکر، وقت و فرصت او را بیهوده صرف میکند، می گیرد.

علاوه بر این چنانچه قبلاً نیز گفته شد یکی از عوامل ایجاد استرس ترس می باشد. با مراجعه به کتب متعددی که در رابطه با موضوع انواع استرسهای نوع بشر به رشته تحریر در آمده است، در میان راهکارهای بیشماری که برای مقابله و غلبه بر استرس و تنیدگی پیشنهاد گردیده می توان به راهکار بهره گیری از معنویت برخورد کرد. استفاده از باورهای اعتقادی می تواند نقش بسزائی در مواجهه با موقعیت های استرس زا داشته باشد. بسیاری از مردم بر این باورند که با مراجعه به اعتقادات مذهبی بهتر می توانند با مشکلات زندگی کنار بیایند. ما قادر نیستیم این حقیقت را درک کنیم که ترس زاده اندیشه خود ماست، اندیشه و تصور خود م اترس را می آفریند و تنها ما مسئول پیدایش این دیور آزار دهنده هستیم. ترس در خارج از اندیشه ما وجود ندارد، هیچ چیز نمی تواند روی ما اثر بگذارد، مگر اینکه در ذهنمان رخنه کرده باشد. این حقیقت در مورد حوادث زندگی نیز صادق است؛ هیچ نوع حادثه ایی قادر نیست در اذهان سالم ایجاد ترس کند. تنها موقعی حوادث روی ذهنمان اثر می گذارد که ما اجازه بدهیم یک چنین عملی صورت گیرد.

هیچ چیز نمی تواند کوچکترین اثری روی ما بگذارد، مگر اینکه اجازه بدهیم یک چنین چیزی در ذهنمان پرورش یابد. آنچه روی مغز ما دق الباب می کند، نمی تواند بدون اجازه ما وارد گردد، باید در را برویش باز کنیم و به او اجازه دخول دهیم و ما قدرت آنرا داریم که به آنچه دوست داریم اجازه دخول بدهیم. ترس یکی از بزرگترین موانع در برابر لیاقت و کارآئی است؛ ترس از احساس حقارت و شکست به نحوی در اندیشه می تواند نقش ببندد که آدمی در حال پیش بینی اتفاقی که میخواهد رخ دهد بیش از زمان رخ دادن واقعه رنج می برد.

حقیقت آن است که ما همه با منابع نامحدودی متصل هستیم و منابع قدرت بسیار وسیعی در اختیار ماست، منابعی که هرگز تمام نخواهد شد. آگاهی ما از یکی بودن با خدا، آگاهی از وحدت ما با اصل الهی، احساس هر نوع ترس را از بین می برد؛ ترس چیزی غیر از احساس ناتوانی در کلنجار رفتن با بحران غیره منتظره نیست. در صورتیکه ما به طور کامل احساس می کردیم که می توانیم از عهده هر نوع وضعی که پیش می آید بر آئیم، ترس از بین می رفت. ترس ناشی از بیچارگی و عدم آگاهی از این موضوع است که از منابع و ذخایر عظیم خود جدا افتاده ایم. چنانچه از این هدف دور افتیم، تقصیر از خود ماست؛ ما با چنین وضعی روبرو گشته ایم چون برده ترس شده ایم. به مجرد اینکه دریابیم که درون ما چیزی وجود دارد که غیر قابل نابودی و جاودان است و هیچ عاملی از خارج قادر نیست به آن صدمه بزند، یا به عبارت دیگر به محض اینکه دریابیم با خداوند یکتا یکی هستیم، در همان لحظه دیگر از هیچ چیز نخواهیم ترسید. و با از میان برداشتن ترس در واقع ما موفق به از میان برداشتن یکی از عوامل عمده و اصلی استرس در زندگیمان شده ایم و این جز در سایه ایمان و تقویت معنویت حاصل نگردیده است

الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُم مُهْتَدُونَ) (تنها آنهایی که ایمان به خدا آورده و آن را به عبادت هیچ معبود دیگری بجز خدا مخلوط نکرده اند سزاوار آرامش و طمأنینه هستند و تنها آنها به راه حق و خیر هدایت شدگانند)

اصولاً آرامش برای مؤمن متحقق می گردد چون ایمان راستینش به خدا او را نسبت به کمک و حمایت و نظر لطف خدا امیدوار می سازد. و این احساس مؤمن که خدا همواره با اوست و به او کمک می کند ضامن استقرار احساس امنیت و آرامش در نفس اوست.

