اقتصاد مقاومتی و خانواده اقتصاد

اقتصاد مقاومتی و خانواده

   

فرمایش رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر اینکه «ما امروز در مقابل یک فشار جهانی قرار داریم. دشمنی وجود دارد در دنیا که می‌خواهد با فشار اقتصادی و با تحریم، سلطه ‌‌یا اهریمنی خودش را برگرداند به این کشور. ما باید یک اقتصاد مقاومتی واقعی در کشور به وجود بیاوریم.» در شرایط امروز اقتصادی کشور به عنوان یک راهکار کلان ارائه شده است.

در روزهای اخیر عرصه اقتصاد کشور شاهد رویارویی با گفتمانی جدید در حوزه اقتصادی با عنوان «اقتصاد مقاومتی» است. اکنون اقتصاد کشورمان هم از فضای جهانی تأثیر می‌پذیرد و هم به دلیل قدرتی که در حوزه‌های مختلف علمی، سیاسی و انرژی به دست آورده یا از قبل داشته است، بر آن اثر می‌گذارد. با توسعه تحریم اقتصادی علیه ایران، یک ضرورت بیش از پیش نمایان شده و آن دستیابی به یک الگوی مقاومتی از اقتصاد است؛ الگویی که در برابر بحران‌های اقتصادی رویکردی فعالانه دارد و می‌تواند در شرایط بحرانی موانع را برطرف کند.

اقتصاد مقاومتی چشم‌اندازی کلان در جریان اقتصاد ایران اسلامی است و اقدامی بلندمدت را در راستای این چشم‌انداز شامل می‌شود. البته تحریم اقتصادی علیه ایران مربوط به سال‌های اخیر نیست. اولین تحریم اقتصادی ایران۳۰ سال پیش و در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی از سوی ایالات متحده صورت گرفت که منجر به مسدودشدن اموال کشورمان در بانک‌های غربی شد. پس از آن در طول سال‌های گذشته همواره تحریم‌ها به صورت مستمر و به بهانه‌های مختلف تداوم یافته است. البته باید به این نکته اشاره کرد که در چندسال اخیر با تصویب قطعنامه ۱۹۲۹ تحریم ایران در برخی محورها مانند خرید نفت ایران، سرمایه‌گذاری خارجی در اقتصاد ایران، تحریم تجاری و حمل و نقل دریایی و هوایی ایران، بانک مرکزی و بانک‌های فعال در صادرات و واردات کشور ابعاد وسیع‌تری یافته است.

واژه اقتصاد مقاومتی بر این موضوع دلالت می‌کند که فشارها و ضربه‌های اقتصادی از سوی نیروهای دشمن سد راه پیشرفت جامعه است که باید بر آن غلبه کرد. برای درک مفهوم اقتصاد مقاومتی اول باید فهم درستی از اقتصاد ملی و همچنین فضای اقتصاد جهانی و به دنبال آن شدت فشاری که نظام سلطه استکبار و غرب به جمهوری اسلامی آورده است، به دست آوریم.

نظام سلطه بعد از شکست‌هایی که در عرصه نظامی داشته است، چند سالی است که در حوزه اقتصاد به طمع افتاده تا اقداماتی را به صورت برنامه‌ریزی شده و هدفمند برای اثرگذاری بر محیط اقتصادی با هدف تضعیف نظام و فشار بر آحاد مردم در دستور کار قرار دهد. در این میان حرکت اقتصادی کشور نیز باید با این جریانِ محیطی دارای واکنش و برنامه‌ای متناسب باشد. با این تفاسیر و با توجه به وضعیت امروز و آینده جهان که در حال تغییر و تحول است، اقتصاد مقاومتی به معنی تشکیل یک جریان اقتصادی فعال برای مقابله با هرگونه بحران‌است.

با این حال به نظر می رسد که ما در مقطع فعلی که از سوی کشورهای غربی تحت شدید ترین فشارهای اقتصادی قرار گرفته ایم نیازمند یک رویکرد انقلابی و جهادی نیز در سبک زندگی هستیم.رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها بر ضرورت دستیابی به اقتصاد مقاومتی تاکید فرموده اند و بسیاری از صاحب نظران و اقتصاد دانان نیز معتقدند که بن مایه های اقتصاد مقاومتی از دل رفتارهای اقتصادی مردم بیرون می آید و ما برای اصلاح وضعیت اقتصادی خود باید ابتدا به دنبال تصحیح فرهنگ اقتصادی در جامعه باشیم.

به طور کلی منظور ما از فرهنگ اقتصادی مجموعه باور ها، ارزش ها و آدابی است که باعث می شود افراد جامعه نوع خاصی از رفتارهای اقتصادی چه در بحث تولید و چه در بحث خرید را برگزینند. به نظر می رسد که در دهه های اخیر عوامل و مولفه های بسیاری بر رفتارهای اقتصادی مردم تاثیر گذار بوده است. از تبلیغات گسترده رسانه ای تا ورود نوعی از تجمل گرایی همگی باعث شده است که فرهنگ اقتصادی در جامعه ما با ویژگی های رفتار اقتصادی مبتنی بر ارزش های اسلامی فاصله بگیرد.

در این میان به نظر می رسد که ما باید به یک بازنگری جدی در نوع فرهنگ حاکم بر رفتارهای اقتصادی مردم برسیم. رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در بیانات خود در خصوص سبک زندگی سئوالات بسیاری را مانند میزان کار مفید ، وجدان کاری ، انضباط اجتماعی ،توجه به کیفیت در تولیدات داخلی و… مطرح کردند و به نوعی خواهان یک مطالعات گسترده میدانی در این زمینه ها شدند.

در این حال می توان گفت که به غیر از آسیب شناسی ما نیازمند تولید یک محتوا در سبک زندگی جهادی و انقلابی علی الخصوص در حوزه های اقتصادی هستیم. به عبارت دقیق تر ما باید در ابتدا یک بسته کامل از سبک زندگی اسلامی ایرانی را تدوین کنیم و سپس با ابزارهای رسانه ای مختلف درصدد تبلیغ این سبک در میان جامعه باشیم. امروز رسانه های غربی با تمام توان در حال پمپاژ دیدگاه ها و نظرات خود در خصوص سبک زندگی در جامعه ما هستند و بخش عمده ای از مشکلات کنونی ما نیز به دلیل همین هجمه رسانه ای و فرهنگی دشمنان است. لذا ما نیازمند آن هستیم که بن مایه های سبک زندگی اسلامی ایرانی را تدوین نماییم.

دراین میان به نظر می رسد که ما از ظرفیت های‌گسترده فرهنگ اسلامی در کشورمان در حوزه اقتصادی غافل شده ایم و حتی سبد خرید ایرانی ها نیز تحت القائات فرنگی‌مآبانه پر می‌شود. در اقتصاد مقاومتی ایستادگی اقتصادی در برابر غرب به عنوان اصلی ترین محور به حساب می آید و در کنار آن مفاهیمی همچون حمایت از تولید ملی ، افزایش بهره وری ، دوری از فساد اقتصادی ،مردمی شدن اقتصاد و… قرار می گیرد.

ما باید در مقطع فعلی سبک زندگی انقلابی را برای مردم به صورت دقیق بیان کنیم. البته این سبک زندگی به معنای اقتصاد ریاضتی نیست بلکه در این نوع از رفتار تمام فعالیت های اقتصادی با هدف رضای خدا و کمک به اعتلای جامعه اسلامی صورت می گیرد. در این سبک زندگی افراد هرگونه کالایی را خریداری نمی کنند ، هرگونه هزینه ای را بر خود و جامعه تحمیل نمی کنند ، در حوزه کسب کار تنها سود اندوزی مورد پسند نیست بلکه هدف نهایی رشد و پیشرفت اقتصادی جامعه است. در این سبک زندگی وجدان کاری بالاست چرا که فرد خود را در مقابل دیدگان پروردگارش می بیند و کمترین کوتاهی و نقصی در کار را نمی پذیرد. در این نوع از سبک زندگی بسیاری از آفت هایی که امروز جامعه ما به آنها دچار شده است مرتفع می گردد.

البته ما به نظام تبلیغاتی هماهنگ و منسجمی احتیاج داریم که بتواند آموزه های اقتصاد مقاومتی را از طریق رسانه های رسمی و غیر رسمی مختلف، به خوبی و در بسته بندی های مناسب به مردم عرضه کند؛ همان گونه که در دوران دفاع مقدس به هر حال دستگاه هایی مسئول کاری شبیه این کار بودند و برای آن فکر می کردند. بنابراین ما باید از ظرفیت همایش ها، سخنرانی ها، اینترنت، شبکه های تلویزیونی و رادیویی و حتی مجالس مذهبی و هیئات برای رسیدن به این مقصود استفاده کنیم.با این حال در نهایت امر باید گفت که مسئله اصلاح فرهنگ جامعه یک مسئله بسیار زمان بر است. البته این زمان بر بودن به معنای جواز برای حرکت های منفعلانه نیست بلکه ما باید در یک برنامه ریزی دقیق و مدون به تدریج به اصلاح باورهای جامعه در حوزه های مختلف و نزدیک سازی عرف ها به ارزش های ناب اسلامی بکوشیم.

امروز همه نهادهای آموزشی و تبلیغاتی باید سند مدونی برای دستیابی به سبک زندگی اسلامی ایرانی داشته باشند و در یک راستا فعالیت کنند. ضمن آنکه این تحول نیز نیاز به فعالیت های مداوم چند دهه ای دارد و نمی توان صرفا از یک یا دو دولت انتظار داشت که این تحول را ایجاد نماید. لذا ما نیازمند مرکز و مجمعی از کارشناسان امر هستیم که ناظر اوضاع فرهنگی کشور باشند و در هر دولتی جهت گیری ها و اهداف را مشخص و راهکارهایی برای نایل آمدن به این اهداف ارائه نمایند.

دشمنان کشور ایران بیش از هر زمان دیگری عزم خود را جزم کرده‌اند تا اراده خود را به ما تحمیل کنند تا از حقوق مسلم و آشکار خود در گذریم. بنابراین مقاومت در برابر این زورگویی آشکار، نیازمند دو اصل انگیزه و برنامه مشخص است که در این میان اقتصاد مقاومتی به عنوان یک راهکار اساسی معرفی شده است. از این منظر، اقتصاد مقاومتی یعنی تشخیص حوزه‌های فشار و متعاقباً تلاش برای کنترل و بی‌اثر کردن آن و تبدیل چنین فشارهایی به فرصت از طریق باور و مشارکت همگانی و اعمال مدیریت‌های مدبرانه که پیش شرط و الزام چنین موضوعی است.

هدف از تدوین این مقاله آشنایی با مفهوم اقتصادمقاومتی وتبیین الزامات وبسترها وزمینه های تحقق اقتصادمقاومتی درخانواده ونیزبیان راهکارهایی در جهت تحقق اقتصادی نظام مند در خانواده است که می تواند تا حدودی درتحقق این مهم در خانواده اطلاعاتی را در اختیار آنان قراردهد.

