تفسیر آیات 228 تا 230 سوره بقره قرآن

تفسیر آیات 228 تا 230 سوره بقره

قرآن سرتاسر اعجاز در زندگی مادی و معنوی است. اگر ما آن را با معرفت تلاوت کنیم، حتما اثرات آن را خواهیم دید. برای آگاهی‌ و فهم بهتر و بيشتر آيات قرآن كريم هر شب تفسير آياتی از اين معجره الهی را برای شما آماده می‌كنيم. در این گزارش تفسیر آیات228-230سوره بقره را می‌خوانید:

وَالْمُطَلَّقَتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَثَةَ قُرُوءٍ وَلَا یَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ یَکْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِی أَرْحَامِهِنَّ إِنْ کُنَّ یُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْأَخِرِ وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِی ذَلِکَ إِنْ أَرَادُواْ إِصْلَاحاً وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْروفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِیزٌ حَکِیمٌ


زنان طلاق داده شده، خودشان را تا سه پاکی در انتظار قرار دهند. (یکی پاکی که طلاق در آن واقع شده و دو پاکی کامل دیگر و همین که حیض سوم را دید، عده او تمام می شود.) و اگر به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند، برای آنها روا نیست که آنچه را خدا در رحم آنها آفریده است، کتمان کنند. و شوهرانشان اگر سر آشتی دارند، به بازآوردن آنها در این مدّت، (از دیگران) سزاوارترند و همانند وظائفی که زنان بر عهده دارند، به نفع آنان حقوقی شایسته است و مردان را بر زنان مرتبتی است. وخداوند توانا وحکیم است. (228)

 تفسیر این آیه؛

«قُرء» به معنای پاک شدن و به معنای عادت ماهیانه، هر دو آمده است؛ ولی اگر به صورت «قُروء» جمع بسته شود به معنای پاک شدن است و اگر به صورت «اَقراء» جمع بسته شود به معنای عادت ماهانه است.

مهلتِ عدّه، ضامن حفظ حقوق خانواده است. زیرا در این مدّت هم فرصتی برای فکر و بازگشتن به زندگی اوّلیه پیدا می شود و هیجان ها فروکش می کند، و هم مشخّص می گردد که زن باردار است یا نه، تا اگر تصمیم بر ازدواج دیگری دارد، نسل مرد بعدی با شوهر قبلی اشتباه نگردد.

امام صادق علیه السلام فرمود: در مسئله حیض، پاک شدن و بارداری، گواهی خود زن کافی است و شهادت و سوگند و یا دلیل دیگری لازم نیست. امّا بر زنان حرام است که خلاف واقع بگویند. و باید شرایط خود را بی پرده بگویند که اگر کتمان کنند، به خدا و قیامت ایمان ندارند.

رجوع مرد به همسر در ایّام عدّه، تابع هیچگونه تشریفات خاصّی نیست، برخلاف طلاق که شرایط و تشریفات زیادی را لازم دارد. البتّه این مدّت، مخصوص گروهی از زنان است، ولی طلاقِ زنان باردار، یائسه یا زنانی که آمیزش جنسی با آنان صورت نگرفته، احکام خاصّی دارد که خواهد آمد.

پیام ها:
1- زن به محض طلاق، حقّ ازدواج با دیگری را ندارد. (و المطلقات یتربّصن)
2- در طلاق، نباید فرزندان از حقوق خود محروم شوند. (ما خلق اللّه فی ارحامهنّ)
3- بهترین ضامن اجرای قوانین، ایمان به خداوند است. (لا یحلّ لهنّ... ان کُنّ یؤمنّ)
4- اولویّت در ادامه زندگی، با شوهر اوّل است. (بعولتهنّ احقّ بردّهنّ)
5 - حسن نیّت در رجوع، یک اصل است. مبادا شوهر فقط به خاطر مسائل جنسی رجوع کند و دوباره بی تفاوت گردد. (ان ارادوا اصلاحاً)
6- مسئولیّت، حقّ آور است. هرکسی وظیفه ای بردوش گرفت، حقّی نیز پیدا می کند. مثلاً والدین در مورد فرزند وظیفه ای دارند و لذا حقّی هم بر فرزند دارند. (ولهنّ مثل الّذی علیهنّ)
7- در برخورد با زن، باید عدالت مراعات شود. (و لهنّ مثل الّذی علیهنّ)
8 - در جاهلیّت بر ضرر زنان، قوانین قطعی بود که اسلام آن ضررها را جبران کرد. (لهنّ مثل الذی علیهنّ) «علیهن» دلالت بر ضرر می کند.
9- تبعیض، در شرایط یکسان ممنوع است، ولی تفاوت به جهت اختلاف در انجام تکالیف یا استعدادها یا نیازها مانعی ندارد. (وللرّجال علیهنّ درجة)
10- مردان حقّ ندارند از قدرت خود سوء استفاده کنند که قدرت اصلی از آن خداوند است. (عزیز حکیم)
11- عدّه نگه داشتن، از برنامه های حکیمانه ی الهی است. (واللّه عزیز حکیم)



الْطَّلَاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاکٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسَنٍ وَلَایَحِلُّ لَکُمْ أَنْ تَأْخُذُواْ مِمَّا ءَاتَیْتُمُوهُنَّ شَیْئاً إِلَّا أَنْ یَخَافَآ أَلَّا یُقِیمَا حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا یُقِیمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلَا جُنَاحَ عَلَیْهِمَا فِیمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ فَلَا تَعْتَدُوهَا وَمَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْظَّلِمُونَ

طلاق (رجعی که امکان رجوع وبازگشت دارد، حداکثر) دو مرتبه است. پس (در هر مرتبه) یا باید به طور شایسته همسر خود را نگهدارد و (آشتی نماید،) یا با نیکی او را رها کند (و از او جدا شود.) و برای شما مردان روا نیست که چیزی از آنچه به همسرانتان داده اید، پس بگیرید مگر اینکه دو همسر بترسند که حدود الهی را بر پا ندارند. پس اگر بترسید که آنان حدود الهی را رعایت نکنند، مانعی ندارد که زن فدیه و عوض دهد. (و طلاق خُلع بگیرد.) اینها حدود و مرزهای الهی است، پس از آن تجاوز نکنید. و هر کس از حدود الهی تجاوز کند پس آنان ستمگرانند. (229)

در جاهلیّت، طلاق دادن و رجوع کردن به زن، امری عادّی و بدون محدودیّت بود.امّا اسلام، حداکثر سه بار طلاق و دو بار رجوع را جایز دانست تا حرمتِ زن و خانواده حفظ شود.(تفسیر مجمع البیان)

در اسلام، طلاق امری منفور و بدترین حلال نامگذاری شده است، ولی گاهی عدم توافق تا جایی است که امکان ادامه زندگی برای دو طرف نیست.

در این آیه علاوه بر طلاق رجعی که از سوی مرد است، طرح طلاق خُلع که پیشنهاد طلاق از سوی زن است نیز ارائه شده است. به این معنا که زن، مهریه خود یا چیز دیگری را فدای آزادسازی خود قرار دهد و طلاق بگیرد.

تعدّد طلاق، براساس تعدّد رجوع و بقای ازدواج است. کسی که در یک جلسه می گوید: «من سه بار طلاق دادم»، در واقع یک طلاق صورت گرفته است. چون یک ازدواج را بیشتر قطع نکرده است. لذا بر اساس فقه اهل بیت علیهم السلام ، چند طلاق باید در چند مرحله باشد و یکجا واقع نمی شود. زیرا به مصلحت نیست که زندگی خانوادگی در یک جلسه و با یک تصمیم برای همیشه از هم بپاشد.**با عنایت به همین موضوع بود که شیخ محمود شلتوت، مفتی اعظم مصر و رئیس دانشگاه الازهر گفت: من در مسئله طلاق، فقه شیعه را ترجیح می دهم.

پیام ها:

 1- در قطع رابطه با دیگران، نباید آخرین تصمیم را یک مرتبه گرفت، بلکه باید میدان را برای فکر و بازگشت باز گذاشت. (الطلاق مرّتان)
2- آزار و ضرر رسانی به همسر، ممنوع است. مرد نباید به قصد ضربه روحی زدن به زن، به او رجوع نموده و سپس او را رها کند. (فامساک بمعروف)
3- در همسر داری باید از سلیقه های شخصی و ناشناخته دوری کرد و به زندگی عادّی و عرفی تن در داد. (امساک بمعروف)
4- تلخی جدایی را با شیرینی هدیه و احسان جبران کنید. (او تسریح باحسان)
5 - طلاق، نباید عامل کینه، خشونت و انتقام باشد، بلکه در صورت ضرورتِ طلاق، نیکی و احسان شرط اساسی است. (أو تسریح باحسان)
6- اصل در زندگی، نگهداری همسر است، نه رها کردن او. کلمه «امساک» همه جا قبل از کلمه «تسریح» آمده است. (فامساک بمعروف او تسریح باحسان)
7- حقوق و احکام در اسلام، از اخلاق و عاطفه جدا نیست. کلمات «احسان» و «معروف» نشانه ی همین موضوع است. (فامساک بمعروف او تسریح باحسان)