 

انسان فطرتاً به دنبال تکیه گاه فنا ناپذیر خود بوده و آنگاه که از روی خطا به امور ظاهری می پردازد چون این امور خواسته واقعی اش نیست، او را اقناع نکرده از تشویش و نگرانی نجات نمی دهد و او زمانی آرامش می یابد که به مطلوب و خواسته اساسی اش که همانا شناخت خداست، دست یابد.

(أَلاَ بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) (تنها به یاد خدا دلها آرامش می یابد.)

انسانی که اسلام معرفی می کند سعادتش را چیزی جز ارتباط با خدا و یاد او یعنی ایمان تأمین نمی کند و فاصله ای که این انسان با سعادت دارد، فقط به وسیله انس با پروردگار می تواند پر شود. ناکامی در زندگی امری اجتناب ناپذیر است و پیوسته برای بشر منشأ پریشانی می باشد. مؤمن با اعتقاد بر نظام آفرینش و ایمان و ایجاد تعادل بین قوای روحی و جسمی با اتکا به ایمانش، آرامش و رضایت خویش را تأمین می کند و در سایه ایمان حقایق را چنانکه هست دریافته دلش نورانی می شود و هیچ گونه تضاد و ناهماهنگی درونی او را آزار نمی دهد.

سازمان بهداشت جهانی آماری منتشر کرده که نشان می دهد آمار خودکشی در هشت کشور اروپایی مخصوصاً سوئیس که ما آنرا کشور نمونه خوشبختی می انگاریم بالاست. این است زندگی کسانی که ایمان خویش را به خدای دانا "رب العالمین" از دست داده اند.

به طور کلی خاصیت ایمان به خدا این است یعنی آرامش و بهداشت روان، بی ایمانی نوعی کمبود است، که به نوبه خود عدم تعادل ایجاد کرده و رنج می آورد. در ایمان خاصیت تغییر و تبدیل وجود دارد که غم و رنج را به لذت و سرور تبدیل می کند.

ایمان به خدای متعال و پیروی از سیره رسول تنها راه رهایی انسان از اندوه و اضطراب است و منتهی به امنیت و سعادت انسان می شود. همچنانکه فقدان ایمان و عدم پیروی از روش الهی سرانجام به اندوه و اضطراب و بدبختی منجر خواهد شد.

هدف انسان کسب تقرب به خدا و معرفت اوست. اعتقاد به خدا مرتبه ای از ایمان را در قلب فرد ایجاد می کند که نحوه تفکر و شیوه زندگی او را متفاوت ساخته و برخورد او را با رویدادهای طبیعی تحول می بخشد و بدین ترتیب احساس آرامشی به فرد دست می دهد که دیگر هیچ عاملی موجب ترس، اندوه، اضطراب و تزلزل او نمی شود. انسان مؤمن برای حل مشکلات و حفظ آرامش خود به وعده های الهی امیدوار است و همین امید باعث می شود که مشکلات و حفظ آرامش خود به وعده های الهی امیدوار است و همین امید باعث می شود که مشکلات او را از پای نیانداخته، دچار اضطرا و اندوه نشده و در نتیجه کمتر مبتلا به آسیبهای جسمی ناشی از تنیدگی خواهد شد. خداوند نیز برای مشکلات او راه حل هایی فراهم می کند.

"هر کس از خدا پروا کند، خدا برای او راه نجاتی فراهم می سازد و از جائی که حسابش را نمی کند به او روزی می رساند"

2- بینش فرد:

(إِنَّ اللَّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى‏ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ) (خداوند سرنوشت هیچ قوم و ملتی را تغییر نمی دهد مگر اینکه خود را تغییر دهند.)

