ضرورت و لزوم ازدواج در جامعه جامعه

ضرورت و لزوم ازدواج در جامعه

ازدواج یـکی از حـقایقی است کـه از فاکتـورهـای اسـاسی ایـجـاد هر جامعه سالمی به شمار می رود. این موضوع را مـی تـوان از دو مـقـوله کاملاً مـتفـاوت مورد بحث قرار دارد. یکی از دیدگاه ها این است که تشکیل زندگی مشترک به خـودی خـود، چه فوایدی را برای اشخاص به همراه دارد؛ و چـرا ازدواج بـه نفع جامعه است؟ که البته این موضوع را در قسـمت هـای بـعـدی تـوضیــح می دهم. اما قبل از آن باید به مزایای ذاتی ازدواج اشاره داشته باشم؛ زمانیکه با همقطارهای خودم در مورد ازدواج و فواید آن صحبت می کنم به این نتیجه می رسم که تا چه حد اطلاعات آنها در این زمینه محدود می باشد. تازه زمانیکه برای آنها قضیه را باز می کنم و توضیح می دهم که ازدواج همیشه همراه با عشق و علاقه است، تازه متوجه می شوند که زندگی مشترکشان ارزش محفوظ ماندن را دارد. البته من به دوستانم حق می دهم که در برابر این مطلب عقب نشینی کرده و پیرامون این مطلب که ازدواج شامل چه مزایایی می باشد، آگاهی کافی نداشته باشند؛ به چه خاطر تا این حد از اهمیت برخوردار است؟ چرا زیر بنای زندگی سالم است؟ و اصلا اهمیت ازدواج در چیست؟ ازدواج به عنوان یک فرهنگ همه گیر اجازه دهید ابتدا در مورد فرهنگ هر جامعه و سپس لزوم ازدواج صحبت کنم. در تمام انسان ها میل ذاتی و باطنی انتخاب شریک وجود دارد. تشکیل زندگی مشترک نوعی حس دیگرخواهی را نمایان می سازد و یا به عبارت دیگر دو نفر خود را در اختیار یکدیگر قرار می دهند و تبدیل به یک روح در دو جسم می شوند. شاید با اتکا به فرهنگ امروزی جوامع بشری، این امر برای انسان ها دشوار باشد که با هم یکی شده و در عین حال از هم جدا باقی بمانند، از آنجایی که ازدواج به منزله نوعی دیگرخواهی محسوب می شود، در جامعه ای که اصول آن بر پایه خودخواهی استوار شده باشد، دوام چندانی نخواهد داشت. کلیه جنبه های فرهنگ مدرن، از مسائل تفریحی و سرگرم کننده گرفته تا دانشگاه ها، همه و همه بر روی یک مطلب تاکید دارند و آن هم "منیت گرایی" است. یکی از همکلاسی هایم داستانی را برایم تعریف کرد که نمایانگر خودخواهی کامل و همه جانبه زندگی امروز انسان هاست. "زمانیکه نوجوان بودم برچسبی بر روی اتومبیلم چسبانده بودم که خرسی را نشان می داد که در حال خارش پشتش بر روی یک درخت بود. زیر این تصوری نوشته شده بود: اگر احساس خوبی به شما دست میدهد می توانید آنرا امتحان کنید." این عبارت در دهه 60 و 70 شعار اکثر مردم بوده و احتمالا امروزه نیز کماکان به قوت خود باقی مانده است. نشان دادن یک خرس که در حال خارش خود با درخت است یعنی یکی کردن انسان و حیوان، به این معنا که هر لحظه انسان ها احساس کردند به انجام کاری تمایل دارند، باید فوراً آنرا انجام دهند، بدون اینکه قبل از عمل، به عواقب دراز مدت آن فکر کنند. ازدواج در کنار حفظ استقلال شخصی مردم همواره در مورد ازدواج بحث می کنند و ابعاد دیگرخواهانه آنرا زیر سؤال می برند. آنها تصور می کنند که اگر به ازدواج تن در دهند، آنوقت استقلال شخصی شان به خطر افتاده و آزادی عمل خود را در زندگی از دست می دهند. مشکل اینجاست که برخی افراد، قادر به درک این مطلب نیستند که با وارد شدن به زندگی مشترک، چه بسا به فواید تنهایی و استقلال بیشتر پی برده و برای آن اهمیت بیشتری قائل خواهند شد. اخیراً در یکی از مجامع قانونگذاری به 5 اصل اساسی آزادی پی بردم: "عدالت، آسایش، آزادی عمل، رفاه، و در آخر انتقال همه این موارد به نسل های بعدی" نکته ای که در این 5 مورد بیش از