شرح و تفسير حکمت 220 نهج البلاغه نهج البلاغه

شرح و تفسير حکمت 220 نهج البلاغه

جوان؛نهج البلاغه با مرور قرنها نه تنها تازگی و جذابیت خویش را حفظ کرده که فزونتر ساخته است و این اعجاز نیست مگر به سبب ویژگی هایی که در شکل و محتوا است، این امتیاز را جز در مورد قرآن نمی توان یافت که در کلام امام علی (ع) درباره قرآن آمده است: « ظاهره انیق و باطنه عمیق، لاتفنی عجائبه و لاتنقضی غرائبه » قرآن کتابی است که ظاهری زیبا و باطنی عمیق دارد، نه شگفتی های آن پایان می‎پذیرد و نه اسرار آن منقضی می‎شود. در سخن مشابهی نیز آمده است : « لاتحصی عجائبه و لاتبلی غرائبه» نه شگفتی های آن را می‎توان شمرد و نه اسرار آن دستخوش کهنگی می‎شود و از بین می‎رود .

سخنان امام علی (ع) در فاصله قرن اول تا سوم در کتب تاریخ و حدیث به صورت پراکنده وجود داشت . سید رضی در اواخر قرن سوم به گردآوری نهج البلاغه پرداخت و اکنون بالغ بر هزار سال از عمر این کتاب شریف می‎گذرد. هرچند پیش از وی نیز افراد دیگری در گردآوری سخنان امام علی (ع) تلاشهایی به عمل آوردند ،اما کار سید رضی به خاطر ویژگی هایی که داشت درخشید و ماندگار شد، چون سید رضی دست به گزینش زده بود.

امام علی(عليه السلام) فرمودند:لَيْسَ مِنَ الْعَدْلِ الْقَضَاءُ عَلَى الثِّقَةِ بِالظَّنِّ.داورى در حق افراد مورد اطمينان، با تكيه بر گمان، رسم عدالت نيست.

امام علی (عليه السلام) در اين كلام حكيمانه، به نكته قابل ملاحظه اى مربوط به روابط اجتماعى اشاره مى كند و مى فرمايد: «داورى در حق افراد مورد اطمينان، با تكيه بر گمان، عدالت نيست»; (لَيْسَ مِنَ الْعَدْلِ الْقَضَاءُ عَلَى الثِّقَةِ بِالظَّنِّ). مى دانيم يكى از دستورات قرآنى و روايى اين است كه در حق مسلمانان سوء ظن نداشته باشيد.

قرآن مجيد مى گويد: «(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ); اى كسانى كه ايمان آورده ايد از بسيارى از گمان ها بپرهيزيد، چرا كه بعضى از گمان ها گناه است». در حكمت 360 نيز بر اين معنا تأكيد شده است. آنجا كه امام(عليه السلام)مى فرمايد: «لاَ تَظُنَّنَّ بِكَلِمَة خَرَجَتْ مِنْ أَحَد سُوءاً وَأَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِي الْخَيْرِ مُحْتَمَلاً; هر سخنى كه از دهان كسى خارج شد تا احتمال صحت در آن مى دهى حمل بر فساد مكن».

دليل آن هم روشن است، زيرا سوء ظن پايه هاى اعتمادِ عمومى را كه سرچشمه همكارى است متزلزل مى سازد. حال اگر آن شخصى كه انسان به او سوء ظن پيدا مى كند كسى باشد كه سوابق حسنه او بر ما روشن است و در يك كلمه به تعبير امام(عليه السلام)، «ثقه» محسوب شود به يقين قضاوت درباره چنين شخصى با ظن و گمانِ بدون دليل، عادلانه نيست

.

بعضی  از شارحان نهج البلاغه اين گفتار حكيمانه را به صورت مسئله اى اصولى (اصول فقه) عنوان كرده اند و آن اين است كه هر گاه مطلبى به دليل معتبر ثابت شود، عدول از آن جز با دليل معتبر جايز نيست و حديث معروف باب استصحاب: «لا تَنْقُضِ الْيَقينَ بِالشَّكِ» را اشاره به آن مى دانند. بعضى از شارحان نيز قضاء را در اينجا به معناى قضاوت مصطلح; يعنى داورى براى فصل خصومت گرفته اند كه قاضى نمى تواند در برابر شخص مورد اعتماد، با ظن و گمانش قضاوت كند. ولى ظاهر اين است كه اين حديث شريف معناى وسيع و گسترده اى دارد و اشاره به يك مفهوم گسترده اخلاقى است كه عدالت در آن مانع از داورى درباره اشخاص مورد اعتماد به ظن و گمان مى شود.

البته افراد متهم; يعنى كسانى كه سوء سابقه دارند يا ظاهر آنها ظاهر قابل اعتمادى نيست از اين حكم خارج اند. البته نه به اين معنا كه انسان بى دليل آنها را متهم كند، بلكه به اين معنا كه انسان از آنها احتياط نموده و بر حذر باشد. شبيه اين گفتار حكيمانه احاديث ديگرى است كه با تعبيرات متفاوتى اين موضوع را دنبال مى كند: در غررالحكم از آن حضرت نقل شده كه فرمود: «سُوءُ الظَّنِّ بِالْمُحْسِنِ شَرُّ الاْثْمِ وَأقْبَحَ الظُّلْمِ; سوء ظن به نيكوكار بدترين گناه و زشت ترين ستم هاست». در حديث ديگرى در همان كتاب مى خوانيم: «سُوءُ الظَّنِّ بِمَنْ لا يَخُونُ مِنَ اللُّؤْمِ; سوء ظن به كسى كه خيانت نمى كند نشانه پستى و لئامت است».

در حديث جالب ديگرى در همان كتاب آمده است كه امام(عليه السلام) مى فرمايد: «شَرُّ النّاسِ مَنْ لا يَثِقُ بِأحَد لِسُوءِ ظَنِّهِ وَلا يَثِقُ بِهِ أحَدٌ لِسُوءِ فِعْلِهِ; بدترين مردم كسى است كه به سبب سوء ظنى كه دارد به هيچ كس اعتماد نمى كند و (نيز) هيچ كس به سبب سوء فعلش به او اعتماد ندارد». كوتاه سخن اين كه از نظر آداب اخلاقى افزون بر مباحث قضاوت و احكام اصولى هرگاه كسى به وثاقت شناخته شد، سوء ظن نسبت به او كارى ظالمانه است.

 

نظرات