 

تغییر رفتار افراد مستلزم تغییر بینش و تفکرات درونی آنهاست. با تغییر افکار فرد در می یابیم که مشکلاتی که در گذشته سبب اضطراب او می شد، به آن اندازه که او تصور می کرده، حائز اهمیت نبوده و بدین طریق می آزمود که به جای فرار از مشکلات با تغییر دید خود نسبت به آنها از شدت اضطرابش کم گردد. آن هنگام که فرد در زندگی با مشکلات مواجه می گردد، نوع نگرش وی در سازگاری با آنها مؤثر است؛ با اجتناب ناپذیر دانستن مشکلات فرد خود را برای مقابله با آنها آماده می کند

-روشهای عاطفی - معنوی:

 

1- یاد خدا:

انسان فطرتاً در جستجوی پروردگار به عنوان تکیه گاهی دائمی است، اما گاه با پرداختن به امور ظاهری و انحراف از مبداء اصلی به خواسته واقعی اش نرسیده و از تشویش و ناراحتی درون نجات نمی یابد. ولی انسان که اسلام معرفی می کند موجودی است که سعادتش را جز یاد خدا تأمین نمی کند.

"آنان که ایمان آورده اند و دلهاشان به یاد خدا آرام گیرد؛ آگاه باشید که تنها به یاد خدا دلها آرامش پیدا می کند."

پیامبر می فرماید: ذکر خدا موجب شفای دلهاست.

مسلمان هنگام ذکر خدا احساس می کند که به خدا نزدیک بوده، تحت حمایت او قرار دارد و همین موجب برانگیختگی حس اعتماد به نفس، قدرت، امنیت و آرامش او می گردد. همه عبادات نوعی ذکر است که در آن مؤمن به حمد و ثنای خدا می پردازد. در هنگام درد و غم فرد نیازمند تسکین و آرامش است، یکی از حالاتی که به انسان آرامش می بخشد یاد خداست. علاوه بر این یاد خدا تأثیر دیگری هم دارد. در قرآن آمده: "هر کس از یاد خداوند روی برگرداند، زندگی اش تنگ خواهد شد"  یاد خدا فرد را از امیال استرس زا باز می دارد و سبب می شود فرد به جای توجه به لذات دنیوی به خدا توجه کند و در نتیجه حرکت در مسیر اصلی زندگی را برای او سخت و استرس زا نمی نماید. برعکس کسی که خدا را فراموش می کند، با دل بستن به دنیا و به دنبال رفاه بودن دائمی پیوسته در سختی و فشار است.

2- دعا:

برخی از پزشکان در بسیاری از موارد معتقدند که دعا در بهبودی حال بیمار مؤثر بوده و یکی از شیوه های مؤثر در معالجه بیماری است. انسان به هنگام سختی نیاز به پناه بردن به قدرتی ماوراء طبیعت دارد.

(وَ إِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ الضُّرُّ دَعَانَا لِجَنْبِهِ أَوْ قَاعِداً أَوْ قَائِماً) (هنگامی که به انسان آسیبی رسد ما را در حالتهای مختلف، خوابیده، نشسته و ایستاده می خواند)

دعا یکی از صور یاری خواستن از خداست که با آن فرد تکیه گاه پر قدرتی برای خود یافته و از نظر روانی تقویت می شود. دعا عبارت است از توجه به خدا، راز و نیاز کردن و ارتباط با او و اعراض از غیر او و استمداد از او. به سخن دیگر، دعا ارتباط روحی و معنوی، رو آوردن به آفریدگار عالم و ماورای ظواهر، اظهار عجز و عبودیت و درخواست نیاز از پیشگاه بی نیاز است. دعا و تضرع به درگاه خدا باعث کاهش شدت اضطراب می شود زیرا مؤمن می داند خدای متعال در قرآن کریم فرموده: (وَ قَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ) (پروردگار شما فرمود مرا بخوانید تا دعای شما را اجابت کنم)

3- نماز:

 

نماز نوعی یاری جستن از خدا با آداب مخصوص است. با ایستادن به نماز و توجه صرف به خدا ذهن از توجه به فشارها و سختی ها دور شده و به آرامش می رسد (خاصیت آرام سازی نماز) و نیز با تقویت روح با نماز احساس آرامش به فرد دست داده، آداب نماز نحوه رسیدن به آرامش را به انسان آموخته و اذکار نماز نیز با یادآوری عظمت خدا "الله اکبر" و مدد جویی از خدا در همه امور (إِیِّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ) در آرام سازی انسان نقش بسزایی دارد. انسان پس از نماز بلافاصله به ذکر و دعا می پردازد و این خود به تداوم حالت تمدد اعصاب و آرامش پس از نماز کمک میکند؛ با بازگو کردن مشکلات و ناراحتی ها و مددجوئی از خدا برای حل مشکلات در واقع منجر به رهایی از اضطراب و آرامش روانی می گردد.