باتوجه به مطالعات انجام شده در این زمینه توسط اینجانب وبراساس منابع تحقیقی موجود

می توان گفت پژوهشی که در برگیرنده اقتصادمقاومتی در خانواده باشد در یافته های خود موجودنبود بنابراین با توجه به اهمیت مسأله برخودلازم دانستم با بضاعت علمی اندکی که دراین زمینه داشتم پژوهشی رابا استفاده از منابع متعدد تدوین و ارایه نموده که در برگیرنده مفاهیم ومبانی اقتصادمقاومتی واصول والزامات اقتصادمقاومتی درمتن زندگی ونیز بسترهای تحقق اقتصادمقاومتی در خانواده باشد واین ازجمله تمایز این پژوهش با پژوهش های دیگر می باشد که نگاهی جامع به بحث اقتصاد مقاومتی وخانواده دارد .

در این تحقیق برآنیم تا به پرسش های زیر پاسخ دهیم :

۱- اقتصادمقاومتی چه تعاریفی می تواند داشته با شد ؟

۲- اقتصادمقاومتی چه جایگاهی در جامعه کنونی دارد ؟

۲-الزامات اقتصادمقاومتی براساس آموزه های دینی چیست ؟

۳- بسترها وزمینه های تحقق اقتصادمقاومتی در خانواده را تببین کنید ؟

۴- آیا اهل بیت (ع) از روش اقتصادمقاومتی در سبک زندگی ود استفاده می کردنند.

۶- در چه صورتی اقتصاد مقاومتی در جامعه اجرا می شود؟

 

مفهوم اقتصاد مقاومتی

اقتصاد مقاومتی یعنی تشخیص حوزه های فشار یا درشرایط کنونی تحریم و متعاقبا تلاش برای کنترل و بی اثر کردن و در شرایط آرمانی تبدیل چنین فشارهایی به فرصت ، که قطعا باور و مشارکت همگانی و اعمال مدیریت های عقلایی و مدبرانه پیش شرط و الزام چنین موضوعی است. اقتصاد مقاومتی کاهش وابستگی ها و تاکید روی مزیت های تولید داخل و تلاش برای خوداتکایی است.

منظور از اقتصاد مقاومتی واقعی، یک اقتصاد مقاومتی فعال و پویاست نه یک اقتصاد منفعل و بسته چنانکه مقاومت برای دفع موانع پیشرفت و کوشش در مسیر حرکت و پیشرفت تعریف میشود. در واقع هدف در اقتصاد مقاومتی آن است که بر فشارها و ضربههای اقتصادی از سوی نیروهای متخاصم که سد راه پیشرفت جامعه است، غلبه کرد.

یک نکته: برخی از مردم اقتصاد مقاومتی و ریاضت اقتصادی را یکی می دانند و یا تصور می کنند اقتصاد ریاضتی یکی از شاخه های اقتصاد مقاومتی است در حالی که این دو اصطلاح کاملا متفاوت بوده و هیچ ارتباطی به یکدیگر ندارند برای روشن شدن موضوع به شرح مفهوم ریاضت اقتصادی می پردازیم.

 

تعریف ریاضت اقتصادی

ریاضت اقتصادی به طرحی گفته میشود که دولتها برای کاهش هزینهها و رفع کسری بودجه، به کاهش و یا حذف ارائه برخی خدمات و مزایای عمومی دست میزنند. این طرح که به منظور مقابله با کسری بودجه توسط برخی دولتها انجام میشود گاهی اوقات به افزایش میزان مالیات و افزایش دریافت وامها و کمکهای مالی خارجی میانجامد.

اینکه بر اقتصاد و شرایط بحران زده اش ریاضت و سختی تحمیل شود، در ظاهر اصلا کار خوشایندی به نظر نمی رسد، اما ، می تواند به بازیابی درازمدت اقتصاد کمک کند.

بنابراین اگرچه اقتصاد ایران شاید ناچار شود در دراز مدت به سیاست های ریاضتی روی بیاورد، اما اقتصاد مقاومتی و ریاضت اقتصادی دو مفهوم جداگانه و مستقل است که به هیچ عنوان منجر به بروز یکدیگر نخواهند شد.

 

هرم چهاروجهی اقتصاد مقاومتی :

اقتصاد مقاومتی” را “اقتصاد دفاعی” و “اقتصاد ترمیمی” هم نامیده‌اند و مقصود از آن، ارایه یک الگوی اقتصادی متناسب با شرایط کمیابی منابع و ریاضت اقتصادی است. هدف اصلی در این الگو باید دارای دو محور باشد: محور اول، جلوگیری از هرگونه اتلاف منابع؛ محور دوم، به حداکثر رساندن بهره‌وری کلیه عوامل. مهمترین وجه مشخص آن هم از لحاظ پولی و مالی، تشدید سیاست‌های انقباضی و تقویت تدابیر انضباطی است. اصولاً تنها الگوی اقتصادی واقعی که می‌تواند با فلسفه علم اقتصاد همخوانی داشته باشد، همین الگوی اقتصاد مقاومتی است که دغدغه اصلی‌اش کارایی و اثربخشی در حد عالی است، چون از قدیم‌الایام گفته‌اند: علم اقتصاد، یعنی علم تخصیص منابع محدود برای تأمین نیازهای نامحدود. بنابراین، ما نه تنها در شرایط تنگنای فعلی، بلکه همیشه نیازمند الگوی اقتصاد مقاومتی هستیم.

 

تعاریف

اقتصاد مقاومتی را اقتصاد موازی نیز می‌گویند. یعنی همان‌طور که انقلاب اسلامی با توجه به نیاز خود، اقدام به تأسیس نهادهایی مانند کمیته ی امداد، جهاد سازندگی، سپاه پاسداران و بنیاد مسکن نمود، امروز نیز بایستی برای تأمین اهداف انقلاب، این پروژه را ادامه داده و تکمیل کند؛ چرا که انقلاب اسلامی به اقتصاد مقاومتی و به نهادسازی‌های مقاومتی در اقتصاد نیاز دارد که چه بسا ماهیتاً از عهده ی نهادهای رسمی اقتصادی برنمی‌آید. پس باید نهادهایی موازی برای این کار ویژه ایجاد کند.

از سوی دیگر اقتصاد مقاومتی برداشت دیگری از اقتصاد ترمیمی نیز به شمار می‌رود یعنی اقتصادی که در پی «مقاوم‌سازی»، «آسیب‌زدایی»، «خلل‌گیری» و «ترمیم» ساختارها و نهادهای فرسوده و ناکارآمد موجود اقتصادی است.

برداشت دیگر از اقتصاد مقاومتی، اقتصاد دفاعی است، یعنی باید ابتدا بررسی کنیم که مخالفان ما حمله به اقتصاد ایران و اخلال در آن را چگونه و با چه ابزارهایی صورت می‌دهند. بنابراین وقتی به اقتصاد مقاومتی دست یافته‌ایم که ابزارها و شیوه‌های هجمه‌ی دشمن را پیشاپیش شناخته باشیم و بر اساس آنها استراتژی مقاومت خود را علیه آنان تدوین و اجرا کنیم. بدیهی است تا آفند دشمن شناخته نشود، مقاومت متناسب با آن نیز طراحی و اجرا نخواهد شد.

و نهایتا اینکه اقتصاد مقاومتی را اقتصاد الگو می‌نامند. زیرا اساساًً اقتصاد مقاومتی یک رویکرد کوتاه‌مدت سلبی و اقدامی صرفاً پدافندی نیست؛ بر خلاف سه تعریف قبلی که اقتصاد مقاومتی را یا پدافندی یا کوتاه‌مدت می‌دانستند، این رویکرد چشم‌اندازی کلان به اقتصاد جمهوری اسلامی ایران دارد و یک اقدام بلندمدت را شامل می‌شود. این تعریف هم که به نـظر می‌رسد دور از دیـدگاه‌های

رهبر معظم انقلاب نیست، رویکردی ایجابی و دوراندیشانه دارد. در این رویکرد، ما در پی «اقتصاد ایده‌آلی» هستیم که هم اسلامی باشد و هم ما را به جایگاه اقتصاد اول منطقه برساند؛ اقتصادی که برای جهان اسلام الهام‌بخش و کارآمد بوده و زمینه‌ساز تشکیل «تمدن بزرگ اسلامی» باشد. بدین معنا اساساً در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت،‌یکی از مؤلفه‌های مهم الگو می‌باید متضمن مقاومت و تحقق آن باشد.

 

اقتصاد مقاومتی و جایگاه آن در جامعه کنونی ما :

بسیاری از اقتصاددانان بر این باورند که اقتصاد مقاومتی واقعی، پدیده‌ای فعال و پویاست که در آن مقاومت برای دفع موانع پیشرفت و کوشش در مسیر حرکت و ترقی ملحوظ ‌باشد. حال باید دید

در جامعه کنونی ما که از یک سو وضع تحریم‌های مختلف اقتصادی، و از سوی دیگر تکیه صرف بر درآمدهای ناشی از فروش نفت، موقعیت کشور را در شرایطی خاص قرار داده، چگونه می‌توان از این الگوی اقتصادی استفاده کرد. ما در حال حاضر با تحریم‌های متعدد بین‌المللی رو به رو هستیم که اقتصاد کشور را متاثر ساخته است هر چند که این تاثیر اگر به درستی مدیریت شود، می‌تواند به ایجاد فرصت‌های عظیم تبدیل گردد. اما نگاهی گذرا به وضعیت اقتصاد متکی به نفت نشان می‌دهد که طی دهه گذشته، وابستگی کشور به درآمدهای نفتی افزایش معناداری پیدا کرده که عملاً اقتصاد کشور را به اقتصادی تک محصولی مبدل کرده و اگر در آینده نتوانیم بر این مشکل فایق آییم، به طور قطع با مشکلات متعددی رو به رو خواهیم شد. از این رو در سایه اقتصاد مقاومتی و تلاش در جهت کاهش وابستگی‌ها به نفت، می‌توانیم در جهت رسیدن به اهداف مورد انتظار گام برداریم.

کارشناسان اقتصادی معتقدند برای زمینه سازی اقتصاد مقاومتی باید برداشت صحیحی از اقتصاد ملی و همچنین فضای اقتصاد جهانی و نیز فشارهای خارجی که کشورهای غربی به ایران وارد میآورند، به دست آوریم. کشور ما دیرزمانی است که با تخاصمات متعددی از سوی کشورهای غربی مواجه است و این دشمنی‌ها به طور مشخص در حوزه اقتصاد خودنمایی می‌کند. در این راستا درک صحیحی از تهاجم و تخاصم اقتصادی باعث شده که در چند سال گذشته تاکیدات مقام معظم رهبری روی حوزه اقتصاد باشد که این امر در نامگذاری سال‌های اخیر، رخ می‌نماید. “اصلاح الگوی مصرف”، “همت مضاعف و ‌کار مضاعف”، “جهاد اقتصادی” و “تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی” نمونه‌هایی از تاکید معظم‌له در جهت ساماندهی عرصه اقتصادی کشور و رسیدن به جایگاهی در خور شأن آحاد ملت ایران است که همواره نشان داده‌اند برای رسیدن به اهداف نظام، از هرگونه تلاشی فروگذار نخواهند کرد.

