تعامل روزنامه ها و شبکه های اجتماعی اجتماعی

تعامل روزنامه ها و شبکه های اجتماعی

این ‌روزها از چهره ‌های مختلف سیاسی تا چهره ‌های هنری، همه می‌خواهند رسانه خود باشند و با استفاده از شبکه‌ های مجازی، خود فرصت اطلاع ‌رسانی درباره برنامه ‌ها، اهداف و… خود را در اختیار بگیرند. اتفاقی که بسیار شایع شده و می‌بینیم که حتی مدیران سیاسی هم نسبت به این شبکه‌ ها استقبال نشان داده‌اند یا در خبرها می‌خوانیم؛ بازیگری اعلام کرده که می‌خواهد خبرنگار خودش باشد و خودش خبرهایش را به اطلاع مخاطبان برساند. این ‌روزها صفحات اجتماعی افراد مشهور صفحاتی هستند که با یک «کلیک» و «اشاره» باز می‌شوند و اطلاعات و عکس ‌های افراد مشهور جامعه را به مخاطبان و علاقه ‌مندان انتقال می‌دهند. اگرچه در دنیای امروز و با پیشرفت تکنولوژی ‌های روز دنیا، شبکه ‌های اجتماعی یک رقیب قدرتمند برای روزنامه ‌ها و خبرگزاری ‌ها به حساب می‌آیند، اما قطعا نباید انتظار داشت شبکه‌ های اجتماعی جایگزین رسانه‌ها و مطبوعات رسمی شوند و به همه نیازهای مخاطبان پاسخ دهند. این افراد معتقدند که شبکه‌ های اجتماعی با تکیه بر تکنولوژی و مدرنیته در پاسخگویی به نیاز مخاطبان تحولاتی جدی پدید آورده‌اند، به‌ طوری‌که مخاطبان به سادگی و با اشاره یک انگشت از اطلاعات و اخبار روز با خبر می‌شوند. اما این درحالی است که آنها فراموش می‌کنند دانش و دانایی رسانه‌‌ ای، کار بزرگ‌تر و مهم‌تری برای جامعه انجام می‌دهد. کاری که به‌طور قطع شبکه‌ های اجتماعی نمی‌توانند در آن موفق عمل کنند. جامعه در کنار سرعت و آسانی انتقال خبر نیازهای دیگری هم دارد؛ نیازهایی مثل آگاهی از اخبار صحیح، درست و کامل، منابع خبری کارآمد و آگاه و خبرنگارانی کارآمد که نیاز مخاطبان را شناسایی کنند تا مطابق با آن سوژه‌ های مناسبی را برای جامعه تهیه و منتشر کنند. اعتبار خبر یکی از توقعات اساسی مخاطبان از رسانه ‌های خبر است، توقعی که شبکه‌ های اجتماعی در برآورده کردن آن توانایی کمتری به نسبت رسانه ‌های رسمی دارند.

 

 خبرنگاران و روزنامه ‌نگاران با دانش رسانه ‌ای وارد کار خبر می‌شوند و نمی ‌توان منکر اهمیت کار کارشناسان خبر یا خبرنگارانی شد که سعی در انتقال اخبار صحیح به مخاطبان دارند، خبرنگارانی که گذشته از وظیفه خبر رسانی گاهی وظیفه تحلیل و تفسیر اخبار را بر عهده دارند، وظیفه‌ ای که در شبکه ‌های اجتماعی کمتر مورد هدف قرار می‌گیرد

 

از طرفی خبرنگاران و روزنامه ‌نگاران با دانش رسانه ‌ای وارد کار خبر می‌شوند و نمی ‌توان منکر اهمیت کار کارشناسان خبر یا خبرنگارانی شد که سعی در انتقال اخبار صحیح به مخاطبان دارند، خبرنگارانی که گذشته از وظیفه خبر رسانی گاهی وظیفه تحلیل و تفسیر اخبار را بر عهده دارند، وظیفه‌ ای که در شبکه ‌های اجتماعی کمتر مورد هدف قرار می‌گیرد، تحلیل و تفسیر خبر نیاز بنیادی جامعه است، نمی‌توان به دلیل وجود شبکه ‌های اجتماعی از این نیاز دست کشید و به آن پاسخ نداد.