به تعریف کورت گلداشتاین و روانپزشک آلمانی (1965 - 1878) خود شکوفایی، توانایی نیرومند ذاتی موجود در هر فرد می باشد که موجب شکوفا شدن است،داد های مثبت او می گردد. او معتقد بود که برای آن که انسان به موفقیت های بزرگ دست یابد باید با محیط اطراف و زندگی خود به بهترین نحو ممکن کنار بیاید و چنانچه محیط و زندگی هر روز ضربه سنگین تری بر پیکره انسان وارد کردند، انسان باید سعی در بهبود روش مقابله خود با این قبیل مشکلات بنماید، تا بدین ترتیب به مرزهای خود شکوفایی نزدیک شود. همچنین به عقیده مزلو خودشکوفایی بالاترین و برترین نیاز انسان می باشد که پس از ارضاء نیازهای پایین تر مطرح می شود

4- قرآن:

"اگر به مقررات و دستورهای اسلام عمل شود، زمین غیر از این زمین می گردد" خداوند با عمل به رهنمودهای قرآن درهای برکات آسمان و زمین را بر مردم گشوده و ناآرامی، ناراحتی، تلخ کامی، ضدیت، نفاق و اضطراب از جامعه رخت برجسته و همه انسان ها در کمال رفاه و آسایش بسر می برند و هیچ اضطراب و تشویشی نخواهند داشت. همچنین در منابع اسلامی به رعایت حد اعتدال بین نیازهای جسمی و روحی تأکید شده که خود به آرامش می انجامد. قرآن اساساً برای هدایت مردم به راه درست و آموزش روش های جدید تفکر و رفتارهای بهنجار که منجر به کمال انسانی است نازل شده:

(وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاءٌ وَ رَحْمَهٌ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَاراً) (قرآن را نازل می کنیم که شفا و رحمت برای مؤمنان است و ستمگران را جز خسران و زیان نمی افزاید.) بدون شک در قرآن نیروی معنوی عظیمی وجود دارد که در نفس انسان تأثری شگرف برجای می گذارد، این نیرو باعث بیداری وجدان و شعور و صیقل روح انسان می شود.

5- توبه و استغفار:

مؤمن واقعی هیچگاه دچار اضطراب ناشی از ارتکاب گناه نمی شود چرا که در سایه وسوسه ها به آسانی فریب نمی خورد و مرتکب گناه نمی شود تا احساس عذاب وجدان نماید، با ارتکاب به گناه توبه می کند زیرا می داند خداوند بخشاینده است.

(لاَ تَقْنَطُوا مِن رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً)

از رحمت خداوند نومید نباشید که همانا خداوند همه گناهان را می آمرزد انسان توبه کار با تصمیمی قاطع می تواند متحول شود و راه خود را برای رسیدن به عالی ترین درجه کمال و فضیلت تغییر دهد. از نظر روانی بخشودگی ناپذیر بودن گناه سبب تثبیت تبهکاری می شود بهمین سبب خداوند مهربان مقرر داشته که در صورت تحقق انقلاب درونی و توبه همه گناهان به گونه ای آمرزیده می شوند که گویی فرد گناهی نکرده. قرآن روش "توبه" را که روشی موفق برای درمان احساس گناه است به ما ارائه می دهد زیرا توبه سبب آمرزش گناهان، تقویت امید به جلب رضایت الهی و نهایتاً موجب کاهش اضطراب انسان می شود، توبه انسان را به خود سازی وا داشته از دام خطاها دور نگه داشته و به شناخت خود و در نتیجه افزایش اعتماد به نفس و تثبیت احساس امنیت و آرامش او منجر می گردد.