سایرین نظر مرا به خود جلب کرد، گزینه "رفاه اجتماعی" بود، چراکه این امر نه تنها به عهده دولت می باشد، بلکه فرد فرد مردم نیر وظیفه دارند که در جهت رسیدن به آن تلاش کنند. در حقیقت کاری که گذشتگان انجام داده اند نه تنها به منظور ایجاد رفاه شخصی برای خودشان بوده، بلکه این کار را همچنین برای بهبود وضعیت کلی مردم و همینطور آیندگان انجام داده اند. حال اگر بخواهیم ارتباط این مسئله را با استقلال و تنهایی افراد پیدا کنیم، می بایست به این نکته اشاره داشته باشیم که حریم استقلال در رابطه با تمام افراد جامعه تعریف نمی شود، بلکه تنها نسبت به یک فرد خاص، معنا پیدا میکند. استقلال شامل معنای "خاص" می باشد و نه "عام." چنین حریمی از زمانیکه والدین از روش های جلوگیری از بارداری استفاده می کنند و حتی زمانیکه برای بهبود وضعیت فردی خود، دست به سقط جنین می زنند، کاربرد پیدا می کند و همانطور که ملاحظه می کنید، نمونه های بارز آن در بسیاری از زندگی های مشترک امروزی به وفور یافت می شود. ما باید طوری از آزادی عمل و استقلال خود استفاده کنیم که باعث پیشرفت وضعیت کلی جامعه شویم نه اینکه به شرایط بد دامن بزنیم. ازدواج و بهبود اجتماعی با ازدواج، تشکیل خانواده، و رشد فرزندان، جامعه می تواند به یک سطح قابل قبول از بهبود دست پیدا کند. کسانی که دارای فرزند هستند، منظور من را به خوبی درک میکنند چرا که همه روزه به خاطر رشد کودکان خود از خیلی از چیزها می گذرند و خوشی های خود به خاطر فرزندانشان لغو می نمایند. اما امروزه با توجه به آمار بالای طلاق، نه تنها ازدواج ها کاهش پیدا کرده، بلکه از سوی دیگر جامعه با تبلیغ شعار "فرزند کمتر، زندگی بهتر" سعی در منحوس جلوه دادن چهره زندگی مشترک دارد. مردم تصور می کنند که داشتن فرزندان زیاد، مربوط به خانواده های سنتی و قدیمی است. دولت به خوبی باید ارزش ازدواج را درک کند و سعی در ترویج این سنت دیرینه نماید. تک تک شهروندان باید به لزوم تشکیل زندگی مشترک پی ببرند. متاسفانه بسیاری از دولت مردان حتی خودشان به شخصه نیز متوجه ارزش های والای ازدواج نشده اند، حال چه برسد به اینکه بخواهند از آنها دفاع نیر بنمایند. به عنوان مثال دولت می تواند از کسانیکه بانی برنامه هایی در جهت تبلیغ ازدواج و تشکیل زندگی مشترک هستند، مالیات دریافت نکند. مزایای ازدواج در جامعه اگر به طور کلی به ازدواج نگاه کنیم، و بخواهیم سود و مزایای آنرا در نظر بگیریم، باید اذعان داشته باشیم که برای تمام افراد جامعه: کودکان، خانم ها، و آقایون مفید است. مزایای کودکان با نگاه به مزایای زندگی مشترک برای کودکان، مستندات زیادی موجود است که ثابت می کنند کودکانیکه در خانواده هایی با هر دو والد زندگی می کنند از هر نظر بهتر از کودکانی هستند که تنها در کنار یکی از والدین خود زندگی می کنند. این افراد، 44% کمتر مورد آزار و اذیت جسمی قرار می گیرند، 47 % کمتر مورد بی توجهی قرار میگیرند، و نهایتا 55% کمتر در معرض کودک آزاری قرار دارند. کودکانیکه به همراه پدر و مادر زندگی می کنند، تا سن 16 سالگی نسبت به سایرین، نمره های بالاتری را در درس های خود کسب می کنند، برای ورود به دانشگاه از خود اشتیاق بیشتری نشان می دهند، و آمار توجه و حواس آنها به دروس مختلف، نسبت به کودکانیکه تنها با یکی از والدین خود زندگی می کنند، بالاتر است. همچنین احتمال ترک تحصیل در گروه اول، به نصف کاهش پیدا می کند. از این گذشته کودکانی که با هر دو والد خود زندگی می کنند، نسبت به گروه دوم، 50 درصد کمتر دچار مشکلات رفتاری و عاطفی می شوند. در