همانگونه که تاریخ انقلاب اسلامی نشان می‌دهد، کشور ما همواره در معرض تنش‌ها و فشارهای مختلف از سوی استکبار جهانی در حوزه‌های اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و غیره بوده است که دراین میان، مقاومت ملت ایران در ناکامی آن نقش اساسی را ایفا کرده است و در واقع این مردم ایران هستند که همواره همانند چرخ زیرین آسیاب، کلیه فشارها را تحمل کرده و بستر مناسبی برای تحقق سیاست‌های دولت مردان ایجاد کرده‌اند. در این بین وظیفه رجال سیاسی و اقتصادی کشور این است که با آینده پژوهی دقیق و عالمانه تمامی فرصت‌های آتی دشمن را برای ضربه زدن به اقتصاد کشور شناسایی کرده و راهکارهای مناسب را در سطوح مختلف به کار گیرند. در این صورت است که ما می‌توانیم تهدیدها را تبدیل به فرصت کرده و زمینه جهش کشور را فراهم کنیم.

 

الزامات اقتصاد مقاومتی در آموزه های اسلامی :

اقتصاد، مایه قوام جامعه است. به این معنا که استوانه اصلی تحقق جامعه و ثبات و حفظ آن، اقتصاد است. از این رو در آموزه های اسلامی، تصحیح روابط اقتصادی جامعه، همپای مسائل اعتقادی و عبادی مطرح شده و امور اقتصادی و معیشتی مردم، دارای جایگاهی مهم درحد مسائل اعتقادی و عبادی بشمار می رود. چرا که براساس آموزه های وحیانی قرآن، تامین سعادت واقعی انسان درسایه یکتاپرستی، سلامت امور اقتصادی و پرهیز از فسادانگیزی است و بر همین معیار و ملاک، برخورداری های اقتصادی از اموری است که بیانگر سلامت جامعه و عنایت خداوندی است و انسان ها می بایست شاکر نعمت های اقتصادی باشند. از این رو خداوند معیار بهره مندی دایمی و پایدار جامعه از اقتصاد سالم و شکوفا را پاکی مردمان و جامعه و تقواپیشگی و عدالت ورزی

می داند.

البته داشتن یک اقتصاد سالم درجهانی که دشمنانی درونی از منافقان و بیرونی از کافران و مشرکان همواره درحال تهدید و فشارهای گوناگون فیزیکی و روانی هستند، به سادگی امکان پذیر نیست. لذا دست یابی به اقتصادی که قوام جامعه باشد و جامعه بر ستون آن تکیه کند، نیازمند مدیریت اقتصادی صحیح است. از این رو پیامبران درکنار آموزه های اعتقادی و توحیدی، به بیان آموزه هایی پرداختند که اقتصاد سالم و قوام بخش را پدید می آورد.

حتی برخی از پیامبران، تمام اهتمام خویش را مبذول حوزه اقتصاد سالم مقوم کردند و دستورهایی برای اصلاح وضعیت اقتصادی جامعه صادر نمودند. حضرت شعیب(ع) از جمله پیامبرانی است که بیشترین توجه را به حوزه اقتصادی معطوف داشته و در اصلاح آن کوشیده است.

درمقام عمل حضرت یوسف(ع )نیز درحوزه اقتصادی فعال بوده و مقام نخست وزیری مصر را برای مدیریت بحران اقتصادی به عهده گرفته است.

آموزه های اسلامی، خواهان اقتصادی قوام بخش، سالم و عدالت محور است تا بتواند جامعه اسلامی را در برابر دشمنان و فشارهای آنان حفظ کرده و در برابر محاصره ها و تنگناهای اقتصادی که دشمنان تحمیل می کنند مقاوم باقی بماند و به رشد و شکوفایی خود ادامه دهد. برای تحقق چنین اقتصاد قوام بخش و مقاومتی سالم، آموزه های دستوری بسیاری در آیات و روایات وارد شده است.

این آموزه های دستوری همه حوزه های اقتصاد از تولید، توزیع تا مصرف را دربر می گیرد تا اقتصاد مقوم و مقاومتی شکل گیرد. درچنین اقتصادی اموری چون ایمان و تقوا، کار و تلاش ، عدالت ، گردش سالم اقتصادی، ممنوعیت انحصار و تمرکز اموال و ثروت و نیز ممنوعیت خارج کردن نقدینگی از جریان و استفاده عموم ، تامین نیازمندان و تکافل و بیمه اجتماعی و اعتدال در مصرف نقش کلیدی و اساسی دارد و به عنوان اصول اقتصادی اسلامی مطرح می شود.

الگوهای اسلامی که قرآن بیان کرده و پیامبر(ص)درجامعه مدنی به اجرا درآورده است،الگویی برای همه جوامع است؛ چرا که این الگوی اسلامی توانست نمونه برتر از جامعه سالم ایمانی با اقتصاد مقاومتی و مقوم را در مدینه النبی(ص)شکل بخشد.

درجهان معاصر نیز اگر بخواهیم جامعه اسلامی پیشرفته و شکوفا و توسعه یافته در همه عرصه ها داشته باشیم، می بایست همان الگوهای اسلامی را سرمشق عمل قرار دهیم. درجهان امروز که گفتمان اسلامی با ام القرای ایران اسلامی می خواهد دولت اسلامی معاصر را به جهانیان عرضه کند، باید با توجه به گفتمان های رقیب دیگر، اقتصاد مقاومتی موفق و تمدن اسلامی معاصر را شکل بخشد.

بنابراین لازم است تا به الزامات اقتصاد مقوم و قوام بخش مقاومتی توجه داشته باشد.

البته با توجه به مقتضیات زمان و مکان،لازم است تا در برخی از جزئیات تغییراتی داده شود، اما اصول اقتصاد مقاومتی سالم و قوام بخش همچنان یکسان است. ازاین رو رهبری گفتمان اسلامی معاصر در تبیین الزامات اقتصاد مقاومتی، به همان اصول در قالب و شکل امروزی و مقتضیات ام القرای ایران اسلامی اشاره می کند تا با درپیش گرفتن و تحقق این الزامات، به اقتصاد سالم اسلامی موفق دست یابیم .

مقام معظم رهبری امام خامنه ای(مدظله العالی)با اشاره به فشارهای گفتمان های رقیب جهانی علیه اقتصاد اسلامی، به چگونگی رسیدن جامعه اسلامی ایران به اقتصاد مقاومتی اشاره می کند.

ایشان می فرماید: از چند سال قبل مشخص بود که طراحی دشمن بر اقتصاد کشور متمرکز شده است و بر همین اساس شعارهای سالهای اخیر همچون اصلاح الگوی مصرف، همت مضاعف

کار مضاعف، جهاد اقتصادی و تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی به عنوان حلقه هایی برای ایجاد یک منظومه اقتصادی مطرح شد تا حرکت عمومی کشور در عرصه اقتصادی ساماندهی شود.

ایشان راه مقابله با فشارهای اقتصادی را اجرای اقتصاد مقاومتی دانستند و در نتیجه الزامات اقتصاد مقاومتی افزودند: مردمی کردن اقتصاد با اجرای سیاستهای کلی اصل۴۴ و توانمندسازی بخش خصوصی، کاهش وابستگی به نفت، مدیریت مصرف، استفاده حداکثری از زمان، منابع و امکانات و حرکت براساس برنامه و پرهیز از تغییر ناگهانی قانونی و سیاستها از ارکان اقتصاد مقاومتی بشمار می روند.

رهبر انقلاب اسلامی در خصوص مدیریت مصرف تأکید کردند: امروز تعادل در مصرف یک حرکت جهادی است و همه دستگاههای دولتی و غیردولتی و همچنین آحاد مردم باید موضوع پرهیز از اسراف و استفاده از تولیدات داخلی را جدی بگیرند.

 

اصول اقتصاد مقاومتی در زندگی:

برای اقتصاد مقاومتی اصولی وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از:

۱- کار و تلاش عمومی برای تولید، کشاورزی، عمران و آبادانی امام رضا(ع) فرمود: پاداش کسی که برای مخارج زندگی خود تلاش و کوشش می کند از پاداش کسی که در راه خدا جهاد می کند بیشتراست. در روایتی دیگر پیامبراکرم(ص) فرمود: هرکس از دسترنج خود روزی حلال بخورد

الجنه نظر الله درهای بهشت به روی او گشوده می شود، خداوند با دیده رحمت به او نگاه می کند، روز قیامت در شمار پیامبران باشد.»ما باید کار و تلاش را یک وظیفه بدانیم، پیامبر اکرم(ص) فرمود: «کار کردن برای کسب مال حلال، بر هر مرد و زن مسلمان واجب است.» در تاریخ آمده، امام

صادق(ع) روزی از حال«عمرو بن مسلم» پرسید، گفتند او برای عبادت کمر همت بسته و از کار و تجارت دست کشیده، امام(ع) از این خبر ناراحت شد، فرمود: وای بر او، مگر نمی داند که هرکس دنبال کار نرود، دعایش مستجاب نمی شود.

۲- قناعت و اعتدال در زندگی ،یکی دیگر از اصول اقتصاد مقاومتی، قناعت و اعتدال در زندگی است.اسلام بر اصل اعتدال در بخش اقتصاد تأکید فراوان کرده است، قرآن می فرماید: «و لا تجعل یدک مغلوله ً لی عنقک و لا تبسطها کل البسط؛ هرگز دستت را به گردنت مبند و بسیار هم گشاده دستی مکن، بلکه حد وسط را انتخاب کن.» قناعت به عنوان یک ویژگی نفسانیکه فردرادر مقابل زیاده خواهی وطمع ورزی در امان می دارد ،از ارزش های مهم در فعالیت های معیشتی است .در اقتصاد مقاومتی هرگز برمعیشت مردم سخت گرفته نمی شود، بلکه تأکید بر اعتدال می شود.

در حدیثی امام باقر(ع) فرمود: سه چیز است که نجات دهنده انسان است.

الف: ترس از خداوند در نهان و آشکار

ب: میانه روی در هنگام ثروتمندی و تهیدستی

ج: به عدالت رفتار کردن، چه در حال خشنودی و چه هنگام غضب

ـ پرهیز از فساد و حرام اقتصادی برای جلوگیری از آسیب پذیری و ایجاد مقاومت در برابر تهدیدها و فشارها.اقتصاد مقاومتی بر پایه معنویت و دیانت افراد و جامعه استوار است، بدون معنویت و سلامت معنوی، مقاومت، شکننده است. زیاده روی و اسراف زمینه سقوط مـلت ها و عامل مـهم

بدبختی ها است. در مقابل، میانه روی و اعتدال، آینده افراد را تأمین می کند.علی(ع) فرمود: کسی که میانه روی و اعتدال را شیوه خود قرار دهد، ثروت و بی نیازی او دوام خواهد داشت و فقر و مشکلات او جبران خواهد شد.