6- امید:

در اسلام یأس و ناامیدی گناه بزرگی معرفی گردیده و افراد ناامید افرادی بی ایمان معرفی شده اند. (قَالُوا لاَ تَوْجَلْ إِنَّا نُبَشِّرُکَ بِغُلاَمٍ عَلِیمٍ) (و چه کسی از رحمت پروردگارش ناامید می شود بجز گمراهان) بنابراین انسان مؤمن که همواره رو به کمال حقیقی خود داشته و تمامی حوادث و پیش آمدها را مقدمه کمال و وسیله وصول یار می شمارد هرگز در مواجهه با حوادث و محرومیت ها، ناملایمات و فشارها در کشمکش های روانی قرار نگرفته و تسلیم یأس و ناامیدی نمی گردد.

روش های رفتاری

 

1- صبر یا خویشتن داری:

مؤمن از مشکلات، مصائب و حوادث ناگوار روزگار اظهار شکوه و ناتوانی نمی کند چون خدا او را به صبر سفارش فرموده است. مصائب دنیا، آزمایش الهی برای شناخت مؤمنان صابر است: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا وَ اتَّقُوا اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ) (ای کسانی که ایمان آورده اید استقامت کنید و در برابر دشمنان استقامت بخرج دهید و از مرزهای خود مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید شاید رستگار شوید)

2-ازدواج و روابط خانوادگی:

یکی از بهترین اسباب دنیوی تحصیل آرامش ازدواج است. بعلاوه ازدواج فرد را در انجام سایر وظایف فردی اجتماعی توانا می سازد. زن و مرد در سختیها و فشارهای زندگی مدافع و حافظ یکدیگر بوده و صمیمیت و دوستی بین همسران باعث می شود که هیچ یک در مواجه با مشکلات احساس تنهایی ننمایند. چنانچه قرآن در این خصوص می فرماید: "آنان برای شما لباس هستند و شما برای آنها لباس هستید"

3- حمایت مالی و اجتماعی:

در تعالیم اسلامی بر رفع گرفتاری برادر مؤمن تأکید شده است حمایت مالی و اجتماعی فقط مختص افراد نیازمند نیست و نوعی حمایت عاطفی است که لااقل برای ساعتی به فرد آرامش می بخشد.

4- روابط خویشاوندی:      

قرآن می فرماید: "درباره خدایی که به نام او از همدیگر درخواست می کنید و نیز درباره خویشاوندان خود تقوی را رعایت کنید و روابط خود را با آنها قطع نکنید: [44] قرآن با تأکید بر روابط خویشاوندی و وضع قوانین مالی در این خصوص، مثلاً تأمین مخارج زندگی نوه، پدر بزرگ، مادر، مادر بزرگ توسط فرد در صورت تمکن مالی، احساس آرامش و امنیت را از جهتی برای فرد به ارمغان می آورد. افراد خانواده دوستان و همکاران و متخصصین امور روانی می توانند در زمان بروز استرس شبکه حمایتی شما باشند. در میان گذاشتن مشکلات خود با دیگران سودمند است. نه تنها خود را تخلیه می کنید، بلکه دیدگاهها و نظرات دیگران را هم می شنوید. یک بررسی در سوئد نشان داد کسانی که چتر حمایت اجتماعی مناسب برخور دارند کمتر به بیماری های قلبی مبتلا می شوند.

 

5- روابط اجتماعی با مردم:

اسلام در خصوص داشتن روابط مناسب با سایر مردم تأکید بسیار دارد. حمایت های اجتماعی به صورت زیر تحقق می پذیر: اهتمام نسبت به امور مسلمین: کمک به مسلمین تحت شرایطی که آنها هیچگاه خود را تنها نیابند حتی اگر خویشاوند و خانواده ایی نداشته باشند. احترام به سالخوردگان: احترام و برقراری روابط مؤثر نیازهای عاطفی سالخوردگان را ارضاء کرده آنها را برای مقابله با استرس آماده می سازند. حمایت عاطفی از دیگران: احساس دوستی نشانه ایمان است. دیدار مؤمنان از یکدیگر به آنان آرامش روانی می بخشد.

نظرات