ضمن کودکانیکه به نحوی پدر و مادر خود را از دست داده و سرپرستی آنها به خانواده دیگری واگذار شده است، تقریبا 3 برابر بیش از کودکانی که در خانواده های تک والدی زندگی می کنند به مواد مخدر، سیگار و مشروبات الکلی روی می آورند. به علاوه فرزندان پسری که در سایه پدر و مادر رشد پیدا کرده اند، تا سن 30 سالگی تقریبا 50 درصد کمتر مرتکب جرایمی می شوند که منجر به حبس می شود. همانطور که مشاهده کردید، پژوهش ها حاکی از این مطلب هستند که تربیت خانوادگی برای کودکان از اهمیت فوق العاده ای برخوردار می باشد، به همین دلیل دولت موظف است افراد جامعه را به تشکیل زندگی مشترک تشویق نماید. مزایای خانم ها بر خلاف تمام جنبش های قرن اخیر که قصد دارند به خانم ها بقبولانند که هیچ نیازی به همسر و تشکیل زندگی مشترک ندارند، باید اشاره داشت که حقایق خلاف این امر را اثبات می کنند. تحقیقات نشان می دهند که خانم های متاهل، نسبت به خانم های مجرد هم سن خود از سلامتی و بهبود وضعیت جسمی بالاتری برخوردار هستند. همچنین درصد ابتلای آنها به بیماری های مزمن و سایر ناتوانی ها، پایین تر است. آمار مرگ و میر در خانم های متاهل 3/1 کمتر از خانم های مجرد می باشد. درآمد خانم های متاهل 50% بالاتر از مجردهاست و همچنین آمار خشونت به طور قابل توجهی کاهش پیدا می کند. آنها کمتر طعمه خشونت های خانوادگی می شوند، و نسبت به خانم های مطلقه، و یا خانم هایی که تا به حال ازدواج نکرده اند، زندگی بهتری دارند. آمار جرایم برای خانم های مطلقه 9. 13 ؛ برای خانم هایی که تا کنون ازدواج نکرده اند 3 . 11 ؛ و برای خانم های متاهل تنها 6 . 2 می باشد. مزایای آقایون نهایتا ثابت شده است که آقایون نیز به طور قابل توجهی از مزایای زندگی مشترک بهره می برند. آقایون مجرد خیلی بیشتر از مردهای متاهل مرتکب جرم و جنایت می شوند. در صورت وجود فرزند در خانواده، آقایون در فعالیت های اجتماعی اشتیاق بیشتری از خود نشان می دهند، پیوند عاطفی محکم تری با خواهرها و برادرها، و والدین خود برقرار میکنند. پدرهایی که صاحب فرزند هستند ساعات طولانی تری را به کار و درگیری های اجتماعی اختصاص می دهند. درآمد یک مرد از اهمیت خاصی برخوردار است. آقایون متاهل 25% بیشتر از مجردها پول ساز هستند. خانواده هایی که پدر و مادر در کنار هم زندگی می کنند 5 مرتبه کمتر از خانوده های تک والدی دچار فقر می شوند. سلامتی و وضعیت جسمانی آقایون نیز با ازدواج افزایش پیدا می کند. آمار مرگ و میر آنها 3/2 نسبت به مجردها کمتر است. مردهای متاهل (و همینطور خانم های متاهل) نسبت به خانم ها و آقایون هم سن و سال خود 50% کمتر دست به خودکشی میزنند. نتیجه گیری شواهد خیره کننده هستند: ما برای اینکه بتوانیم از یک جامعه سالم برخوردار باشیم باید فرهنگ ازدواج را ترویج دهیم؛ بنابراین باید خط مشی تلویحات عمومی را مشخص کنیم: دولت موظف است ازدواج را به صورت یکی از زیربناهای اساسی جامعه معرفی کرده و بر لزوم آن پافشاری نماید. رییس جمهور، جناب آقای احمدی نژاد، به اهمیت ازدواج به وضوح واقف بوده و در بیانات خود اظهار داشته اند که در مجلس از لایحه تشکیل زندگی مشترک دفاع کرده و اصلاحاتی را پیرامون تهدیدات زندگی مشترک انجام خواهند داد. ازدواج باید همچنان به عنوان یکی از استانداردهای زندگی سالم در جامعه باقی بماند. هم به دلیل ذاتی و هم به خاطر مزایایی که ازدواج با خود به همراه دارد، ما به تشکیل زندگی مشترک نیاز داریم. برای رسیدن به این مقصود، نیازمند حمایت کامل و همه جانبه مسئولان در این زمینه هستیم.

نظرات