نمی‌توان جامعه ‌ای را تصور کرد که در آن، شبکه‌ های اجتماعی به منبع خبر برای انتقال خبر به مردم تبدیل شوند، یا نمی‌توان به دلیل گسترش و همه‌ گیر شدن شبکه‌ های اجتماعی، رسانه ‌ها و روزنامه‌ های آن کشور را کنار گذاشت یا به آن اعتنا نکرد. به این دلیل که جامعه می‌داند که برای استناد به اخبار درست، شبکه ‌های اجتماعی ابزار خوبی نیست و نمی‌توان فقط به آن تکیه کرد، می‌توان از طریق شبکه‌ های اجتماعی اطلاعات کسب کرد یا سوژه ‌یابی کرد، اما استناد به شبکه‌ های اجتماعی امکان ‌پذیر نیست. چون در این فضا احتمال انتشار اخبار مجهول و نادرست، غیر دقیق، شایعه ‌پراکنی، هتک حریم خصوصی افراد و توهین و افترا از احتمال بالایی برخوردار است، در حالی که فضای روزنامه و خبرگزاری ‌ها فضای امن و قابل اتکایی برای مخاطبان دارد. بدون شک مخاطبان برای کسب اطلاعات درست درباره یک خبر یا یک فرد مشهور ترجیح می‌دهند به خبرگزاری و روزنامه ‌های رسمی اعتماد کنند تا شبکه ‌های اجتماعی؛ این موضوعی است که باعث شده، همچنان آمار اعتماد مخاطبان به شبکه ‌های اجتماعی پایین‌ تر از روزنامه‌ ها باشد.

 

خبرنگاران و روزنامه ‌نگاران حرفه‌ای نیاز مخاطبان را براساس بستر جامعه، شناسایی می‌کنند و با بررسی صحیح همه جوانب یک سوژه آن را انتقال می‌دهند و به اطلاع مخاطبان می‌رسانند. مثلا این تصور که یک فرد شناخته شده‌ چون دارای شبکه‌ اجتماعی است و می‌تواند بدون واسطه، اطلاعات خود را به مخاطبان انتقال دهد، از مصاحبه، سخنرانی و نشست ‌های خبری کناره‌گیری کند و فکر کند که می‌تواند همه گفتنی‌ های لازم را در صفحات شخصی ‌اش برای مخاطبان بازگو کند، تصور غلط و اشتباهی است. به این دلیل که یک خبرنگار و روزنامه ‌نگار براساس نیاز مخاطب و جامعه سراغ افراد می‌رود و آنها را مورد پرسش قرار می‌دهد. روزنامه ‌نگاری حرفه ‌ای به معنای تحقیق و پیگیری است، پیگیری ‌هایی که برای دستیابی به سوژه ‌ای صورت می‌گیرد و روزنامه‌ نگاران برای استناد بیشتر سراغ صاحب ‌نظران و کارشناسان می‌روند و نظرات آنها را جویا می‌شوند. این ‌درحالی است که شبکه ‌های اجتماعی با وجود تاثیرات مثبت زیادی که دارند، در این زمینه منفعل هستند. بنابراین نمی‌توان کار خبرنگاران را با صفحات اجتماعی در دو کفه ترازو قرار داد و با یکدیگر مقایسه کرد. در کنار تمام این ‌ها، مخاطب ‌شناسی روزنامه ‌نگارها این امکان را به آنها می‌دهد تا از هر اتفاق ناخوشایند رسانه‌ ای پیشگیری کنند؛ تبحری که در اختیار چهره ‌های مختلف نیست و در ماه ‌های اخیر دیده‌ایم که تعدادی از آنها گرفتار مشکلات خاص شده‌اند و با یک نوشته ساده، بحران‌ های زیادی را پشت ‌سر گذاشته‌اند.

نظرات