روی آوردن به ایمان و تقوا و معنویت،یکی دیگر از اصول اقتصاد مقاومتی روی آوردن به ایمان و تقوا و معنویت است.قرآن می فرماید: وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیهِمْ بَرَکَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ؛ اگر مردم قریه ها ایمان آورده و پرهیزکاری پیشه کرده بودند، برکات آسمان و زمین را به روی شان می گشودیم، ولی پیامبران را به دروغگویی نسبت دادند ما نیز به کیفر کردارشان مواخذه شان کردیم

۴- الگوی مشخص از شیوه زندگی،یکی از اصول و لوازم اقتصاد مقاومتی، طراحی یک الگوی مشخص ازشیوه زندگی

۳ برای عموم مردم است، طراحی الگویی که دانش بنیان باشد، الگویی که سبک زندگی مردم براساس آن متناسب با اقتصاد مقاومتی طراحی شود. الگوی شیوه زندگی متناسب با اقتصاد مقاومتی و دانش بنیان دارای دو ضلع است:

۱- داشتن روحیه جهادی برای کار و تلاش

۲- اعتماد به نفس برای تولید و پیشرفت

 

بسترها و زمینه های تحقق اقتصاد مقاومتی در خانواده:

برای تحلیل بسترها و زمینه های تحقق اقتصاد مقاومتی، می بایستی کل اقتصاد کشور، امکانات، منابع و موانع آن را در نظر داشته باشیم. در این راستا باید منابع و توانمند ی های اقتصاد را تقسیم بندی نموده و امکانات هر بخش را مورد تحلیل قرار دهیم، این منابع در مسیر تحول اقتصادی به کالاها و محصولات مورد نیاز مردم تبدیل می شود، لذا باید شناختی دقیق از خواسته ها و احتیاجات افراد جامعه داشته باشیم. از سوی دیگر برای تبدیل منابع و امکانات به کالاها و خدمات یک سری موانع و مشکلات وجود دارد که باید برای حل آن، راهکار مناسب را در نظر داشت.

فعالیت در عرصه اقتصاد مقاومتی و تبدیل فعالیت ها و پدیده های اقتصادی در قالب مقاومت اقتصادی نیازمند کنترل و نظارت سازمان مشخص و جمع آوری آمارها و اطلاعات دقیق است. همچنین باید شاخص ها و مولفه های بومی را در اختیار داشته باشیم تا میزان مقاومت و آسیب پذیری اقتصاد را با این معیارها بسنجیم، یعنی درک و شناختی جامع از این مسئله داشته باشیم که اقتصاد کشور تـا چه حد قدرت مقاومت در برابر تهدیدها و فشارها را دارد و تـا چه حد می تواند

 

فشارهای اقتصادی را تحمل نماید.

در کنار این مسائل، باید برای تحقق اقتصاد مقاومتی، نوع و شیوه خاصی از سبک زندگی را ارائه داد. در این الگوی سبک زندگی، تمام مولفه های مورد نیاز برای مقاومت در برابر تحریم ها و فشارها در نظر گرفته شده، مولفه هایی چون ساده زیستی، قناعت، صرفه جویی، پرهیز از اسراف و تجمل گرایی از جمله ملاک هایی است که در تحقق این نوع اقتصاد، نقش مهمی دارد. بسیاری از نیازها و مصرف هایی که توسط مردم انجام می شود، جزء نیازهای اساسی و مهم نمی باشد و با صرفه جویی و دقت نظر در مصرف کالاها و خدمات می توان از اسراف و زیاده روی مصرف کالاهای تولید شده، جلوگیری نمود.

 

در این سبک زندگی می توان الگوی اعتماد به نفس ملی، روحیه جهادی، پرهیز از لقمه حرام و صرفه جویی را مطرح ساخت. آگاهی مردم از دارایی ، منابع و توانمندی های داخلی و سرمایه های معنوی و مادی، اعتماد به نفس ملی را افزایش می دهد. روحیه جهادی و پرهیز از مصرف بی رویه کالاها نیز از آموزه ها و معنویت دینی تاثیر می پذیرد که هم به لحاظ اقتصادی و هم از نظر اعتقادی و دینی در خور اهمیت می باشد. بسیاری از مولفه های لازم برای سبک زندگی مقاومت اقتصادی از سفارشات و آموزه های دینی الهام می گیرد و این مسئله از نظر معنوی و مادی مهم است. اقتصاد مقاومتی با سرمایه های معنوی و نیروی انسانی ارتباط نزدیکی دارد، اراده و عزم اعضای جامعه، تلاش ها و مجاهدت های آنان در تحقق اقتصاد مقاومتی نقش زیادی دارد. خوشبختانه کشور ما نیز، مردمانی سلحشور، قاعده مند و پایبند به باورهای دینی دارد که همواره در مقاطع حساس و سخت حامی سرزمین و اعتقادات و مقدسات آن بوده اند. مقاومت اقتصادی با اراده و عزم ملی، می تواند کارایی و تحقق بیشتری داشته باشد.

در واقع اقتصاد مقاومتی، اقتصادی مردمی است و با مجاهدت و اراده مردم در ارتباط می باشد. کوشش ها و شیوه فعالیت اقتصادی مردم و الگوی سبک زندگی آنان در تحقق مقاومت اقتصادی نقش زیادی دارد. بسط معنویات و آموزه های دینی در اجتماع که به مسائل و احکام اقتصادی مربوط می شوند، در شیوه الگوی قناعت پیشگی و ساده زیستی تاثیر وافری دارد.

در نظریه های اقتصادی نقش مردم به عنوان مصرف کنندگان کالاها بسیار حائز اهمیت است. با این حال باید گفت که مردم نیز وظایف بسیار مهم و حیاتی در مسئله اقتصاد مقاومتی دارند. اقتصاد خانواده به معنای چگونگی ساماندهی و مدیریت منابع خانه است. همچنین کسب وکارهای خانوادگی نقش مهمی را در اقتصاد کشورها ایفا می کند. بخش قابل توجهی از کسب وکارهای موجود بر پایه مدیریت یا مالکیت خانوادگی استوار است، به طوری که حدود نیمی از تولید ناخالص ملی از طریق این کسب وکارها تامین می شود. بر این اساس خانواده سازمانی است که تولید و توزیع

کالاهای مورد نیاز را فراهم می سازد و هر یک از اعضای خانواده نقش مهمی در سازماندهی و مدیریت، «تیم اقتصادی خانواده» را بر عهده دارند. ترسیم درست جایگاه پدر، مادر، فرزندان و احیاناً پدر و مادر بزرگ در برنامه ریزی و مدیریت صحیح این رویکرد حائز اهمیت است و می تواند در توسعه اقتصاد خانواده نقش موثری ایفا نماید.

بازدهی اقتصاد خانواده در تنظیم نومدار رشد و توسعه اقتصادی جامعه و برنامه های کلان بخشهای مختلف دولتی و خصوص تاثیر بسزایی دارد.در هیاهوی تبلیغات کالاها و وقتی تولید کنندگان هزینه بسیاری را برای جلب مشتری ها متقبل می شوند باید به این نکته توجه کرد که رفتار

اقتصادی خانواده ها باید بر اساس یک منطق اصولی باشد. هرچند در کشور ما طبق گزارش های رسمی دخل و خرج خانواده ها به هم نمی خواند و اکثر خانواده ها در پایان ماه با کمبود بودجه روبه رو می شوند اما به نظر می رسد که نوعی تجمل گرایی نیز در خانواده های ایرانی در حال رشد و نمو است که می تواند برای جامعه بسیار هزینه بر باشد.

ارسطو اقتصاد را علم خانه داری می دانست اما هنر اقتصاد خانواده به معنی برقراری تعادل میان منابع محدود درآمدی و مخارج است و تامین اقتصادی یکی از رموز بقای خانواده هاست.به عبارت بهتر خانواده ها می توانند با مدیریت بهینه منابع مالی خود و همچنین آموزش به فرزندان نقش چشمگیری در تحول اقتصادی و شکوفایی صنعت کشور داشته باشند .

متاسفانه یکی از آسیب های جدی در فرهنگ اقتصادی خانواده های ایرانی توجه بیش از حد به تجمل و چشم و همچشمی است که می تواند تاثیر مخربی بر سطح زندگی افراد و همچنین اقتصاد یک کشور داشته باشد.

خانواده باید از مصرف کالاهای غیر ضرور خودداری کرده و کالاهای ضروری خود را نیز از تولیدکنندگان ایرانی خرید کند. عدم استقبال از تولیدات داخلی با ارتقای کیفیت و انتخاب مصرف کننده با اولویت کالای داخلی حل خواهد شد.عناصر خانواده می توانند با ارج نهادن به تولیدات داخلی به اقتصاد ملی کمک کنند.این کمک کردن منجر به پیشرفت در چرخه اقتصاد ملی و اقتصاد خانواده می شود. با تغییر نگرش، حضور فعال در تولید ملی، مصرف کمتر و پس انداز بیشتر محیط اقتصاد مقاومتی ایجاد می شود.خانواده ها با دوری از تشریفات، کالاهای وابسته و اشرافی گری در سطوح مختلف می توانند نقش اثر گذار و تعیین کننده ای در چرخه اقتصاد داشته باشند، مخصوصاً در شرایطی که تحریم شکل جدی تری به خود گرفته و فشار دنیای سلطه و استکباری فراتر از فشارهای اقتصادی است.

یکی از مسائل مهمی که در تحقق اقتصاد مقاومتی، جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده، مسئله آموزش و تربیت افراد اجتماع و بخصوص اقشار جوان و کودکان می باشد. در این راستا تناسب و هماهنگی نظام آموزشی با اقتصاد مقاومتی می تواند طبقات جوان و نوپای جامعه را با شرایط و نیازهای اقتصادی هماهنگ سازد. نظام آموزش و پرورش، مدارس، دانشگاه ها و کتابهای آموزشی نقش مهمی در آشناسازی جوانان و نوجوانان با مسئله امنیت و مقاومت اقتصادی دارد.در کنار نظام آموزشی، یکی دیگر از عوامل مهم در تحقق مقاومت اقتصادی به نظام رسانه ای و تبلیغاتی مربوط می شود. رسانه های عمومی، نظام تبلیغاتی، اینترنت، شبکه های تلویزیونی و رادیویی می تواند آموزه هـای اقـتصاد مقاومتی را در جامعه بـسط دهد، رسانـه های رسمی و غیر رسمی وظیفه

مهمی را در تحقق این امر به عهده دارند، زیرا در کشورهای توسعه یافته و صنعتی، نظام رسانه ای قدرت بالایی در تبلیغ و آموزش شیوه های اقتصادی داردبا توجه به مباحث مطرح شده در اینجا موارد کلی از مدیریت مصرف خانواده را درموارد مختلف که در تحقق اقتصاد مقاومتی در خانواده نقش اساسی را ایفا می کنند بیان می کنیم به جرآت می توان گفت رعایت هرخانواده ایرانی در هریک از این موارد خانواده را به سوی اقتصاد مقاومتی سوق می دهد.

