شرح و تفسير حکمت 189 نهج البلاغه نهج البلاغه

شرح و تفسير حکمت 189 نهج البلاغه

امام علی(عليه السلام) فرمودند:مَنْ لَمْ يُنْجِهِ الصَّبْرُ أَهْلَكَهُ الْجَزَعُ. كسى كه صبر و شكيبايى او را نجات ندهد بى تابى او را از پاى در مى آورد.

شرح و تفسير حکمت 189 نهج البلاغه

امام علی (عليه السلام) در اين گفتار حكيمانه به اثر زيان بار ترك صبر و پيشه نمودن جزع اشاره كرده مى فرمايد: «كسى كه صبر و شكيبايى او را نجات ندهد بى تابى او را از پاى در مى آورد»، (مَنْ لَمْ يُنْجِهِ الصَّبْرُ أَهْلَكَهُ الْجَزَعُ). به يقين در طول زندگى انسان، مصائب و مشكلات فراوانى است كه هيچ كس از آن بر كنار نمى ماند. عكس العملى كه انسان مى تواند در مقابل اين حوادث دردناك و غم انگيز نشان بدهد يكى از دو چيز است: نخست صبر و تحمل و شكرگزارى به درگاه خدا و دقت در يافتن راه نجات از آن مشكل يا مصيبت و حداقل كاستن از آثار زيان بار آن است. ديگر جزع و بى تابى است كه هم اعصاب انسان را در هم مى كوبد و او را گرفتار بيمارى هاى مختلف كرده و گاه به مرگ مى كشاند و هم سبب ناشكرى به درگاه خداوند و وزر و وبال براى سراى ديگر مى شود. انسان عاقل راه نخست را بر مى گزيند كه هم اجر صابران را دارد و هم فوايد و بركات صبر را.

بنابراين مفهوم اين كلام حكيمانه بسيار روشن و شفاف است و اين كه بعضى تصور كرده اند در مفهوم آن پيچدگى است كاملاً اشتباه است. در ضمن از آنچه گفته شد معلوم شد كه هلاكت در اين جمله هلاك دنيوى و اخروى هر دو را شامل مى شود همان طور كه (نجات) در پرتو صبر نيز نجات دنيوى و اخروى را در بر مى گيرد، هرچند گاهى در بعضى از روايات تنها به هلاكت اخروى اشاره شده، مانند حديثى از امام صادق(عليه السلام) كه مى فرمايد: «اتَّقُوا الله وَاصْبِرُوا فَإِنَّهُ مَنْ لَمْ يَصْبِرْ أهْلَكَهُ الْجَزَعُ وَإنَّما هَلاكُهُ فِى الْجَزَعِ أَنَّهُ إذا جَزِعَ لَمْ يُؤجَرْ، تقواى الهى پيشه كنيد و در برابر مشكلات و مصائب صبر و شكيبايى داشته باشيد، زيرا كسى كه صبر نكند جزع او را هلاك خواهد كرد و هلاكت او در جزع اين است كه وقتى بى تابى كند اجر و پاداشى به او داده نخواهد شد».

نكته: صبر و جزع بارها در كلام امام(عليه السلام) موضوع صبر و جزع و آثار نيكوى صبر و آثار شوم جزع مطرح شد و ما نيز بحث هايى داشته ايم. در اينجا لازم مى دانيم به سبب اهميت موضوع باز اشاره اى به اين مطلب داشته باشيم. همان گونه كه اشاره شد، حيات دنيا آميخته با انواع مشكلات است. در مسير اطاعت الهى مشكلات كم نيست و در طريق پرهيز از گناه و تقوا مشكلات، زياد است. مصائب ناخواسته دامان همه را در دنيا مى گيرد و اگر توجه به اين حقيقت داشته باشيم كه در گذشته چنين بوده و در آينده نيز چنين خواهد بود از وجود اين مشكلات ناراحت نمى شويم، پيمانه صبر ما لبريز نمى گردد: شكيبايى خود را از دست نمى دهيم و ناراحتى هاى روانى ناشى از جزع و بى تابى به سراغ ما نمى آيد، زيرا مى دانيم همه در اين گونه امور به شكلى دست به گريبانند. اين صبر و شكيبايى افزون بر اين كه پاداش الهى فوق العاده اى دارد،

از جمله در حديثى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم كه فرمود: «مَنِ ابْتَلى مِنْ شيعَتِنا فَصَبَرَ عَلَيْهِ كانَ لَهُ أجْرُ ألْفِ شَهيد، كسى كه از شيعيان ما مبتلا به مصيبتى شود و شكيبايى كند پاداش هزار شهيد را دارد». در حديث ديگرى از امام صادق(عليه السلام) مى خوانيم: «ما مِنْ مُؤْمِن إلاّ وَهُوَ مُبْتلىً بِبَلاء مُنْتَظِر بِهِ ما هُوَ أشَدُّ مِنْهُ فَإنْ صَبَرَ عَلَى الْبَلِيَّةِ الَّتي هُوَ فيها عافاهُ اللهُ مِنَ الْبَلاءِ الَّذي يَنْتَظِرُ بِهِ وَإِنْ لَمْ يَصْبِرْ وَجَزِعَ نَزَلَ بِهِ مِنَ الْبَلاءِ الْمُنْتَظَرِ أبَداً حَتّى يَحْسُنَ صَبْرُهُ وَعَزاءُهُ، هيچ فرد باايمانى نيست مگر اين كه به بلايى مبتلا مى شود و آنچه را انتظار آن مى كشد (اى بسا) از آن هم شديدتر است. هرگاه بر بلايى كه در آن است شكيبايى كند، خدا او را از بلايى كه انتظارش مى كشد بركنار مى دارد و اگر بى تابى نمايد بلاها يكى پس از ديگرى بر سر او مى آيد تا صبر و شكيبايى پيشه كند».

در حديثى از امام هادى(عليه السلام) مى خوانيم: «الْمُصيبَةُ لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَلِلْجازِعِ اثْنانِ، مصيبت براى انسان صابر يكى است و براى انسان ناشكيبا دوتاست». مضاعف شدن مصيبت افراد ناشكيبا از اينجاست كه ضربه هايى بر جسم و روح آنها وارد مى كند و آنها را در هم مى كوبد. كوتاه سخن اين كه همان گونه كه در گذشته نيز اشاره شد جزع و بى تابى افزون بر نوعى ناسپاسى در پيشگاه خدا، آثار بسيار مخرّبى روى اعصاب انسان دارد و او را گاه تا سر حد جنون پيش مى برد. براى درمان جزع لازم است انسان توجه به مصائب اولياء الله در گذشته و مصائب دوستان و خويشان و بستگان كند كه هر يك به نوعى گرفتارند. به علاوه در آثار مثبت صبر و شكيبايى و آثار منفى جزع و بى تابى بينديشد. نيز به امورى بپردازد كه فكر او را به خود مشغول مى سازد و از مصيبت منصرف مى كند تا در سايه آن تدريجاً مصيبت را فراموش كند.

اضافه بر اين، همان گونه كه در روايتى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) اشاره شده، بسيارى از مشكلات پايانى دارد و به تعبير ما از اين ستون تا آن ستون فرج است. نبايد انسان خيال كند كه هميشه مشكل به يك حال باقى مى ماند «إنَّ لِلْمِحَنِ غاياتٌ لابُدَّ أنْ تَنْتَهِىَ إلَيْها، مشكلات غم انگيز پايانى دارد.

 

نظرات