8 - مراعات حقوق، لازم است. مرد، حقّ ندارد از مهریه زن که حقّ قطعی اوست چیزی را پس بگیرد. (لا یَحلّ لکم أن تأخذوا ممّا آتَیتموهنّ شیئاً)
9- خواسته های مرد و زن باید در چارچوب حدود الهی باشد. (الاّ ان یخافا اَلاّ یقیما حدود اللّه)
10- تنها نظر زن و شوهر در مورد طلاق کافی نیست، بلکه باید دیگران نیز به ادامه زندگی آنان امیدی نداشته باشند. (یخافا... فان خفتم) گاهی زن و شوهر می گویند: با هم توافق اخلاقی نداریم، امّا این حرف برخاسته از هیجان آنهاست. لذا قرآن در کنار خوف زن وشوهر (یخافا) پای مردم را به میان کشیده که آنان نیز این ناسازگاری را درک کنند. (خفتم)
11- در تصمیم گیری ها باید محور اصلی، اقامه ی حدود الهی و انجام وظایف باشد. اگر حدود الهی مراعات می شود ازدواج باقی بماند وگرنه طلاق مطرح شود. (فان خفتم ألاّ یقیما حدود اللّه)
12- طرحِ «طلاق خُلع» برای آن است که زن بتواند خود را از بن بست خارج سازد. (افتدت به)
13- اسلام با ادامه زندگی به صورت تحمیلی و با اجبار و اکراه، موافق نیست. در صورتی که زن به اندازه ای در فشار است که حاضر است مهریه ی خود را ببخشد تا رها شود، اسلام راه را برای وی باز گذاشته است. البتّه مرد ملزم به پذیرش طلاق خلع نیست. (فلا جناح علیهما فیما افتدت به)
14- شکستن قانون الهی، ظلم است. (و من یتعد حدوداللّه فاولئک هم الظّالمون)



فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلاَ تَحِلُّ لَهُ حَتّی تَنْکِحَ زَوْجاً غَیْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلَاجُنَاحَ عَلَیْهِمَا أَنْ یَتَرَاجَعَآ إِنْ ظَنَّآ أَنْ یُقِیمَا حُدُودَ اللَّهِ وَتِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ یُبَیِّنُهَا لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ

پس اگر (بعد از دو طلاق و دو رجوع، برای بار سوم) او را طلاق داد، دیگر آن زن بر او حلال نخواهد بود، مگر آنکه به نکاح مرد دیگری درآید (و با او آمیزش نماید.) پس اگر (همسر دوّم) او را طلاق داد، مانعی ندارد که به یکدیگر بازگشت کنند (و زن با همسر اوّل خود مجدّداً ازدواج نماید.) البتّه در صورتی که امید داشته باشند حدود الهی را برپا دارند. و اینها حدود الهی است که خداوند آن را برای افرادی که آگاهند بیان می کند. (230)

تفسیر این آیه؛

در اسلام بعضی از مقرّرات، جهت جلوگیری از تصمیمات عجولانه به چشم می خورد. مثلاً:

الف: هر کسی بنا دارد زن خود را طلاق دهد، باید زن در حال پاکی بوده و طلاق در برابر دو شاهد عادل باشد. باید تا مدّتی هزینه زن را بپردازد و زن در این مدّت می تواند با آرایش کردن، خود را به مرد عرضه کند. هر یک از این شرایط می تواند از طلاق های عجولانه جلوگیری کند.

ب: مردم برای گفتگوهای خصوصی با پیامبر بسیار هجوم می کردند، خداوند دستور داد هر کس با پیامبر سخن خصوصی دارد، مقداری صدقه بدهد و بعد گفتگو کند. این قانون برای جلوگیری از طرح سؤالات غیر ضروری بود.

به هر حال شرط ازدواج با شوهر دیگر و طلاق دادن او، برای همسرِ شوهر اوّل شدن، یکی دیگر از نمونه های قوانین سرعت گیر در اسلام است.


پیام ها:
1- مردان نباید از اختیارات خود سوء استفاده کنند و باید بدانند که اختیار آنها برای طلاق، محدود است. از امام رضا علیه السلام روایت شده است که فرمود: طلاق را سبک نگیرید و به زنان ضرر نرسانید (فلا تحلّ له). (من لایحضره الفقیه، ج 3، ص 502)
2- امید به زندگی براساس احکام الهی، شرط ازدواج است. (ان ظنّا ان یقیما حدود اللّه)
3- مسلمانان بدانند که حدود الهی، تنها در نماز، زکات، حج و جهاد نیست، مراعات مسائل خانوادگی نیز از حدود الهی است. (تلک حدود اللّه)
4- هر کسی اسرار و حکمت مقرّرات الهی را نمی داند. مردم عادّی، ظاهر دستورات و آگاهان، روح و عمق آن را می بینند. (لقوم یعلمون)

 

نظرات