همانگونه که در آیات و روایات و نیز بیانات مقام معظم رهبری آمده، دست یابی به اقتصاد مقاومتی الزاماتی دارد که مدیریت مصرف یکی از اصول اساسی آن است. در اصولی که اموزه های وحیانی برای اقتصاد اسلامی سالم بیان می کند، مسئله اعتدال در مصرف در آیاتی چند مطرح شده است. که این خود نشان دهنده جایگاه و اهمیت ارائه یک الگوی مصرف صحیح و درست برای دست یابی به اقتصاد سالم است.

در آیات و روایات، بخش بزرگی از مباحث اقتصادی، به چگونگی مصرف و رسیدن به الگوی صحیح و درست و معتدل از آن پرداخته است. جلوگیری از هرگونه اسراف و تبذیر مهمترین اصل در ارائه یک الگوی اسلامی مصرف است که در آیات پیش گفته به آن پرداخته شده است. اگر چنین اتفاقی در حوزه مصرف رخ دهد، اقتصاد به قوام می رسد. از این رو خداوند در آیه۷۶ سوره فرقان، حرکت در مداری به دور از افراط و تفریط(اسراف و تقتیر) را رسیدن به قوام دانسته است. پس فرد یا جامعه ای که در مسیر قوام در مصرف حرکت کند، به قوام در اقتصاد می رسد و جامعه به همان مطلوب اقتصاد سالم و شکوفا و مقاومتی دست خواهد یافت.

میزان صحیح مصرف(قناعت در زندگی ) براساس آموزه های دینی :

از جمله الگوهایی که آیات و روایات برای تحقق اصول اقتصاد مقاومتی سالم بیان می کند، مسئله قناعت است. امیرمومنان علی(ع) بهترین اقتصاد و زندگی سالم اقتصادی که آسایش انسان را تأمین می کند، اقتصاد مبتنی بر قناعت تعریف می کند و می فرماید: خوش ترین زندگی، زندگی با قناعت است.

آن حضرت(ع)در تبیین معنای واقعی قناعت می فرماید: هرکس به مقدار کفایت، بسنده کند، آسایش و نظمی در زندگی می یابد و برای خویش زمینه گشایش فراهم می کند و در آسودگی و رفاه منزل می گیرد.

پس قناعت و اقتصاد واقعی به معنای مصرف به مقدار کفایت است. مثلا در علوم تغذیه این معنا ثابت شده که میزان دریافت کالری بدن برای یک فعالیت طبیعی چه مقدار است، هرچند که این

مقدار بستگی به سن، قد، زمان، مکان و مانند آن دارد، ولی این معنا ثابت است که بدن بیش از آن مقدار کالری موردنیاز خود را یا از طریق مجاری ادراری و مانند آن دفع می کند یا در جایی دیگر به شکل چربی و مانند آن ذخیره می کند که گاه این ذخیره سازی خود موجبات بسیاری از

بیماری ها چون افزایش چربی یا قند و مانند آن می شود.

قناعت این است که درهر چیزی به مقداری که موردنیاز است مصرف شود. این مقدار همان چیزی است که از آن به قدر الکفایه تعبیر می شود. اگر کسی این گونه زندگی خود را سامان دهد و در مصرف هر چیزی مقدار کفایت خود را به دست آورده و به کار برد، هم در زندگی فردی به نظام و انتظام می رسد و هم آسایش پایدار و منظمی را به دست می آورد و هم از تبعات آن در امان مانده و دست نیاز به سوی دیگری دراز نخواهد کرد.

در آیات و روایات، قناعت و مصرف به مقدار کفایت و نیاز مهم ترین عامل در آسایش پایدار و راحتی دانسته شده است. زیرا چنین شخصی نه تنها باقیمانده را پس انداز می کند یا به دیگری انفاق می کند که نیازمند است و اینگونه خود و جامعه را در امنیت تأمین آن چیز قرار می دهد، بلکه توانایی مدیریت خود را بالا می برد و بر نفس خود و هواهای آن غلبه می کند.

جامعه ای که همت قناعت در او تقویت شده و به این شرافت و بزرگی رسیده باشد، جامعه ای بی نیاز از دیگران خواهد بود و می تواند بی آن که دست نیاز به سوی دیگران دراز کند خود را مدیریت کند و مسائل خود را حل و فصل نماید. از این رو، اقتصاد مقاومتی و مقوم شکل می گیرد و دیگر تحت تأثیر فشارها و تحریم ها شانه خم نمی کند و بر پای خود می ایستد. امام صادق علیه السلام در بیان نقش بی بدیل قناعت در مصرف برای رسیدن به مقام بی نیاز استغنا از دیگران می فرماید: آدم دین دار چون می اندیشد، آرامش بر جان او حاکم است. چون خضوع می کند، متواضع است. چون قناعت می کند، بی نیاز است. به آنچه داده شده خشنود است. چون تنهایی را برگزیده از دوستان بی نیاز است. چون هوا و هوس را رها کرده آزاد است. چون دنیا را فرو گذارده از بدی ها و گزندهای آن در امان است. چون حسادت را دور افکنده محبتش آشکار است. مردم را نمی ترساند پس از آنان نمی هراسد و به آنان تجاوز نمی کند پس از گزندشان در امان است. به هیچ چیز دل نمی بندد پس به رستگاری و کمال فضیلت دست می یابد و عافیت را به دیده بصیرت

می نگرد پس کارش به پشیمانی نمی کشد.

اولویت در مخارج خانواده :

برای داشتن مصرف صحیح، برنامه¬ریزی اقتصادی لازم است. از آن جا که مصرف برای تأمین نیاز می¬باشد و نیازها هم هر روز تنوع و تعدد بیشتری می¬یابد و از طرف دیگر منابع درآمدی خانواده محدود می¬باشد، باید نیازها را طبقه¬بندی و تعیین اولویت کرد تا بین درآمد و هزینه¬ها ایجاد تعادل شود.

در برنامه¬ریزی اقتصادی ابتدا باید:

۱٫ با تعیین هدف، اطلاعات لازم را جمع¬آوری کرد.

۲٫ بودجه خانواده را پیش¬بینی نمود.

۳٫ راه¬های مختلف برای اجرایی نمودن بودجه خانواده در نظر گرفت.

هدف کلی در برنامه¬ریزی اقتصادی داشتن خانواده¬ای سالم و موفق از نظر جسمانی ـ روانی می¬باشد. خانواده¬ای که اعضای آن از نظر بهداشت و سلامت جسمی و روحی در حد طبیعی و متعادل باشند و از نظر رفتار اقتصادی عاقلانه و سنجیده و با حفظ تعادل بین دخل و خرج با آبرومندی و دور از افراط و تفریط، عمل نمایند. لذا گام اول جمع¬آوری اطلاعات است و برای این امر هم مهمترین کار یادداشت نمودن هزینه¬ها و درآمد خانواده است. با این کار علاوه بر مشخص شدن هزینه¬های انجام شده، امکان تحلیل و بررسی آن¬ها فرام می¬شود. تعیین این که مهم¬ترین رقم مخارج مربوط به کدام خرید و تا جه اندازه ضروری و حیاتی بوده، کمک بزرگی برای برنامه¬ریزی بودجه¬ی خانواده می¬باشد. در واقع با نوشتن مخارج و حساب و کتاب کردن¬ها، خانواده متوجه می-شود اگر بی¬جهت پول صرف مخارجی گردیده که باید نمی¬شد در آینده از خرج آن جلوگیری کند.

چنان چه درآمد خانواده با مخارج موازنه ندارد نحوه¬ی خرج کردن درآمد بایستی تغییر کند، تا با تغییر هزینه و کمترین فشار به خانواده، کمترین احساس محرومیت از مصرف کالاها و خدمات فراهم شود. علاوه بر این از حساب¬ها می¬توان به عنوان اسنادی برای قانع کردن افراد مخالف در خانواده استفاده نمود تا مانعی برای زیاده روی آن¬ها باشداگر خانواده دارای اضافه درآمد باشد بهتر است که آن را پس انداز نتماید و یا آن را با روش صحیح سرمایه¬گذاری نماید تا سود بازگشتی بیشتری را نصیب خانواده نماید و یا در مسیر سالمی با دیگران کمک گردد. به هر حال اضافه درآمد صرف ریخت و پاش و اسراف نشود.

در روایتی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) وارد شده است که ایشان فرمودند:

«(از جمله نشانه¬های) مردانگی شکوفاسازی مال است».

گام بعدی پیش¬بینی و تنظیم بودجه است که درباره¬ی آن به سه اصل باید توجه نمود.

 

اصل اول: تعادل

یعنی باید درآمدها با مخارج موازنه داشته باشد. لذا باید بودجه¬ی خانواده با کسری مواجه نشده، بلکه پس¬انداز هم به وجود آید تا خانواده بتواند از این پس¬انداز برای مصارفی مثل حوادث ناگهانی که هزینه¬ی زیادی را تحمیل می¬کند یا خرید کالاهای عمده مثل خانه، ماشین یا وسایل آینده¬ی فرزندان… استفاده نماید. این هنر خانم¬های خانه است که طوری با قناعت و صرفه¬جویی دخل و خرج خانواده را تنظیم و اجرا کنند که مواجه با کسری نشوند.

اصل دوم: تخصیص بودجه

مدیریت خانواده با دریافت درآمد باید هزینه¬ی امور ضروری را جدا نموده و منظور نماید. مثلاً

پول برق و تلفن و اجاره… هر کدام جداگانه محاسبه شده و کنار گذاشته شود. وقتی بودجه¬ی خانواده مشخص باشد دیگر هزینه¬ی خوراک صرف کرایه¬ی مسکن یا کرایه¬ی ایاب و ذهاب نخواهد شد. این امر تأثیر بسیار مهمی را برای ایجاد نظم در اقتصادمقاومتی خانواده دارد.

اصل سوم: کارآمد کردن بودجه

با توجه به این اصل با کمترین هزینه و مخارج، بیشترین بازده به دست می¬آید. مثلاً اگر قرار باشد هزینه¬ای برای تفریح و سرگرمی خانواده اختصاص یابد این کار می¬تواند صورت¬های مختلفی داشته باشد مثل پیاده¬روی و قدم زدن در پارک و یا رفتن به سینما و… می¬توان با انتخاب کم خرج-ترین راه¬ها بیشترین مطلوبیت و بازدهی را به خانواده داد.

مشاهده می¬شود آن چه که طی این اصول به طور زیربنایی باید مورد توجه باشد تعیین اولویت¬های مصرف است تا بتوان بودجه را اجرا نمود. اولویت¬های مادی یک خانواده بر اساس تأمین نیازهای واقعی آن¬ها طبقه¬بندی می¬شود، پس باید آن چه که اهمیت و تأثیر بیشتری در تأمین نیازهای حیاتی انسان دارد، در اولویت قرار گیرد.

 

صرفه¬جویی در مصرف مهمترین راه دستیابی به اقتصادمقاومتی در خانواده:

امیر المؤمنین(علیه السلام): «الاسراف مذموم فی کل شیء»

اسراف در هر چیزی ناپسند است.

از مهم¬ترین شیوه¬های مدیریت در خانه، حرکت و تلاش برای صرفه¬جویی در مصرف

می باشد. در این بخش زنان با استفاده از شیوه¬های موسوم و هم چنین تدابیر و خلاقیت و ایجاد شیوه¬های نوین و متناسب با سطح زندگی خانواده می¬توانند کمک مهمی در تصحیح مصرف خانواده

 

ومقاومتی کردن اقتصاد خانواده و هم چنین آموزش مصرف صحیح به فرزندان داشته باشند.

 

راه¬های صرفه¬جویی

* صرفه¬جویی در مصرف انواع انرژی¬های برق، گاز … مثل عدم استفاده¬ی زیاد از

لامپ¬های برق به خصوص در ساعات اوج مصرف، استفاده از لامپ¬های کم مصرف روش نکردن دستگاه¬های سرمایشی و گرمایشی با اندک گرمی و سردی هوا، بالا نبودن درجه¬ی حرارتی وسایل گرماساز در زمستان(به گونه¬ای که افراد خانواده لباس تابستانی استفاده می¬کنند)، کم کردن درجه¬ی حرارت وسایل گرمائی به هنگام خواب، به کار بردن درزگیر برای درها و پنجره¬ها و

* صرفه¬جویی در مصرف آب: مثل استفاده¬ی کمتر به هنگام شستشوی ظرف¬ها، استحمام بچه¬ها(شیر آب را کمتر باز کرده تا جریان آب کمتر شود و یا استفاده از سردوش¬های مخصوص که با زیاد کردن فشار آب، مقدار مصرفی را کاهش می¬دهند) و یا تا حد امکان عدم شستشوی حیاط و ماشین با آب تصفیه شده

* صرفه¬جویی در مصرف غذا: مثل عدم خرید بیش از اندازه¬ی نیاز مواد غذایی، نگهداری صحیح مواد غذایی و جلوگیری از فساد آن¬ها، پرهیز از خرید مواد غیر ضروری، نگهداری صحیح نان و خرید به موقع آن. تبدیل میوه¬های اضافی به لواشک یا کمپوت یا رب و..

.امام صادق (ع) در باره اسراف درخوراک می فرماید:مصرف آنچه سبب صلاح وسلامت بدن باشد ،اسراف نیست .همانااسراف در موردی است که مال را نابود کندوبرای سلامت انسان مضرباشد.

* صرفه¬جویی در پوشاک: مثل نگهداری صحیح از لباس¬ها، نگهداری لباس تمیز و سالم بچه¬های بزرگتر برای کوچکترها، آموختن طرز صحیح استفاده از کفش و لباس یه بچه¬هاو..که این امر، نوعی ارتباط متقابل وهمبستگی را بطورعملی آموزش می دهد.

* صرفه¬جویی برای خرید هدیه: مثل آموختن شیوه¬های کاردستی و هنرهای دستی و تزئینی که علاوه بر پر کردن وقت فراغت، به جای خرید کالاهای گران قیمت می¬توان از آن¬ها برای هدیه دادن استفاده نمود، پیش¬بینی هدایای لازم و خرید زودتر آن از نمایشگاه¬هایی که با تخفیف، فروش فصلی می¬کنند.

* صرفه¬جویی در وسایل مدرسه¬ی بچه¬ها: مثل آموزش نحوه¬ی استفاده¬ی صحیح از کیف و کتاب و قلم و دفتر و روپوش به فرزندان، تا مدت طولانی¬تـری از آن¬هـا استفاده شود و حتی بـرای

بچه¬های بعدی نگه داشته شود. در مورد استفاده از کاغذ به بچه¬ها باید توضیح داد که بابت تهیه¬ی کاغذ سالانه چه هزینه¬ی هنگفتی ارز از کشور خارج می شود و یا چه تعداد درختان که در واقع ریه¬های زمین هستند نابود می¬شوند تا کاغذ مورد نیاز تهیه گردد.

* صرفه¬جویی برای استفاده¬ی صحیح از وسایل خانه: معمولاً به هنگام خرید وسایل خانه مثل تلویزیون، بخاری و… دفترچه¬های راهنما همراه این وسایل است، خواندن دقیق این دفترچه¬ها و عمل به دستورالعمل¬های آن کمک خوبی برای استفاده¬ی بهتر و بیشتر و پرهیز از تعمیر مجدد این وسایل است. هم چنین خرید لوازم منزل به صورت نقدی.(می¬توان برای تهیه¬ی وسیله¬ای با پس¬انداز طی مدتی خرید کرد نه به صورت اقساطی)

* صرفه¬جویی در مسکن:

داشتن سرپناهی مناسب با شان وشخصیت افرادخانواده وتعدادآنان ازنیازهای اساسی ،وحق مسلم هرفردی از افرادجامعه است وتلاش برای دستیابی به آن ضرورت داردازرف دیگر،انسان بایددر این جهت نیزحداعتدال را رعایت کند وبداندکه زیاده روی درآن ،با داشتن منزل های متعددوبدون استفاده گذاشتن آن هایاخراب کردن ساختمان های محکم ومناسب ،فقط به بهانه از مدافتادگیوساختن خانه های مجلل ، نوعی اسراف وزیاده روی در مسکن شمرده می شودوسبب محرومیت وبی سرپناه ماندن عده ای از افرادجامعه خواهد شد.

پیامبرگرامی اسلام در زمینه زیاده روی در بنای مسکن می فرماید:

هرساختمان وبنایی بیش از حدکفایت در روز قیامت بارسنگینی برصاحبش خواهدبود(بایددر مقابل زیاده روی اش وکیفیت استفاده از آن پاسخگوباشدومسؤولیت اوبسیار سنگین است .

هم چنین با استفاده صحیح از خانه و ملزومات آن مثل درها و پنجره¬های و کمدها و تعمیر قسمت¬های مختلف آن مثل خرابی پشت بام از خرابی¬های بیشتر و تحمیل مخارج سنگین جلوگیری نمود. این امور را در خانه¬های اجاره¬ای باید با دقت بیشتری اعمال کرد زیرا که مال دیگری در اختیار انسان است و باید احیای امانت داری را در وجود خود و فرزندان حفظ و تقویت نمود.

* صرفه¬جویی در تولید زباله: با تفکیک زباله¬ها از خانه می¬توان عملاً بخشی از زباله¬ها به خصوص روزنامه¬های باطله، دفاتر غیرلازم و کاغذ و مقواهای مصرف شده در خانه را به چرخه¬ی تولید بازگرداند. زباله¬های از جنس پلاستیک را هم می¬توان به چرخه ی بازیافت برگرداند.

انجام و آموزش این رفتارها اموری لازم و جزء حتمی مدیریت خانه در تحقق اقتصاد مقاومتی در خانواده است. احساس مسئولیت در برابر داشته¬ها و امکانات و استفاده¬ی عقلایی از آن¬ها بخشی از تکالیف دینی و تربیتی زندگی است.

صفات امانت¬داری، قناعت، احساس مسئولیت، چشم حرص و طمع به مال دیگران نداشتن، صبر و مراعات حقوق دیگران و احترام به قانون… در لابلای همین رفتارها و اعمال است که در اعضا خانواده ایجاد و حفظ می¬شود و خانه¬ی کانون این نقل و انتقال¬ها و والدین به خصوص زنان مدیر آن می¬باشند.

آگاهی، بصیرت و اطلاع رسانی درست خانواده جزء وظایف و مسئولیت نظام و حاکمیت است. مسئولین باید بتوانند فضا و محیط اقتصادی که ضرورتش اقتصاد مقاومتی است را ایجاد کنند.

 

اقتصاد مقاومتی و سبک زندگی به روش اهل بیت (ع)

بزرگترین دشمن مردم در حال حاضر فرهنگ غرب و سبک زندگی غربی است که جوامع اسلامی را مورد هجوم قرار داده است؛ رواج سبک زندگی غربی وبیگانگان ودشمنان اسلام خطری است که نگران کننده است ؛فقها در مقابله با این بحران فرهنگی نقش مهم واثر گذار دارند؛ ومی توانند در اقتصاد مقاومتی برای برون رفت از بحران فرهنگ سازی ودر استقلال وحفظ هویت کشور نقش برجسته ایفا کنند ازاین روی ضروری است پالایش فرهنگی در تمام امور صورت گیرد تا مردم از سبک زندگی غربی فاصله بگیرند؛

سبک زندگی در کشور با جهاد فرهنگی علمای شیعه بر اساس فرهنگ اهل بیت(ع) بود ودر مظاهری مانند

پوشش و لباس و تغذیه ، در حالیکه امروز به تقلید از فرهنگ غرب لباسهای تولید بیگانه در کشور مصرف شده وکارخانه های داخلی قادر به تولید نیستند ؛ این روند می تواند اقتصاد کشور را دچار چالش جدی کند ؛ اقتصاد مقاومتی اقتضا می کند که به تولید داخلی بها داده شده واز پوشیدن لباس بیگانگان خود داری وحتی ورود این نوع محصولات از طریق دولت منع شود ؛

معماری و خانه سازی ـ خانه هایی که در کشور رواج یافته به سبک غربی است آپارتمان سازی وزندگی آپارتمانی شیوه ی غربی وسرمایه داری است که امنیت فرهنگی واقثتصادی را به مخاطره کشیده است؛

معاشرت های خانوادگی ،همسایه داری نیز که پیش تر براساس فرهنگ اسلامی بود تغییر یافته وفرهنگ غرب جایگزین می گردد ؛ همسایه روابط کمتر واز حال همدیگر بی خبر شده اند

نهاد خانواده درفرهنگ اسلامی مقدس ونهادی اصیل وبستر رشد معنوی وشکوفایی استعداد ها بوده است ؛ مادر در خانواده وحضور او در خانه وسرپرستی ومدیریت واداره منزل کانون خانواده را گرم وامنیت خاص بـه آن می داد؛ اکنون بـا رسوخ فرهنگ غرب وسرمایه داری که از قرن ۱۹ م

خانواده را در غرب فرو پاشید ؛ به تدریج این فرهنگ به کشورهای اسلامی از جمله ایران رسوخ وبا تبلیغ جایگزین فرهنگ اسلامی شد ؛ این روند با تخریب نقش مادری درخانواده ها تمام پایه ها ی خانواده را به چالش کشیده است؛ از جمله آسیب های خطر ساز این روند این است که : تمام ادارات ونهادها اولویت گزینش خودرا به زنان داده ودختران جوان ومادران را به پشت میز ادارات کشیده وبا این شیوه بنیان خانواده ها متزلزل گردیده و تربیت فرزند ونقش های دیگر در خانواده که با محوریت مادر بود به چالش کشیده شده است ؛ از جمله عوارض آسیب زای این روند این است که پسران جوان در جامعه بیکار وگرفتار دام اعتیاد گشته وادارات وارگانها ومشاغل به دختران جوان واگذار شده مقررات شرعی وضوابط دینی که در جامعه اسلامی ارزش بود ؛ تبدیل به فرهنگ شده وقبح هنجار های ضد دینی کاسته شده ورعایت روابط محرم ونامحرم که از ضوابط مهم اسلامی وفرهنگ اسلامی بود به کلی فراموش شده وبیکاری ۷۰ در صد جوانان دنبال شغل از معضلات لا ینحل امروز ما محسوب وحریم خانواده ها وعفت وحجاب به یغما رفته است؛

بر این اساس امیرمؤمنان به مسلمانان هشدار می‌دهدتا گاهی که فرهنگ خود در خوراک و پوشاک ودیگر مسائل فرهنگی را ازدست ندهید و لباس بیگانه بر تن نکنید؛ سعادت وعزت شما تضمین شده، وگرنه روزهای ذلت و خواری و استثمار و اسارت و گرفتاری ها، شما را در بند خواهد کشید، از دست رفتن فرهنگ اسلام به معنای نابودی عزت اسلامی وگرفتاری به دام ذلت غرب وبیگانگان ودشمنان اسلام است ؛ لذا فرمود: تا زمانی امت اسلام عزیز است و روی ذلت نخواهد دید که از فرهنگ بیگانه تقلید نکند و سبک زندگی و معاش خود را براساس تقلید از بیگانگان تغییر ندهد، ولباسی مانند دشمنان اسلام بپوشد ؛ امام با آینده نگری به پیامد های پیروی از آداب وفرهنگ غیر مسلمانان آگاه و قبول آداب آنان را وابستگی اقتصادی و فرهنگی جامعه به آنان می داند که منجر به مصرف تولیدات آنان خواهد شد ؛ تدبیری که مقام معظم رهبری (مدظله العالی ) ارائه فرمود با عنوان « اقتصاد مقاومتی» براساس مکتب اهل بیت است ؛

 

راهکارهای قرآنی جهت رسیدن به شیوه سبک زندگی اهل بیت واقتصاد مقاومتی:

۱-قرآن کریم برای سعادت انسان سبک زندگی عالی را به انسان نشان داده و فرموده است برای نجات از دام دشمنان به سیره ی پیامبر(ص) پناه ببرید ، فاصله گرفتن از اصول مکتبی برای جوامع اسلامی زیان بار است که نتیجه ی آن بحران هویت است در برحان هویت فرد تابع فرهنگ وارداتی و بیگانه است ؛ در ایـن فضای بـحران و شبهه آلود فرهنگی باید جامعه را به منابع سرشار

 

علوم الهی راهنمایی کرد؛

۲- درراستای اصلاح خانواده به سوی اصول وارزشهای دینی مسولین بایداز قرآن پیروی کنند قرآن می فرماید: باید متولیان امر جامعه از خودشان آغاز کنند، سبک زندگی خود خانواده را تغییر دهند . این روش بسیار منطقی در تربیت است چون تا انسان خود تربیت نشده باشد به آداب و تربیت الهی محال است که دیگران را تربیت کند، اگر امیرمومنان (ع) نان خشک را بازنوای خود شکسته می خورد ، و کسی به این خوراک اعتراض می کند، حضرت می فرماید ، ساده زیستی حاکم در سبک زندگی مایه امنیت روحی مردم است و به این روش در جامعه امنیت و امید در دل فقرا ایجادی شود؛ این نوع سبک زندگی مانع از بحران اقتصادی است.

 

الگوهای غلط اقتصادی در خانواده های ایرانی مانعی برای اقتصاد مقاومتی خانواده:

یکی از نقاط حساس در حلقه های زنجیره بزرگ اقتصاد مقاومتی؛ اقتصاد مردمی است که بر اصل «اقتصاد خانواده» شکل می گیرد و مورد تاکیدات علمای اقتصادی نیز می باشد. پیاده شدن الگوهای غلط اقتصادی در خانوارهای ایرانی بویژه در اثر گرایش به سبک زندگی مصرفگرای غرب باعث هدررفت بسیار زیاد از سرمایه خانواده ها شده است. سرمایه هایی که می تواند در جریان تولید به اشتغال و تولید ثروت مضاعف بیانجامد.

تغییر سبک زندگی تا حدی پیش رفته است که باعث شده است تا الگوهایی غلط در خانواده های ایرانی رواج یابد.

الگوهایی که نه تنها به صرفه جویی در هزینه خانوار کمک نمی کنند بلکه بطور مستقیم از درآمد خانوار نیز کم می کنند.

۱٫تغییر الگوی اقتصادی خانواده ها از حوزه تولید به حوزه مصرف

تغییر الگوی تولیدمحوری در خانواده ها و گرایش به مصرف که از ثمرات گسترش رسانه ها و به تبع تبلیغات است باعث شده است که تلاش و تکاپو کمتر شود و نمونه بارز آن را در روستاها شاهد هستیم؛ چه آنکه در ۲۰ الی ۳۰ هزار روستای کشور در چند دهه اخیر فعالیت اقتصادی را مشاهده نمی کنید و روستاهایی که نماد تولید و چرخه اقتصادی بودند خالی از سکنه شده اند. خروج روستاییان و ورود آنها به شهرها هم ظرفیت تولید را پایین آورد و هم بر جمعیت مصرف کننده شهری که عموما در بخش خدماتی اقتصاد هستند افزوده است.

۲٫خلق نیاز های جدید و وابستگی به تولیدات خارجی

ایجاد نیازهای جدید و نو باعث گرایش به مصرف تولیداتی شده است که عموما در داخل کشور تولید نمی شود و این باعث وابستگی خانواده به محصولات خارجی شده است. دو آفت اصلی این موضوع یکی خروج ارز از کشور که به عنوان سرمایه ملی محسوب می شود و دیگری بسته شدن معدود کارخانجات تولیدی است که نیاز های جدید محصولات آنها را به محاق می برد و خود به خود بر رشد بیکاری نیز می افزاید.

۳٫ از بین رفتن آرامش خانواده های ایرانی با فرهنگ مصرفگرایی

مردم باید بدانند که با مصرفگرایی فعلی منافع کشورهای در حال توسعه که ما نیز شامل آن هستیم و البته خانوادههای آن شدیدا به خطر میافتد و خانوادهها دائما در حال کار و کسب درآمد و خرج کردن هستند اما رضایت ندارند، چون زمان کافی برای خرج کردن و لذت بردن ندارند و در نتیجه آرامش در خانواده از بین میرود.کمتر شاهد رضایت خانوادهها از میزان درآمدشان هستیم و حتی از آن چیزی که در اختیار دارند بهره و لذت کافی نمیبرند و قادر نیستند به تنهایی از وضع موجود رهایی یابند زیرا عوامل مختلفی در دگرگونی وضعیتشان که همان گرایش به مصرفگرایی است دخیل بوده و صرفا خودشان مقصر نبودهاند.دولت، بودجه دولت، راهکار هزینههای دولتی، مالیاتها، دستگاههای رسانهای که دولت در اختیار دارد، پول نفت، آموزشهای رسمی و غیر رسمی و در نهایت فرهنگ جهانی است که خانواده را به سمتی سوق میدهند که همگی اسیر مصرف شوند و تبدیل به بردههای جدیدی شوند که نمیدانند چرا باید تا این اندازه کار و مصرف کنند.

۴٫ مصرفگرایی سبب شده خانوادهها با درآمد آینده زندگی کنند

اصول مصرف بر اساس درآمدی است که از تلاش در خانواده حاصل می شود و بر خانواده باید بر مبنای دخل و خرجش بیاندیشند و مشخص کند که در کدام طبقه درآمدی قرار می گیرد. هر طبقه اقتصادی بر اساس درآمد خود دست به خرج می شود و هر خانواده نیز بر اساس میزان درآمدش باید برنامه ریزی کند.اما در حال حاضر هر خانواده با این پیش فرض دست به خرید می زند که با دیگران در درآمد تفاوتی ندارد؛ و هر آن چیزی که دیگری دارد را حقی می داند که باید داشته باشد. ا ین تفکر باعث شده است که خانوادهها غالبا با درآمد آینده زندگی میکنند و پیشاپیش درآمد آینده را نیز خرج میکنند. خانوادهها باید آیندهنگری داشته و بر اساس یک سری معیارها مثل آرامش، دوری از فساد، پرهیز از رشوهخواری، مبارزه با نفس و شیطان درونی زندگی خود را پایهریزی کند.

۵٫فاصله از خود تولیدی که بجای تولید ثروت به مصرف درآمد منتهی شده است

اگر نگاهی دقیق به خانواده های سنتی داشته باشیم شاهد آن هستیم که عموم محصولات مصرفی در خانواده توسط خود آن تولید می شده و این باعث صرفه جویی در هزینه ها بوده است. این موضوع در روستا ها نمود بارز تری داشته است. پوشاک و برخی اقلام خوراکی معمولا توسط اعضای خانواده تأمین میشد که پرداختن به این امور آرامش را برای آنان به همراه داشت.

آنچه در حال حاضر شاهد آن هستیم خانوادههایی به شدت مصرفگرا است تا حدی که در بعضی از آنها اموری مانند پخت و پز را هم انجام نمیدهند و غذای روزانه را از بیرون تهیه میکنند و این امور هزینههایی بیشتری دارند بنابراین ناچارند بیشتر کار کنند و در نهایت رضایت و آرامش هم ندارند.این مسائل آغاز یک دگرگونی در روابط خانوادگی و اقتصادی است و مادر خانواده حتی تربیت فرزندان خود را نیز به عهده نمیگیرد زیرا حوصله پرداختن به این امور را ندارد و این محروم شدن از لذتهای واقعی شرایطی را برای اعضای خانواده پدید میآورد که به لذتهای کاذب مانند اعتیاد و غیره روی آورند. از طرف دیگر وقتی هزینه های سپردن تربیت فرزندان به مهدکودک ها و خروج پـخت و پـز از خانه را نـسبت به درآمدی که زن خانـواده از قبل کـارش در خانه می آورد

می بینیم که ضرر مادی آن بیشتر است و در حقیقت کار زن یک خرج برای خانواده محسوب می شود تا یک کمک درآمد، این را باید در کنار هزینه های معنوی نبود مادر در خانه بگذاریم که خیلی بیشتر از آسیب های مادی آن است.

۶٫ذخیره سازی طلا، بعنوان سرمایه به ضرر کل اقتصاد تمام می شود

یکی از راهکار هایی که برخی از خانواده های ایرانی برای افزایش سرمایه خود در نظر می گیرند ذخیره سازی طلا به عنوان سرمایه ای است که هر روز قیمت آن بالا نیز می رود. خانوادهها اینکار را برای حفظ ارزش پولشان انجام می دهند و به نگهداری طلا روی میآورند از طرفی پس از بالا رفتن قیمت آن را میفروشند که این موضوع آنها را به مفتبری عادت میدهد و اینگونه سوداگری و سفتهبازیها تبعات بسیار منفی در پی دارد.

اما چند راهکار برای برون رفت از وضع موجود:

*قناعت کردن به آنچه داریم خانواده را به سمت آرامش و لذت از زندگی سوق می دهد

*خانوادهها با مشاهده افزایش قیمتها از خرید کالاهای غیرضروری خودداری کنند

*رسانه باید نمونههای موفق از خانواده ایرانیاسلامی را به تصویر بکشد

آنچه در قاب تصویر رسانه ها شاهد آن هستیم دگرگونی در تفکر الگوهایی است که از طریق این رسانه ها برای خانواده ایرانی ساخته می شوند. رسانه به ما تلقین می کند که هر آنچه در غرب وجود دارد بهتر است، و غرب همواره و در همه عرصه ها از ما جلو تر است در حالی که واقعیت این نیست. رسانهها باید خانوادههای موفق با درآمدهای پایین را به جامعه به عنوان الگو معرفی کنند. خانوادههایی که طالب درست زندگی کردن هستند.رسانه باید “اقتصاد مقاومتی” که پیشتر در تمام خانواده های ایرانی بوده است را به عنوان الگو برای خانواده های ایران نشان دهد بعنوان مثال زندگی روستایی که نماد واقعی یک زندگی مقاومتی است؛ به صورت افتخار آمیز و سرافراز نشان داده شود و آرامش آنها را به تصویر در آید.

 

راهکارهای اجراوکاربردی کردن اقتصاد مقاومتی :

۱٫ ضرورت تشکیل نهادهای مبارزه با اشرافی گری

در هر مرحله ای از تحول اقتصادی فرصت‌هایی فراهم می گردد و دریچه هایی باز می شود که از آن طریق عده ای سود جو و زرنگ و منتظر فرصت می توانند به جمع‌آوری ثروت و ایجاد بستر اشرافی گری و روحیه طاغوتی اهتمام ورزند که چنین وسوسه ها و اقداماتی، در صورت عدم

کنترل، می تواند باعث انحراف اساسی در مشی انقلاب اسلامی گردد. از یک طرف باید مطمئن بود که مسئولان در دوران مقاومت اقتصادی به هیچ وجه فرصت را به ویژه‌خواران نمی دهند و از طرف دیگر باید نهادهایی به این امر خطیر بپردازند و مانع از روحیه و اقدام در جهت اشرافی گری شوند تا همه مردم احساس کنند مسئولان همراه و همگام با آنها هستند و همه مطمئن باشند نظارت های کارساز و کارآمد مانع از تمرکز ثروت در دست عده ای می گردد. گرایش به زندگی اشرافی مدیران ارشد باید بررسی و نظارت گردد و مبارزه با این گرایش جدی شود. تبعیض یکی از مواردی است که باید در اقتصاد مقاومتی برچیده شود.تبعیض در حوزه اقتصاد باعث می گردد که عده ای از مدیران با همکاری فرصت‌طلبان خارج از حکومت بخشی از بیت‌المال را به نفع خود یا بستگان خود مصادره کنند و بر ثروت خود و فامیل خود بیافزایند و آن ثروت موجب گرایش این افراد و فرزندان و خانواده آنها به اشرافی گری شود.

۲٫ ساده‌زیستی، نتراشیدن هزینه و کم خرج بودن مدیران

ساده‌زیستی علاوه بر آنکه بر روحیه همکاری و مقاومت در برابر مشکلات و ناملایمات مردم می افزاید، باعث می گردد تا روحیه صرفه جویی و قناعت نهادینه شود و در نتیجه سبب می‌شود که بهره وری ها بالا رود. مدیریت هزینه در کشور و اجزاء آن جزء لاینفک اقتصاد مقاومتی است. در اقتصاد مقاومتی همه مسئولند از هزینه های بی‌مورد و غیرضرور و بدون اولویت پرهیز کنند و در عوض برنامه ریزی و اولویت‌دار کردن برنامه ها و تأمین بودجه، جایگزین هر نوع چانه‌زنی موردی گردد. در اقتصاد مقاومتی باید روحیه انقلابی و اسلامی بر مدیران حاکم گردد طوری که در هر نوع حرکت و اقدام خود، خدا را ناظر و حاضر ببینند. مدیر کم‌هزینه الگوی جامعه می گردد و این الگو سرمشق تک تک افراد و همکاران و هم‌قطاران قرار می گیرد که نتیجه آن بالا رفتن بهره‌وری دستگاه‌های اجرائی است. خصوصاً مدیران کم‌خرج باعث بالا رفتن اعتماد عمومی می گردد و همه

 

اجزاء کشور را ترغیب به تلاش و فعالیت خلاقانه می نماید.

۳٫ مشارکت مردمی

این امر با اجرای سیاست های کلی اصل ۴۴ و توانمندسازی بخش خصوصی تحقق می یابد. در حوزه اقتصاد مقاومتی نیازمند برنامه ریزی استراتژیک مبتنی بر مردمی کردن اقتصاد از طریق میدان دادن بیشتر به فعالان بخش خصوصی و رفع موانع و مشکلات بخش خصوصی هستیم. بخش خصوصی به عنوان موتور محرک اصلی رشد اقتصادی و صنعتی است که با به کارگیری سرمایه خود می تواند ضمن ایفای نقش در رشد اقتصادی کشور، اهداف توسعه ای دولت را محقق سازد.

۴٫ نهادینه کردن حمایت از تولید ملی و استفاده از همه ظرفیت‌های کشور

در دوران اقتصاد مقاومتی حمایت از تولید ملی داخلی یک ضرورت جدی است. از یک طرف باید فعالیتهای تولیدی و بازرگانی و حتی نظام پولی و مالی کشور با نیازهای ناشی از اجرای اقتصاد مقاومتی و پیامدهای آن هماهنگ و هم‌خوان گردد و از طرفی باید اقتصاد کشور را متکی به توانمندی‌ها و ظرفیتهای داخلی نمود. نیروی کار، منابع سرمایه ای، ابتکارات و خلاقیت ها، نگاه ها و نگرش ها و نظایر آن باید با الزامات اقتصاد مقاومتی هماهنگ گردند. افزایش قابلیت ها و ظرفیت ها و توانمندی های داخل کشور و اتکا به آنها می تواند پایه های اقتصاد مقاومتی را مستحکم تر کند. هدایت منابع و سرمایه های کشور به سمت صحیح و درست و هماهنگ با اقتصاد مقاومتی باعث افزایش ظرفیت ها و توانمندی ها می گردد.

۵٫ نگاه مولد به درون، خوداتکایی، خودکفایی

در اقتصاد مقاومتی رویکرد کشور و جامعه به سمت ایجاد نهضت استعدادیابی و ظرفیت یابی درونی و استفاده از فرصت های موجود ملی است در وهله نخست نگاه ها همه به سمت بهره برداری و به کارگیری ظرفیت های درونی است.. نگاه توأم با تلاش و همت مضاعف و جهادگونه با تکیه بر کار و سرمایه ایرانی و حمایت از تولید ملی و کاهش آلودگی های اقتصادی است. نهضت تولید علم و دانش و به تبع آن تولید فناوری و به کارگیری فناوری ها و تجاری‌سازی دانش و استفاده حداکثری از شرکت های دانش‌بنیان و کارگاه های خصوصی کوچک و متوسط و هم‌افزائی علم و ثروت و حرکت به سمت خوداتکائی و تحقق خودکفایی کشور است، که در اقتصاد مقاومتی برجسته تر می شود تا تولید ملی بهینه گردد و کشور به خود متکی و از تک محصولی بودن خارج شود. در اقتصاد مقاومتی برای برداشتن گام‌های بلند در راستای پیشرفت کشور در حین مقاومت، توجه به کیفیت و قیمت و تنوع تولیدات داخل، اصلاح مدیریت های اجرائی و عملیاتی با نگرش رسیدن به خودکفایی و اتخاذ تدابیر لازم برای خوداتکایی در برخی زمینه‌ها لازم است.

 

نتیجه:

اقتصاد مقاومتی که موجبات قوام جامعه اسلامی است، اقتصاد مبتنی بر پایه های منابع داخلی است که در برابر فشارها و تحریم ها دچار بحران نمی شود. بخش های مهمی از آموزه های اقتصادی اسلام به حوزه مصرف و چگونگی مدیریت آن باز می گردد؛ چراکه مدیریت مصرف موجب ثبات اقتصادی و افزایش کمی و کیفی بهره وری است. اقتصادمقاومتی خانواده که به معنای میانه روی است، ناظر به چگونگی مدیریت مصرف و تدبیر در این حوزه است. خانواده ها می توانند با اولویت های مصرف ومخارج خانواده ،قناعت ،صرفه جویی (در تمامی مصارف )،پرهیزاز تجمل گرایی ونیزتغییرالگوهای غلط به الگوهای صحیح در تحقق اقتصادمقاومتی در خانواده گام اساسی را بردارند. ضرورت طراحی یک الگوی مشخص از شیوه ی زندگی متناسب با اقتصاد مقاومتی برای عموم مردم، رواج آموزه‌های اقتصاد مقاومتی از طریق تبلیغات، ایفای نقش پررنگ مردم در اقتصاد مقاومتی، لزوم توجه و دلجویی و حمایت دولت از فعالان اقتصادی، تحرک دستگاه دیپلماسی کشور برای فعال کردن ظرفیت‌های بالقوه و فرصت‌های جهانی در اقتصاد مقاومتی و لزوم تبدیل بحث اقتصاد مقاومتی به گفتمان رایج در دانشگاه‌ها، مراکز علمی و مجامع مذهبی از جمله راهکارهایی است که بستر لازم را برای بکارگیری این الگوی اقتصادی در کشور فراهم می‌سازد.با اینکه اقتصاد مقاومتی، اقتصادی مردمی تلقی می شود، اما حمایت ها و سیاست های دولت در تحقق مدل اقتصاد مقاومتی جایگاه مهمی دارد.در تحقق اقتصاد مقاومتی، تکیه بر داراییهای معنوی و مادی، توانمند ی های محیطی، علوم و دانش بومی و کارشناسان و متخصصان داخلی نقش مهمی دارد، هر کدام از این مولفه ها نیازمند مطالعات و تحلیل های بیشتری است.

نظرات